معرفی وبلاگ
سلام ،‌ خوش آمديد . در اين وبلاگ موضوعات زير مطرح مي شوند : اطلاعات ايران شناسي (معرفي شهرهاي ايران به تفكيك هر استان) - تاريخ ايران - ادبيات ايران زمين - جغرافياي ايران - گالري تصاوير و ... منابع وبلاگ => نرم افزار مرز پر گهر - سايت هاي : نماي ايران ، كتاب اول ، ساجد ، سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان ، پارست ، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، گنجور دات نت
لينك دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1493556
تعداد نوشته ها : 1100
تعداد نظرات : 27
Rss
طراح قالب

موسسه تبيان - ايران شناسي

Translate
لينك دوستان تبياني
پيج رنك

هريس يكي از قديمي ترين مناطق آذربايجان شرقي است. بر اساس نام هايي كه در وقف نامه ربع رشيدي آمده؛ مي توان گفت هريس در قرن هاي هفتم و هشتم هجري قمري؛ روستاي بزرگ و آبادي بوده است. قالي هاي هريس از شهرت جهاني برخوردار اند و نام اين منطقه؛ در دوردست ها نيز براي اهالي هنر شناخته شده است. آب و هواي اين منطقه به نسبت سرد و نيمه خشك است و رودهايي نيز در آن جريان دارند. هريس يك منطقه ي كشاورزي است و بش تر مردم آن به كشاورزي، دام داري و بافت قالي اشتغال دارند. صنايع اين شهرستان بيش تر از نوع كارگاهي و دستي بوده و موزاييك سازي و آهك پزي را شامل مي شود. چشم انداز شهرستان هريس كوهستاني است و كوهستان قوشاداغ و گردنه گويجه بئل از ديدني ترين مناطق كوهستاني ابن ناحيه اند كه چشم انداز بسيار زيبايي دارند. وجود اماكن قديمي و تاريخي چون: مسجدجمال آباد و بقعه شيخ اسحاق و قبور قديمي سبب رونق جاذبه هاي تاريخي و معماري در اين منطقه شده اند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
هريس يكي از قديمي ترين مناطق آذربايجان شرقي است. در وقف نامه ربع رشيدي نام بسياري ازآبادي هاي آذربايجان آمده است و نشان مي دهد كه پاره اي از‌ آن ها ( نظير هريس ) در قرن هاي هفتم و هشتم هجري قصبه هايي آباد و بزرگ بوده اند. چند بناي تاريخي مهم از دوره ي فرمان روايي ايلخانان و جانشينان آنان در اين بخش به جاي مانده است كه عبارتند از: بقعه شيخ اسحاق (در روستاي خانقاه خانمرود) گورستان مينق، گورستان هيق، گورستان گوور، مسجد سنگي جمال‌ آباد، و مسجد اسنق (مربوط به قرن هشتم هجري). هريس يكي از قديمي ترين مراكز صنعت فرش در آذربايجان و ايران است و فرش هاي«مرز بلند» آن شهرت جهاني دارند
مشخصات جغرافيايي
هريس يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي مركزي استان واقع شده است. شهرستان هريس در 10 كيلومتري شمال خاوري تبريز و 24 كيلومتري خاور جاده اصلي تبريز – اهر قرار گرفته است. مركز اين شهرستان در درازاي خاوري 47 درجه و 07 دقيقه و 38 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1900 متري از سطح دريا قرار گرفته است. شهرستان هريس از شمال به شهرستان اهر، از باختر به شهرستان تبريز، از جنوب به بستان آباد و سراب و ازخاور به مشگين شهر محدود مي شود. آب و هواي اين منطقه به نسبت سرد و نيمه خشك است و رودهايي نيز در آن جريان دارند. راه هريس – ينگجه به درازاي 26 كيلومتر كه به راه اصلي اهر – تبريز مي پيوندد و مسير شمالي – جنوبي هريس – مهربان به درازاي 23 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي به اين منطقه هستند.

 

مساجد شهرستان هريس


مسجد جمال آباد هريس
بناي اين مسجد؛ در روستاي جمال آباد – از توابع هريس و 21 كيلومتري جاده تبريز – سراب واقع شده است. بناي مسجد به درازا و پهناي 80/ 12 × 90/ 8 متر داراي شش ستون عظيم سنگي و سقف تير چوبي است. ستون ها در دو رديف قرار گرفته و همه داراي پايه و سرستون هاي سنگي منقش هستند. دو ستون وسطي استوانه اي و چهار ستون ديگر به شكل منشور هشت پهلو هستند. بلندي ستون ها با پايه و سرستون 63/ 5 متر و محيط آن ها 184 تا 187 سانتي متر است. درازاي مسجد از شمال به جنوب كشيده شده و مدخل سنگي آن در ديوار خاوري تعبيه گرديده است، كه داراي طاق و پايه هاي حجاري شده مي باشد. بر سطح طاق، آيه 18 سوره توبه و گلي شش پر نقش شده است. در روي هر يك از پايه هاي طاق مدخل هم، در نيم ستون مارپيچ ظريف حجاري شده است. به نظر مي رسد كه اين مسجد در بدو امر داراي پوشش گنبدي و ديوار هاي سنگي بوده كه همگي از بين رفته اند. در پاي ديوار مسجد قطعه سنگي بوده كه بر آن عبارت سنه ست و ثلثين و سبعمايه يا تسعمايه خوانده مي شده است. در درون مسجد منبر مشبك چهار پله بسيار زيبايي قرار دارد كه از شاهكارهاي هنر چوبي به شمار مي آيد و از نظر شيوه كار شبيه كارهاي دوره تيموري و صفوي است. با توجه به كتيبه ناقص به دست آمده و نزديكي شيوه كار و مكان اين مسجد با مسجد اسنق واقع در روستاي اسنق هريس به نظر مي رسد كه بناي اوليه مسجد مربوط به قرن هشتم و نهم هجري است.
مسجد اسنق هريس
در روستاي اسنق از توابع محال آلان بر آغوش سراب، مسجدي با ستون ها و روبناي سنگي و سنگ نبشته هاي زيبا قرار دارد. اين مسجد در وسط روستا ميان حياط وسيعي بنا شده است. مسجد اسنق چهار ستون سنگي استوانه اي يكپارچه دارد كه در دو رديف قرار گرفته اند. اين ستون ها پايه ها و سر ستون هاي مقرنس خوش طرحي دارند. طرح پايه ها يكنواخت و طرح سرستون ها متفاوت است. اين مسجد چندين كتيبه در سر در پنجره ها، ديوار خاوري و قسمت هاي ديگر دارد كه حاكي از عظمت بناي اوليه آن است. در داخل مسجد ميز چوبي منبت كاري شده و شكسته اي وجود دارد كه هم زمان با بناي مسجد ساخته شده است. بر روي قطعه اي از بازوي آن نام باني مسجد، صاحب فخرالدين محمد قيد شده است. آثار باقي مانده از اين منبر نشان مي دهد كه چند هنرمند توانا، وقت زيادي صرف ساختن آن كرده اند. به طور كلي از مضمون خطوط برجسته كنده شده در بازوهاي منبر و سنگ نبشته هاي بالاي در و پنجره هاي مسجد چنين بر مي آيد كه اتمام كار بناي مسجد و تهيه اثاث آن، در سال 733 هجري به امر فخرالدين محمد بن رستم و به دست نقاش و حكاك هنرمندي موسوم به ملك شاه صورت گرفته است.

سراب يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در باختر اين استان واقع شده است. بيش تر مردم اين ناحيه به كشاورزي اشتغال دارند اما صادرات مهم اين شهرستان عده اي را نيز در كار بازرگاني وارد كرده است. كوهستان آتشفشاني سبلان؛ مهم ترين جاذبه طبيعي منطقه است. ماهيت كوهستاني شهرستان باعث ايجاد چشمه هاي آب معدني زيادي در منطقه شده است. بناهاي تاريخي از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مكان هاي ديدني و تاريخي شهرستان سراب محسوب مي شوند. انواع محصولات كشاورزي در اين ناحيه به عمل مي آيد و پرورش زنبور عسل نيز در اين منطقه رايج است. صنايع مختلف كارخانه اي و صنايع دستي از جمله قالي و گليم بافي در شهرستان سراب رواج دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
سراب چون در كنار سراورود ساخته شده آن را سراو يا سراب نام نهاده اند. منطقه سراب از جمله مناطقي است كه از ديرباز مسكوني بوده است. وجود كتيبه اورارتويي، ‌تپه هاي باستاني و معابد سنگي در حومه اين شهر نشان گر قدمت تاريخي منطقه است. سراب در دوره امپراتوري اورارتويي از جمله مناطق داراي تمدن شهر نشيني بود. حتي پاره اي از محققين و باستان شناسان بر اين باورند كه قبور پراكنده در اطراف و اكناف شهر سراب، قدمتي بيش از سنگ نبشته هاي اورارتويي دارند. آثار به جاي مانده از فتوحات حكمرانان اورارتويي قدمت تاريخي اين منطقه را به سال هاي 685-730 ق. م مي رساند.
مراكز تمدن عهد باستان، معمولا پس از ويراني و انهدام در اثر حملات دشمنان، دوباره بازسازي نمي شد، اما شهر سراب بعد از شكست اورارتوها، در دوران حكمراني پارت ها نيز از رونق كافي برخوردار شد و مورد توجه حكم رانان پارتي بود. وجود تپه هاي باستاني، تل ها و سفالينه هاي كشف شده در منطقه، شاهد اين مدعا است. در منطقه سراب آثار متعددي از جمله معابد سنگي، قلاع و يك چهار طاقي متعلق به دوران تمدن ساساني بر جاي مانده كه مبين اهميت آن، در دوره ساساني است.
در دوران بعد از حاكميت اسلام در ايران و آذربايجان، شهر سراب هم چنان ارزش و اعتبار شهري خود را حفظ كرد و به لحاظ موقعيت ويژه جغرافيايي و حاصل خيزي خاك هميشه مورد توجه حكم رانان بود. شهر سراب در دوران حكومت مغولان از مراكز عمده حكومتي آذربايجان بود. نوشته اند كه سلطان احمد اكودار كه اسلام آورده بود، از دست ارغون خان و سرداران مغول به اردوي مادر كه در سراب مستقر بود، پناه برد و در آن جا دستگير شد و به دستور ارغون به سال 683 كشته شد. بعد از شكست سلطان احمد اكودار ارغون خان مغول، شوراي مغولان را در گردنه سايين به سال 683 تشكيل داد. در زمان حكومت چوپانيان نيز سراب مورد توجه بود و حكومت آن با « جاني بيگ خان» از اولاد «جوجي خان» بود كه در سال 758 در اين شهر كشته شد. در اوايل حكم راني صفويه كه شهرهاي تبريز و اردبيل از شهرهاي مهم به شمار مي رفتند، سراب به دليل نزديكي به اين دو شهر و موقعيت سوق الجيشي، از اهميت ويژه اي برخوردار بود. شاه اسماعيل صفوي بعد از شكست در جنگ چالدران به سراب روي آورد. و در سال 930 در اين شهر درگذشت. جنگ شاه اسماعيل و خليل پاشا در سراب روي داد و باعث ويراني و خسارات جبران ناپذيري شد، ولي شاه عباس قواي عثماني را در اين شهر شكست داد.
به سال 1205 آغا محمد خان قاجار با صادق خان شقاقي در اين منطقه جنگيد و بعد از گريختن صادق خان از شهر، آغا محمد خان سراب را فتح كرد. صادق خان شقاقي درجنگ با فتح علي شاه نيز شكست خورده به سراب عقب نشيني كرد و بعد از اينكه جواهرات آغا محمد خان را به فتح علي شاه پس دارد، از طرف شاه قاجار بخشوده شد و به حكومت سراب منصوب شد. شهرستان سراب هم اكنون دربرگيرنده شهرها، بخش ها و روستاهاي زيادي است و از مناطق آباد و سرسبز استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود.
مشخصات جغرافيايي
سراب در 47 درجه و 34 دقيقه طول و 37 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي و در ارتفاع 1680 متري از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان در غرب استان آذربايجان شرقي واقع است و از شمال با مشگين شهر در استان اردبيل، از جنوب با ميانه و هشترود، از شرق با استان اردبيل و از غرب با بستان آباد همجوار است. رود آجي چاي از 4 كيلومتري جنوب و رود پيسلر چاي از يك كيلومتري مشرق، و هند رود چاي از ميان شهر عبور مي كند. آب و هواي سراب نسبتا سرد و خشك مي باشد.( سراب در مسير اصلي بستان آباد – اردبيل قرار دارد و از اين طريق در 73 كيلومتري شهر بستان آباد و 134 كيلومتري شهر تبريز ودر 85 كيلومتري شهر اردبيل قرار گرفته است.

 

مساجد در شهرستان سراب

مسجد اسنق سراب
در روستاي اسنق از توابع محال آلان بر آغوش سراب، مسجدي با ستون ها و روبناي سنگي و سنگ نبشته هاي زيبا قرار دارد. اين مسجد در وسط روستا ميان حياط وسيعي بنا شده است. مسجد اسنق چهار ستون سنگي استوانه اي يكپارچه دارد كه در دو رديف قرار گرفته اند. اين ستون ها پايه ها و سر ستون هاي مقرنس خوش طرحي دارند. طرح پايه ها يكنواخت و طرح سرستون ها متفاوت است. اين مسجد چندين كتيبه در سر در پنجره ها، ديوار خاوري و قسمت هاي ديگر دارد كه حاكي از عظمت بناي اوليه آن است. در داخل مسجد ميز چوبي منبت كاري شده و شكسته اي وجود دارد كه هم زمان با بناي مسجد ساخته شده است. بر روي قطعه اي از بازوي آن نام باني مسجد، صاحب فخرالدين محمد قيد شده است. آثار باقي مانده از اين منبر نشان مي دهد كه چند هنرمند توانا، وقت زيادي صرف ساختن آن كرده اند.
به طور كلي از مضمون خطوط برجسته كنده شده در بازوهاي منبر و سنگ نبشته هاي بالاي در و پنجره هاي مسجد چنين بر مي آيد كه اتمام كار بناي مسجد و تهيه اثاث آن، در سال 733 هجري به امر فخرالدين محمد بن رستم و به دست نقاش و حكاك هنرمندي موسوم به ملك شاه صورت گرفته است.
مسجد جامع سراب
مسجد جامع سراب يادگار قرن نهم هجري قمري است. اين مسجد بدون گلدسته و مناره بوده و از يك شبستان بزرگ و يك حياط كوچك در سمت باختري و از دو در ورودي تشكيل شده است. در ورودي خاوري داراي كتيبه اي مرمري با خط متداول دوره گوركانيان و تركمانان آق قويونلو و هم عصر سلطنت ابوالنصر اوزون حسن آقا قويونلو است. در ورودي با 10 پله به صحن شبستان مربوط مي شود و در بدنه ديوار جنوبي پلكان، سنگ مرمر كوچكي كار گذاشته شده و بر آن عبارت الشفا في اليوم بنت الياس حجاري شده است. شبستان مسجد مجموعه اي است از 60 گنبد كه همه آن ها (به استثناي رديف چهارم از خاور) مستقيما بر روي طاق جناغي و ستون ها نهاده شده اند.
مسجد داراي منبر چوبي 7 پله ي بلندي به درازاي 6/3 متر و رتفاع 10/2 متر است كه در بالاي سطح خاوري نام واقف آن با خط ثلث زيبا، از چوب سفيد منبت كاري شده است. مسجد جامع سراب سه محراب دارد كه هر كدام از ويژگي هاي خاصي برخوردار است. يكي از محراب ها بسيار نفيس و زيبا و از كاشي لعاب دار برجسته است و با وجود صدمات مختلفي كه ديده، باز هم از زيبايي قابل توجهي برخودار مي باشد
مسجد جمال آباد سراب
جمال آباد نام روستايي است از محال آلان بر آغوش كه در 6 كيلومتري شمال مهربان و 21 كيلومتري جاده تبريز – سراب قرار گرفته است. اين روستا مسجد كهني دارد كه 6 ستون عظيم سنگي، سقف چوبي آن را نگه داشته است. ستون ها در دو رديف قرار گرفته و داراي پايه و سر ستون سنگي منقش هستند. دو ستون وسطي استوانه اي و چهار ستون ديگر به شكل منشور هشت وجهي مي باشند. بلندي ستون ها با پايه و سر ستون روي هم 36/5 متر است، بلندي پايه ها 44 سانتي متر و بلندي سر ستون ها 51 سانتي متر است. محيط ستون هاي استوانه اي 187 سانتي متر و محيط ستون هاي منشوري 184 سانتي متر مي باشد، ولي پايه ها سطح اتكا بيش تري دارد كه محيط قاعده هر پايه آن 260 سانتي متر است.
درازاي مسجد از شمال به جنوب كشيده شده و مدخل سنگي آن درديوار خاوري تعبيه گرديده است. طاق سردر و پايه هاي مسجد حجاري شده اند. سنگ نبشته اي در طاق جاي داده اند كه متضمن آيه 18 سوره توبه است. گل شش پري نيز بالاي نوشته ها به چشم مي خورد. بر روي هر يك از پايه هاي طاق هم دو نيم ستون مارپيچي ظريف حجاري شده است. ظاهرا اين مسجد در ابتدا داراي يوارهاي سنگي و سقف گنبدي بود، كه جنس سنگ هاي به كار رفته در مسجد عموما آهكي است. در مسجد جمال آباد منبر مشبك چهار پله بسيار زيبايي گذاشته شده كه از شاهكارهاي مسلم هنر چوبي اسلامي به شمار مي رود و شيوه كارهاي چوبي دوره تيموري و صفوي را دارد. اگر ساخت اين منبر هم زمان با بناي مسجد باشد، مي توان احتمال داد كه تاريخ بناي مسجد 936 هجري قمري بوده است. اگر چه مقايسه شيوه حجاري ستون ها و ديگر قسمت هاي سنگي مسجد، با شيوه حجاري اسبق، چنين نظر و حدسي را تائيد نمي كند. در مورد باني مسجد اطلاعات مستندي در دست نيست ولي طبق اظهار اهالي روستا، گويا اين مسجد به امر امام حسن (ع) ساخته شده است.

 

كتيبه ها و سنگ نبشته ها در شهرستان سراب

سنگ نبشته رازليق سراب
اين كتيبه بر صخره اي از كوه زاغان واقع در 12 كيلومتري شمال سراب در ناحيه رازليق كنده شده است. اندازه آن 80× 120 سانتي متر است و 16 سطر دارد.

سنگ نبشته متعلق به آرگيشتي دوم ( 685-730 ق. م)، پسر روساي اول است كه در فاصله سده هاي هشتم و هفتم قبل از ميلاد، به مناسبت تسخير همان قلعه كنده شده است.
سنگ نبشته قيرخ قيزلار (نشتبان)
سراب اين سنگ نبشته به خط ميخي و زبان اوراتويي بر روي صخره اي به درازاي 5/4 متر و پهناي 10/2 متر و ارتفاع 6/2 متر و به وزن 20 تن حك شده است. محل كتيبه، روستاي قيرخ قيزلار در شمال خاوري سراب مي باشد و تحت شماره 729 به ثبت تاريخي رسيده است. كتيبه بر قسمتي از سطح جنوبي سنگ به طور مسطح و صيقلي شده حك گرديده است. درازاي اين كتيبه 106 سانتي متر و پهناي آن 75 سانتي متر بوده و در 13 سطر منقور مي باشد و حد فاصل سطور با خطوط ممتد افقي مشخص شده است. قسمت اعظم سطر آخر و سه چهارم سطر دوازدهم و نصف سطور هشتم تا يازدهم و يك سوم سطر هفتم از بين رفته است. در وسط سطور نيز سوراخي به شكل C لاتين ديده مي شود. اين سوراخ و فرسايش حوالي آن تنيجه تماس دست مردم است كه اعتقاد به تقدس آن دارند و با كشيدن دست بر روي آن زيارت مي كنند. اين سنگ نبشته به خاطر موارد زير از اهميت ويژه اي برخوردار است.
- وجود معبد كلان سنگي (سنگ افراشت ها)
- يكي از بيست و يك قلعه اي كه شاه اوراتويي فتح كرد و به آتش كشيد. در شمال اين سنگ نبشته و در كنار معبد يا گورستان آن كلان سنگي قرار دارد كه مورد بررسي و تحقيق قرار نگرفته است.
- قايل شدن به قدرت ماورا الطبيعه به كتيبه دشمن كه سنتي تاريخي بوده است.

 

تپه هاي باستاني در شهرستان سراب

تپه باستاني امام چاي سراب
در شمال خاوري روستاي امام چاي سراب، تپه اي باستاني به نام امام چاي وجود دارد. مساحت تپه حدود 4000 متر مربع و ارتفاع آن از زمين هاي اطراف 20 متر است.
در نتيجه حفاري هاي غير مجاز و خاك برداري هاي زراعتي كه در اين تپه صورت گرفته، موارد زير مشخص شده است : تعدادي قبرهاي اسلامي، يك رگه با سفال هاي مختلف مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد، يك رگه آثار خاكستر و زغال از يك آتش سوزي و يك دوره تاريخي با سفال هاي مختلف و خشت خام.
تپه باستاني قلعه جوق سراب
اين تپه در 2 كيلومتري شمال سراب در دهكده اي به همين نام واقع شده است. ارتفاع آن 30 متر است و مساحتي در حدود 20 هزار مترمربع (به شعاع 80 متر) دارد.

بيش از نصف اين تپه خاك برداري شده كه در نتيجه آن برش هاي مختلفي به وجود آمده است و باعث شده در بعضي قسمت هاي آن ديوارهاي بلندي به ارتفاع قريب به 5 متر پيدا شود. اين ديوارها از خشت هاي بزرگي كه در بناهاي مادي وجود دارد ساخته شده است. در اين تپه انواع سفال از دوران ماقبل تاريخ و هزاره دوم قبل از ميلاد و دوران پارت ها تا قرون اوليه اسلامي و سفال هايي مرصع در انواع مختلف پيدا شده است.

 

قلعه هاي باستاني در شهرستان سراب

آيي قلعه سي (بقاياي قلعه سنگي شيران) سراب
شيران روستايي از توابع خانمرود سراب مي باشد. در روستا قلعه سنگي كهني بر روي تپه قرار گرفته است. اين قلعه يك حوض سنگي بزرگ دارد كه جاي پاي چهار اسب در آن كنده شده و سه حوض سنگي كوچك نيز در نزديكي هاي آن وجود دارد. از ديوارهاي قلعه نيز آثاري به جا مانده است.

گورستانهاي باستاني در شهرستان سراب

گورستان بقعه شيخ اسحاق سراب
اين گورستان در جانب باختري بقعه شيخ اسحاق در روستاي خانقاه محال خانمرود واقع شده است. بر روي قبرها لوح، كتيبه، مجسمه، قطعه سنگ و ميل هاي حجاري شده گوناگوني نهاده شده و نشان مي دهد كه اين قبرها متعلق به قرون 9و 10و 11 هجري قمري است.

 

ميانه يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي جنوب خاوري استان واقع شده است. ميانه كه در گذشته گرمرود گفته مي شد؛ به علت قرار گرفتن ميان اردبيل و زنجان؛ ميانه ناميده شده است. شهرستان ميانه يكي از قطب هاي مهم اقتصادي و كشاورزي آذربايجان شرقي است. بيش تر مردم اين منطقه به كشاورزي و دام داري اشتغال دارند. ارتفاعات بزغوش و تالاب ماهي آباد از جاذبه هاي طبيعي ميانه به شمار مي آيند. بناهاي تاريخي مانند مسجد ترك، كاروان سراي جمال آباد، پل هاي تاريخي، بقعه ها، قلعه ها و حمام روستاي ترك نيز از مكان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
ميانه كه در گذشته گرمرود گفته مي شد؛ به علت قرار گرفتن ميان اردبيل و زنجان ميانه ناميده شده است. ميانه يكي از شهرهاي تاريخي و كهن آذربايجان و ايران است. در سال 720 قبل از ميلاد در آذربايجان و كردستان امروزي، سرزمين ماننا قرار داشت و مركز آن در نزديكي درياچه اروميه بود. در مرزهاي اين سرزمين نواحي نيمه مستقلي وجود داشتند كه تابع ماننا بودند. مانند زيكرتو، (در ناحيه ميانه و اردبيل كنوني)، اندريا (در بخش سفلاي دره قزل اوزن) و سرزمين ديوك يا ديااكو، (به احتمال قوي، در بخش علياي دره قزل اوزن) ميانه پايگاه نيروهاي سلاطين و محل كسب فرامين آن ها بود. اوچ تپه كه امروز يكي از دهستان هاي اين شهر است، در زمان نادرشاه افشار قرارگاه لشكريان او بود. نادر در لشكركشي هاي خود بر عليه عثماني بيش تر در اين محل اقامت مي كرد. در زمان احمدشاه قاجار، ميانه يكي از مراكز حكومتي خاندان فيروز ميرزا فرمان فرماييان بود.
مشخصات جغرافيايي
ميانه مركز شهرستان ميانه، در درازاي خاوري 47 درجه و 43 دقيقه، پهناي شمالي 37 درجه و 25 دقيقه و در ارتفاع 1100 متري از سطح دريا واقع شده است. اين منطقه در 171 كيلومتري جنوب خاوري تبريز و در مسير راه اصلي ميانه – تبريز قرار دارد. ميانه از شمال به شهرستان سراب و اردبيل، از خاور به خلخال، از جنوب به زنجان و از باختر به شهرستان هاي بستان آباد و هشترود محدود مي شود. آب و هواي اين شهرستان معتدل و خشك است. راه هاي دسترسي به ميانه به اين قرار است : مسير راه اصلي تبريز – زنجان تا تبريز 171 كيلومتر و تا شهر زنجان 109 كيلومتر، راه فرعي ميانه – خلخال به درازاي 132 كيلومتر.

 

مساجد در شهرستان ميانه

مسجد سنگي ترك ميانه
روستاي ترك از توابع شهرستان ميانه يكي از روستاهاي قديمي استان است كه در اسناد تاريخي نام آن بارها مورد اشاره قرار گرفته است. در اين روستا مسجدي است كه نماي آن از سنگ هايي خوش تراش و كنده كاري شده بوده و كتيبه هايي كه تاريخ تعمير مسجد را مي رساند در آن نصب شده اند. مسجد به دفعات مورد مرمت قرار گرفته و آخرين بار در سال 1363 توسط ميراث فرهنگي استان نوسازي و مرمت شد. بر در و ديوار سنگي اين مسجد تاريخ 1016 قمري يعني دوران شاه عباس صفوي و نيز 1282 دوران ناصر الدين شاه قاجار به زبان هاي عربي و فارسي نقش بسته است. در كتيبه اي از سنگ هاي وسط دو پنجره مسجد، تاريخ تعمير آن و عبارتي در معرفي معمار و استاد بنا(عبدالوهاب) و باني مسجد (حاجي مراد تركي) حك شده است. محراب مسجد از اهميت خاصي برخوردار بوده و بسيار استادانه ساخته شده است. اين محراب از سنگي يك پارچه تراشيده شده و كنده كاري هاي ديدني دارد. در مورد تاريخ ساخت مسجد نظرات مختلفي وجود دارد. برخي بناي مسجد را به امام حسين (ع) مربوط مي دانند و برخي ديگر آن را به خاندان مغول، به ويژه سلطان الجايتو نسبت مي دهند.

 

كاروانسراها در شهرستان ميانه

كاروان سراي جمال آباد ميانه
اين بنا در دامنه روستاي جمال آباد، در 35 كيلومتري شهرستان ميانه واقع شده و از كاروان سراهايي است كه شاه عباس در طول راه ها مي ساخت.

 

پلها در شهرستان ميانه

پل گردنه شبلي ميانه
اين پل در پايين گردنه شبلي و نزديك روستاي سعيد آباد، بر روي يكي از شاخه هاي رودخانه تلخه رود (آجي چاي) در مسير تبريز- ميانه بر پا شده و از ساخته هاي اواخر دوره قاجاريه يا به نوشته «فرهنگ جغرافياي آذربايجان خاوري» مربوط به زمان ناصر الدين شاه قاجار است كه به هزينه شخصي به نام حاج محمد قزويني ساخته شده است. البته كارنگ در كتاب «آثار باستاني آذربايجان» باني پل سعيد آباد را تاجر معروف حاج شيخ جعفر قزويني متوفاي 1321 هـ. ق معرفي مي كند. پل گردنه شبلي به درازاي حدود 212 متر، از سه قسمت باختري، خاوري و مياني تشكيل شده است. قسمت باختري پل مشتمل بر 3 دهانه با طاق هاي نيم دايره است. هر كدام از اين دهانه ها 60/6 متر پهنا دارد. پل در اين قسمت، از سطح سنگ فرش بستر رودخانه، 5 متر ارتفاع و سطح گذر آن با احتساب جان پناه ها 10/7 متر پهنا دارد. قسمت خاوري پل، تنها مشتمل بريك دهانه به پهناي 60/6، ارتفاع 60/5 و پهناي 90/6 متر است. بين قسمت خاوري و باختري پل، ديواره سدي به درازاي تقريبي 150 و پهناي 30/9 متر قرار گرفته كه از طرفين و به فاصله هاي معين با جرزهاي نيم دايره تقويت شده و در دو جا، در زير آن، آبگذر كوچكي تعبيه شده است. بستر رودخانه در محل برپايي پل، سنگ فرش شده و پايه ها نيز در قسمت پايين، از سنگ هاي تراشيده به اشكال منظم ساخته شده اند. پايه ها در جهت مخالف و موافق جريان رودخانه داراي موج شكن هاي نيم دايره اي است كه تا سطح جان پناه ها بالا آمده اند. به غير از سطح سنگ فرش و شالوده پايه ها، بقيه پل با آجر هايي به ابعاد 5/4 × 21 × 21 سانتي متر ساخته شده است.
پل شهر چاي ميانه
اين پل در 12 كيلومتري جنوب شهر ميانه و در نزديكي تازه كند، بر روي رودخانه شهرچاي كه يكي از شعب رودخانه قزل اوزن است، بر پا شده و با توجه به ويژگي هاي معماري، احتمالا از آثار دوره صفويه است كه در دوره هاي بعدي، تعميرات و تغييراتي در آن صورت گرفته است. تاريخچه پل به طور دقيق معلوم نيست، ولي اطلاعاتي كه در سفر نامه هاي سياحاني نظير لسترنج، شواليه شاردن (1664 م)، جملي كارري ايتاليايي ( 1105 هجري) وجود دارد، نشانگر آن است كه پل مزبور از بناهاي تاريخي و قديمي اين شهر است. از متون فوق چنين استنباط مي شود كه بناي اوليه پل قبل از قرن هشتم هجري، يعني دوره حمد الله مستوفي بود، و در قرن 17 ميلادي يعني در زمان مسافرت شواليه شاردن رو به ويراني گذاشته است.
پل شهر چاي در مسير تهران – تبريز قرار گرفته و قبل از ساخت پل جديد، براي تردد در اين مسير مورد استفاده بوده است. پل مذكور، 269 متر درازا، 60/7 متر پهنا دارد و شامل 23 چشمه يا دهانه با طاق جناغي است (دو چشمه از 23 چشمه پل در دوره بعد ويران شده و به شيوه اي كاملا متناسب، با مصالح جديد، به صورت مسطح مرمت شده است). مصالح عمده پل را آجر تشكيل مي دهد كه در طاق، بدنه و قسمت زيادي از پايه ها به كار رفته و ملاط مصرفي در طاق ها گچ است. در پايه ها نيز تقريبا تا سطح آب رودخانه از سنگ تراش داده با ملاط ساروج استفاده شده است. ارتفاع پل تا سطح جان پناه ها به 25/5 متر مي رسد. پهناي چشمه ها مساوي و هر كدام 70/6 متر است. به جهت ارتفاع مساوي دهانه ها، سطح پل نيز مسطح و فاقد شيبي است كه در بيش تر پل هاي منطقه ديده مي شود. پايه هاي پل به ضخامت 3 متر در دو سو با آب برهايي مثلثي براي تسهيل جريان رودخانه ساخته شده است. بر روي پايه ها و بين چشمه ها، دهانه هاي كوچكتري براي كاهش وزن پل تعبيه شده كه در اصطلاح معماري بدان ها «كانه» يا «كنود» گفته مي شود. جلو اين دهانه ها به وسيله پشت بند سه طبقه منشوري شكلي مسدود شده و تنها روزنه هاي بيضي شكلي براي تهويه هواي داخل آن ها باقي مانده است. در طرفين ورودي هاي گذرگاه پل، ميل يا ستون هاي راهنمايي به ارتفاع 5/1 متر با سر ستون هاي چهار گوش مطبق تعبيه شده است تا عابران را به هنگامي كه مشكل ديد دارند، به سوي گذرگاه هدايت كند. هم چنين بر طرفين سطح گذرگاه، جان پناه هايي به ارتفاع 70 سانتي متر ساخته شده كه اين جان پناه ها در دوره هاي بعدي با آجر و سيمان بازسازي شده است. بر پيشاني يكي از طاق هاي مياني پل، سنگ نوشته مرمرين كوچكي نصب كرده اند كه مربوط به تعميرات در زمان نايب السلطنه عبالس ميرزا است. در ساخت پل از آجر هايي به ابعاد 5/4 × 20 × 20 سانتي متر استفاده شده است. اين پل به شماره 871 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل دختر ميانه
اين پل كه « قيز كور پي سي» و پل «قافلانكوه» نيز ناميده مي شود، در مسير جاده ميانه به زنجان، در 20 كيلومتري جنوب خاوري ميانه و جايي كه رودخانه قزل اوزن به دامنه خاوري قافلانكوه مي رسد، بر روي رودخانه قزل اوزن بر پا شده است. در خصوص تاريخ دقيق بناي پل، اطلاع كافي در دست نيست. به نظر پروفسور پوپ در كتاب بررسي هنرهاي ايران، تاريخ بناي پل به اواخر قرن پانزدهم ميلادي مي رسد. اسم معمار و حاكم حامي او حاج عباس بن الحاج محمد بن العباس و محمد روان بن عثمان القزويني ثبت شده است. شيند لر تاريخ احداث پل را در حدود سال 1882 ميلادي خوانده است. پل دختر ميانه در درازاي تاريخ بارها تعمير و بازسازي شده است كه مي توان به تعميرات سال 932 هجري توسط شاه بيگم، 1084 هجري، هم چنين در زمان آغا محمد خان قاجار و يكبار نيز بعد از شهريور 1320 شمسي اشاره كرد.

كتيبه منسوب به بناي اوليه پل، ناخوانا و غير قابل استفاده گشته است، اما بر اساس قرائت هوتوم شيندار – در سال 1882 ميلادي – در كتيبه (هر چند نمي توان به طور كامل به اين قرائت اعتماد كرد) تاريخ 888 ق و نام هاي حاج عباس بن الحاج محمود بن العباس القزويني و محمد روان بن عثمان القزويني بر آن ثبت شده بود. عناوين مذكور احتمالا مربوط به معماران پل بوده است. با قبول اين قرائت، ساختمان پل را مي توان از آثار دوره تيموري و قرن نهم هجري دانست. با اين حال، ادعاي تاريخ قديمي تري در مورد اين پل، چندان دور از انتظار نيست، به ويژه اگر در نظر داشته باشيم مسيري كه پل مزبور بر آن ساخته شده، در طول تاريخ، يكي از مسير هاي مهم ارتباطي بوده و ساخت پلي بر روي رود خا نه قزل اوزن در اين مسير، از همان ابتدا ضروري بوده است. سبك معماري پل نيز مي تواند آن را در زمره كارهاي دوره تيموري يا ايلخاني قرار دهد. پل دختر ميانه بر اساس كتيبه مرمرين موجود، در سال 933 ق توسط شاه بيگم بنت محمد بيگ موصللو تعمير و مرمت شده است. در اوايل دوره قاجار نيز ظاهرا به دستور آغا محمد خان قاجار، تعميراتي بر روي پل صورت مي گيرد.
سپس در سال 1313 ش طاق پل، شكست بر مي دارد كه همان سال توسط اداره كل باستان شناسي و با كمك اداره فرهنگ ميانه و اداره راه استان تعمير و مرمت مي شود. طاق بزرگ و مياني اين پل توسط فرقه دمكرات آذربايجان در روز 20 آذر ماه 1325 ش براي جلوگيري از پيشروي قواي دولتي، با مواد منفجره منهدم گشته كه تا به حال به همان صورت باقي است و براي عبور و مرور وسايل نقليه، پل جديدي در نزديكي پل قديمي بر پا كرده اند.
پل دختر ميانه، از نظر معماري و ساختمان، يكي از نمونه هاي برجسته هنر مهندسي و معماري اسلامي ايران به شمار مي آيد. اين پل به درازاي 120 و پهناي گذرگاه حدود 11 متر، داراي سه دهانه بزرگ باقوس جناغي است. جهت پل، خاوري – باختري است و ارتفاع آن در بلندترين قسمت حدود 16 متر مي باشد. پايه هاي پل، از سنگ هاي تراشيده و با استحكام كامل ساخته شده و در هر دو جهت موافق و مخالف جريان رودخانه، آب برهايي مثلثي شكل براي تسهيل عبور جريان آب دارد. بر روي اين پايه ها و حد فاصل دهانه ها، دهانه يا آب گذرهاي كوچكتري قرار داده اند كه علاوه بر كاهش وزن پل و صرفه جويي در مصالح، آب هاي طغياني را از خود عبور داده، اثرات تخريبي طغيان هاي رودخانه را كاهش مي دهند. بر بالاي اين دهانه ها، طاق نمايي كم عمق، و در دو جانب آن ها، آب برهاي چند ضلعي كوچك تري ساخته شده كه تا نزديكي سطح پل بالا مي آيد. اين آب برها علاوه بر اين كه پشت بند ديواره محسوب مي شود، در جريان طغيان هاي شديد رودخانه، آب را به درون دهانه هاي بزرگ و كوچك هدايت مي كند. بر روي فاصله بين پايه ها، طاق هاي جناغي متناسب و مستحكمي بر پا داشته اند كه متاسفانه طاق مياني منهدم شده است. طاق مياني، از ديگر طاق ها بزرگ تر و پهناي آن حدود 60/22 متراست. پهناي دهانه خاوري و باختري نيز به ترتيب 30/17 و 16 متر مي باشد. ارتفاع تيزه دهانه مياني احتمالا حدود 12 متر بوده و ارتفاع تيزه دو طاق خاوري و باختري به ترتيب 10و 6/8 متر است. براي كاهش وزن پل، ماندگاري آن و هم چنين صرفه جويي در مصالح، به جاي انباشتن فضاي بين دهانه ها و زير سطح گذر گاه پل، علاوه بر دهانه هاي كوچك آبرو، فضا هاي طاقداري در محور طولاني پل و زير سطح آن در نظر گرفته است. در محل شكستگي پل مي توان اين فضا هاي طاقدار را، هر كدام به پهناي 6/2 و ارتفاع حدود 3/3 متر مشاهده كرد. سطح گذرگاه پل كه پهناي زيادي دارد، به گونه منظمي با سنگ، فرش شده و در كنار ه هاي آن، جان پناه هايي ساخته شده است. در دو سوي ابتدا و انتهاي گذرگاه پل، ميل هاي راهنمايي به ارتفاع حدود 50/2 متر ساخته شده تا در مواقعي كه مشكل ديد وجود داشته، مسافران را به سوي گذرگاه هدايت كند. اين پل داراي دو كتيبه تاريخي است. كتيبه اول، آجري و به شكل مربع به ضلع 2 متر و به نسخ است كه خطوط آن به مرور زمان ناخوانا شده است. اين كتيبه بر روي پايه مياني قرار دارد و احتمالا مورخ 888 ق است. كتيبه دوم، در سمت چپ پل، سنگ نوشته مرمريني مورخ 933 ق و مربوط به تعميرات آن است. اين بنا به شماره 87 به ثبت رسيده است.

 

حمامها در شهرستان ميانه

حمام روستاي ترك ميانه
اين بنا در مجاورت ميدان و مسجد سنگي روستاي ترك، واقع در 23 كيلومتري شمال ميانه، واقع گرديده و از آثار دوره قاجاريه (احتمالا قرن سوم هجري) به شما رمي آيد. بناي حمام مشتمل بر سر بينه، گرم خانه، خزينه و فضاهاي مرتبط به آن هاست كه با پوشش هاي طاق و گنبدي مسقف شده اند.

درباره شهرستان بناب
بناب يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي جنوب باختري اين استان واقع شده است. خاك حاصل خيز به همراه آب فراوان و كارداني و تلاش مردم اين سرزمين زمينه هاي مساعدي براي كشاورزي و رونق اقتصادي به وجود آورده است. وسعت باغ هاي ميوه و مزارع غلات، حبوبات و صيفي جات نمايان گر رونق كشاورزي آن است. مجسمه ي دخترك انگورچين وسط ميدان اصلي شهر بناب؛ به گونه اي خاص انسان را متوجه مي سازد كه در يك منطقه ي كشاورزي قرار دارد. باغ هاي ميوه و تاكستان هاي سرسبز محصولات متعددي دارند و رونق و سرسبزي اين ناحيه را سبب شده اند.

شهرستان بناب از نظر صنعتي داراي كارخانه هاي ريسندگي، بافندگي، قالي بافي، پتوبافي، موزاييك سازي، و كارخانه هاي مواد غذايي است.
سراسر خاور بناب را ارتفاعات سهند فرا گرفته و چشم اندازي كوهستاني به منطقه بخشيده است. درياچه اروميه، تالاب ها و جزاير موجود در منطقه از جاذبه هاي طبيعي اين شهرستان به شمار مي روند. وجود كاروان سراها، راسته بازارها و ميدان هاي بزرگ نيز نشانه ي سابقه درخشان و شكوفايي اقتصاد اين منطقه است.
مسجد جامع مهرآباد با مناره اي بلند كه نگاه هر تازه واردي را به خود جلب مي كند، قلعه معروف ضحاك، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مكان هاي تاريخي و ديدني اين شهرستان به شمار مي آيند.
كشاورزي و دام داري بناب در جلگه اي آبرفتي در دامنه هاي كوهستان سهند و صوفي چاي و رسوبات ساحل درياچه اروميه ساخته شده است و داراي آب فراواني است. بنابراين به لحاظ كشاورزي ازرونق زيادي برخوردار است. غلات، انگور، كشمش، بادام، گردو، برگه زردآلو، از مهم ترين محصولات اين شهرستان اند كه از نظر اقتصادي بسيار پر اهميت هستند. دام داري و دام پروري نيز از مهم ترين فعاليت هاي اقتصادي بناب به شمار مي آيند. دام داري در اين منطقه از ديرباز به علت موقعيت جغرافيايي و وجود مراتع سرسبز رونق و بازدهي خوبي داشته است. پرورش دام كه توسط عشاير و روستاييان صورت مي گيرد؛ بيش تر شامل: گاو، گوسفند،‌ و گوساله است علاوه بر آن پرورش طيور به شيوه هاي سنتي و صنعتي شامل:پرورش مرغ و خروس، غاز، بوقلمون و اردك مي شودكه در حد خودكفايي توليد مي شود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
بناب به معناي سرزميني است كه ريشه اش در آب و يا نزديك آب است. اين منطقه از ديرباز از مراكز پيشرفته و با سابقه فرهنگي بوده است. اين منطقه قبل از حمله مغول بسيار آباد و پررونق بود. چنان كه ‌درارتفاعات جنوبي گورستان هاي منطقه قره قشون، آثاري مربوط به قرن هاي هشتم و نهم هجري به دست آمده است. هم چنين آثار و بقاياي بناهاي تاريخي نشان گر آباداني بناب در دوره صفويه است. با وجود اين كه بناب از شهرهاي مهم آذربايجان است از نقطه نظر اقتصادي، سياسي و تاريخي پيوسته تحت تاثير مراغه بوده است. مشخصات جغرافيايي شهرستان بناب يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي جنوب باختري اين استان واقع شده است. اين منطقه از سمت شمال به عجب شير، از سمت باختر به مراغه، از سمت خاور به درياچه ي اروميه و از سمت جنوب به شهرستان ملكان محدود مي شود.

شهر بناب مركز شهرستان بناب از شهرستان هاي مهم استان آذربايجان شرقي است كه در كرانه هاي خاوري درياچه اروميه و در مسير جاده تبريز به مراغه و كردستان و آذربايجان غربي قرار گرفته است. فاصله بناب تا تبريز 114 كيلومتر و تا مراغه 19 كيلومتر و ارتفاعش از سطح دريا 1290 متر است. بناب در درازاي خاوري 46 درجه و 03 دقيقه و پهناي شمالي 37 درجه و 20 دقيقه قرار گرفته است. اين منطقه آب و هوايي معتدل با تابستاني گرم و مطبوع و زمستاني ملايم دارد. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان عبارتند از : ـ راه آسفالته درجه يك اصلي به سمت شمال باختري تا بخش عجب شير به درازاي 25 كيلومتر. ـ راه آسفالته درجه يك اصلي به سمت شمال خاوري تا شهر مراغه به درازاي 10 كيلومتر. -‌ راه آسفالته اصلي به سمت جنوب تا شهر ملكان به درازاي 25 كيلومتر.

مراغه از مناطق كهن آذربايجان شرقي است كه گفته مي شود در دوره مادها ساخته شده است. مراغه يك منطقه ي كشاورزي است و تنوع محصولات و فرآورده هاي كشاورزي آن را به يكي از مناطق مهم آذربايجان شرقي تبديل كرده است. گفته مي شود در زمان داريوش، آذربايجان شرقي يكي از ساتراپ هاي ايران و پايتخت آن شهر شيز بوده كه در جنوب خاوري مراغه قرار داشته است. از نظر كشاورزي و باغ داري اين شهرستان وضع بسيار خوب و پر رونقي داشته و نوع كشت آن آبي و ديمي است. مراغه در زمينه ي صنايع وابسته به كشاورزي فعاليت دارد و بيش تر كارخانه هاي موجود در آن به كار تهيه خشكبار اشتغال دارند. جاذبه هاي طبيعي شهرستان مراغه؛ اين منطقه را به يكي از زيباترين مناطق آذربايجان شرقي تبديل كرده است. وجود كوهستان سهند و نزديكي به ساحل درياچه اروميه همراه با دشت سبز مراغه، وجود غارهامپوييل كه معروف ترين غار منطقه است، آثار تاريخي و باستاني فراوان از جمله مساجد قديمي مانند: مسجدجامع مراغه، مقبره هاي مشاهير، قلعه ها، برج ها، كليساهاي زيبا، سدها و پل هاي قديمي و از همه مهم تر رصدخانه ي مراغه اين منطقه را به لحاظ طبيعي و تاريخي به يكي از مناطق ديدني و غني استان آذربايجان شرقي تبديل كرده است.

 

مساجد مراغه

مسجد معزالدين مراغه
در سمت باختري ميدان خشكبار مراغه كه درگذشته به ميدان آرد فروشان معروف بود، مسجدي قديمي وجود دارد كه به مسجد معز الدين معروف است. در فضاي كلي اين بنا يك مسجد كوچك ديگر و مقبره اي گنبد دار وجود دارد. اين مسجد بزرگ 36 ستون چوبي در چهار رديف دارد كه از ديوار شمالي آن توسط قرينه اي وارد محوطه مقبره شيخ معز الدين مي شود. مقبره، برج گنبد داري است نظير برج غفاريه مراغه كه در اثر رطوبت و عدم توجه و مراقبت، به مرور زمان گنبد آن فرو ريخته و تزيناتش از بين رفته است. در محوطه مقبره و مساجد، سنگ نبشته ها و الواح قبرهاي متعددي وجود دارد كه به روشن ساختن تاريخ مراغه كمكي شايان توجهي مي كند و اطلاعات ارزنده اي از قرن هاي 8 تا 12 هجري در اختيار علاقمندان به تحقيق در تاريخ و ادب و هنر مي گذارند. اين سنگ نبشته ها متعلق به قبر شيخ معز الدين و بستگان وي است. آن چه كه از اين سنگ نبشته ها معلوم مي شود اين است كه از قرن هشتم به بعد تا روي كار آمدن شاه اسماعيل صفوي، خاندان معز الدين در مراغه صدارت و نفوذ سياسي و معنوي داشته اند. اين مسجد در دوران سلطنت شاه تهماسب به وسيله فردي به نام حاجي نبي بازسازي گرديد كه ماده تاريخ 976 هـ. ق در كتيبه اي از مرمر ديده مي شود. علاوه بر اين، در سال 1372 هـ. ق نيز تعميراتي در مسجد صورت گرفت كه در يك كتيبه با خط نستعليق درشت نوشته شده است.

مسجد زنجيرلي مراغه
اين مسجد در جنوب خاوري برج ده ضلعي مشهور به «قبر مادر هلاكو» واقع شده است. سقف و ستون هاي چوبي منقش آن به سبك دوره صفوي است.
مسجد جامع مراغه
اين مسجد در خيابان خواجه نصير مراغه واقع شده است. اين مسجد داراي دو در است كه يكي به خيابان و ديگري به بازار سبزي فروشان اين شهر باز مي شود. كتيبه هاي موجود و شيوه معماري مسجد نشانگر تعلق آن به دوره صفويان است. اين مسجد حياط بزرگي دارد كه بناي اصلي در قسمت جنوبي آن قرار گرفته و در بقيه فضاي حياط 16 اطاق براي سكونت طلاب ديني ساخته شده است. درازاي بناي مسجد 28 متر و پهناي آن 5/18 متر است و 35 ستون دارد. سقف و ستون هايي آن منقش و همگي چوبي مي باشند. اين مسجد داراي شبستاني با چايخانه و آبدارخانه مي باشد. پنجره هاي شبستان به مسجد باز مي شود. در كنار شبستان، مسجد متروكي نيز وجود دارد كه بر روي ديوار آن دو كتيبه سنگي است كه تاريخ آن ها به ترتيب 1024 و 1106 هـ. ق مي باشد. متن كتيبه ها نشان دهنده فرماني است كه از سوي حاكم وقت در لغو پاره اي از مقررات مالي و پرداخت وجوهي كه از طرف رعايا انجام مي شد، صادر شده بود.
مسجد شيخ بابا
يكي ديگر از مساجد تاريخي مراغه، مسجدي موسوم به شيخ بابا است كه آن نيز در سال هاي اخير بازسازي شده است. اما از بناي اصلي و اوليه مسجد آثاري به جاي مانده كه در جريان نوسازي مورد استفاده قرار گرفت و هر كدام از آن ها ويژگي به خصوصي از نظر معماري و قدمت تاريخي دارند. اين مسجد در قسمت شمالي خيابان خواجه نصير واقع شده است

 

كليساي مراغه

كليساي هوانس مراغه
اين كليسا در روستاي پرآباد بين مراغه و ميانه واقع شده است. البته هنوز هم مورد استفاده اقليت شهر قرار مي گيرد. اين كليسا مربوط به دوره ايلخانان است، مدخل آن در ضلع باختري است و ورود به داخل از طريق درگاه زير طاق گنبدي صورت مي گيرد. فضاي اصلي كليسا به شكل مستطيل است كه عبادتگاه يا محراب، در ضلع خاوري آن واقع شده كه مركب از سه طاقنما با قوس جناغي است. طاق نماي مياني از طاق نماهاي طرفين بزرگ تر است و در داخل اين طاقنما ها دو پنجره مستطيل شكل با تزيين جالب و شيشه هاي رنگي ديده مي شود. طاق نماي مياني داراي طاق جناغي و طاقنماهاي طرفين داراي گنبد كوچكي است. در ديوار، طاقچه ها و نغول هاي كم عمقي جهت عكس هاي يادبود تعبيه شده است. نور داخل كليسا از درب ورودي و پنجره هاي كوچك ضلع خاوري، شمالي و جنوبي تامين مي شود. در جلوي تالار نرده چوبي مشبكي قرار دارد كه حد فاصل محراب و محل نشستن مردم است. بر روي سقف كليسا نيز چند چلچراغ قديمي جلب توجه مي كند. در ضلع باختري حياط يك سري ساختمان يك طبقه احداث شده كه در گذشته مورد استفاده بوده و اكنون متروك شده است ولي اتاق هاي مخروبه ديگري نيز در اطراف حياط ديده مي شود كه مسكن ارامنه كم بضاعت روستاي پرآباد است. سر در ورودي كليسا داراي گنبد هرمي با روكش شيرواني است و ناقوس كليسا نيز در اين محل قرار دارد

 

پلهاي مراغه

پل چيكان مراغه
اين پل در 25 كيلومتري شمال خاوري مراغه قرار گرفته و آثار دوره صفوي به شمار مي آيد.

پل سنگي مراغه
اين پل در گذشته بر روي رودخانه صافي، در كنار شهر مراغه و در مسير ارتباطي به بناب قرار داشته است. اين پل در دوره قاجاريه توسط حاجي ملك موسوي ساخته شده و داراي پايه هاي سنگي و طاق و بدنه آجري با قوس جناغي بوده و پايه هاي آن در جهت مخالف جريان آب، شكل مثلثي داشته اندو تمام دهانه هاي پل به يك ارتفاع بوده است.
پل ليلان چاي مراغه
اين پل در جنوب روستاي ليلان – از توابع شهرستان ملكان- بر روي ليلان چاي و در مسير كاروان و قديمي تبريز – همدان واقع گرديده و ظاهرا از آثار دوره صفويه مي باشد كه دردوره قاجاريه بازسازي و تعمير شده است. پل ليلان چاي، 46 متر درازاي (با احتساب دنباله و بخش از بين رفته پل، 75 متر) و با احتساب جان پناه ها، 30/6 متر پهناي و 40/5 متر ارتفاع داشته است. دهانه هاي سه گانه پل هر كدام 50/4 متر پهناي دارد و با طاق جناغي پوشش يافته اند. شالوده پايه هاي پل از سنگ هاي تراشيده ساخته شده و بر روي صخره هاي طبيعي بستر رودخانه قرار گرفته است. اين پايه ها در هر دو جهت، موج شكن هايي مثلثي شكل دارند. اين موج شكن ها به صورت جرزهاي پشتيبان تا راس جان پناه ها بالا مي آمده است. ابعاد آجرهاي به كار رفته در اين پل، 5/4× 21×21 سانتي متر است.

پل هلاكو مراغه
در قسمت شمال باختري شهر مراغه كنار برج معروف به برج غفاريه، پل قديمي هفت چشمه اي وجود دارد، كه متاسفانه فقط چهار چشمه از آن باقي مانده و سه چشمه ديگرش خراب است. اين پل كه بر روي رودخانه صافي چاي بنا گرديده و فعلا متروك مانده، نزد اهالي به پل «هلاكو خان» مشهور است. چشمه هاي آن با هم متحدالشكل و مساوي نيستند. دو چشمه با قوس هلالي و يك چشمه به صورت هلال شكسته و يك چشمه هم جناغي است. بر روي پايه سوم پل در جناغ شمالي كتيبه اي وجود دارد كه متاسفانه به دليل ساييدگي، تاريخ آن قابل قرائت نمي باشد تا بتوان از روي آن به تاريخ بناي پل پي برد. ولي ترديدي نمي توان داشت كه اين پل از دوره ايلخانان مغول باقي مانده و به همان سبك ابنيه مغولي از آجر و سنگ بنا گرديده و بعد ها تعميراتي در آن صورت گرفته است. طرز ساختمان پل تركيبي است از آجر چيني در بين جرزها و قاب كردن سنگ در قالب آجري كه همان سبك پل سازي مغول محسوب مي شود.

 

قلعه هاوبرجهاي مراغه

قلعه و غار قيز لار قالاسي مراغه
قيز لار قلعه سي (قلعه دختران) يكي از مهم ترين آثار تاريخي و طبيعي شهرستان مراغه است. اين قلعه و غار در 20 كيلومتري جنوب باختري مراغه و در سمت جنوبي دره بسيار عميق كوه هاي گوي داغ (كوه كبود) واقع شده است. دهانه غار به قطر 30×20 متر و درازاي آن در ابتدا 35 متر و پهنايش 24 متر و ارتفاعش حدود 20 متر است. ارتفاع كلي غار و قلعه نسبت به دره عميق مقابل حدود 1800 متر تخمين زده شده است. داخل غار دالان هاي متعدد تنگ و تاريكي وجود دارد كه در بعضي از آن ها اقسام استالاكتيت هاي آهكي به چشم مي خورد. در ارتفاعات پشت قلعه، باقيمانده يك ديوار خشتي به چشم مي خورد كه از بقاياي قلعه اي قديمي است كه پايين آن چند دخمه وجود دارد كه آثار كندوكاوهاي غير مجاز در آن ها مشهود است.
قلعه ضحاك (هشترود مراغه)
بر فراز تونل راه آهن تهران- تبريز، بين مراغه و ميانه، در خاور ايستگاه خراسانك، بقاياي يك آبادي قديمي سطح وسيعي را پوشانده است. اين محل را قلعه ضحاك مي خوانند. طريق وصول به قلعه به وسيله اتومبيل به اين ترتيب است. ابتدا بايد جاده ميانه- تبريز را در جهت سراسكند طي كنيم. سپس از سراسكند به طرف ايستگاه خراسانك، كه 14 كيلومتر راه خاكي ناهموار است، پيشروي نماييم. از اين نقطه به بعد را بايد پياده رفت. در امتداد خط به سمت خاور ميانه حركت مي كنيم، از تونلي مي گذريم و به پل راه آهن رودخانه قرنقو مي رسيم. بلافاصله پس از پل، تونل طويل تري شروع مي شود كه بخشي از قلعه ضحاك بر گرده آن استوار است. قلعه ضحاك را سرهنگي به نام مونتيث (Monteith) در حدود سال 1830 كشف كرد. در حوالي سال 1840 راولينسون و چند سال پيش محمد تقي مصطفوي رئيس باستانشناسي ايران از محل ديدن كرده اند. و نيز شيب من در سال 1964، در قلعه ضحاك مطالعاتي انجام داده است. رودخانه قرنقو در اين منطقه، مسير پيچ در پيچ خود را در فلاتي مرتفع و كوهستاني طي مي كند و به سمت خاور جريان مي يابد، تا در نزديكي ميانه به قزل اوزن بپيوندد. طرفين رودخانه را پرتگاه هاي تندي محصور كرده اند. قلعه، كه بنايي بسيار محكم است و ديواري دو لايه با پيشامد گي هاي مدور دفاعي دارد احتمالا توسط اسماعيليه بازسازي و مورد استفاده قرار گرفته است. قدمت آن ممكن است حتي به دوره ساساني نيز برسد. ساختمان قلعه با دو حصار جانبي پرتگاه هاي مشرف به رودخانه را در سمت باختر و خاور، مي بندد و با جبهه جنوبي مدخل آن را كه در زميني باريك بين دو سطح مرتفع واقع است، حفاظت مي كند. در بقاياي اين حصار قديمي هنوز جايگاه دروازه آن مشخص است و از اطرف آن سفال هايي متعلق به هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح، يافت شده كه از قدمت قلعه ضحاك حكايت مي كند. گمان مي رود كه استحكامات در سطح مرتفع شمالي در دوره مانايي ساخته شده باشد و نيز اين قلعه، در دوره هاي مادي و هخامنشي هم مسكون بوده است. مهم ترين ساختمان محوطه، عمارت كوچكي است (پاويون) كه دركنار پرتگاه قرار گرفته است. در اطراف اين تك بنا، تكه هايي از قطعات گچبري شده و يا حجاري شده به دست آمده است. آب قلعه ضحاك از چشمه اي كه از فرورفتگي سنگ كوه مي جوشد، تامين مي شده است. فضاي داخلي عمارت در امتداد محور پهنايي، شش متر اندازه دارد و در امتداد محور درازايي بنا، طاقي استوانه اي به قطر چهار متر متناسب با پهناي دهانه جنوبي ساخته اند. در سطح داخلي و خارجي دو قاعده، طاقي استوانه اي و نيز دور تا دور بالاي سطح خارجي ديوارهاي سمت هاي ديگر بنا، حفره هاي سه بخشي ديده مي شود كه ياد آور حفره هاي ساختمان هاي هخامنشي است. سر درهاي قوسي شكل پيش آمده، شباهت روي كار نما و كتيبه هاي نقش هندسي، همگي حكايت از اين دارند كه احتمال قوي، قلعه ضحاك مربوط به دوره اشكاني و يكي از مهم ترين بناهاي ياد بود آن دوره در ايران است. قلعه ضحاك به احتمال زياد مخصوص ديده باني بوده است. اين قلعه، از هزاره دوم قبل از ميلاد تا ابتداي دوره اسلامي مسكون بوده و مكاني پر اهميت به شمار مي رفته است. مينورسكي مي نويسد: «كه شايد در قديم به قلعه ضحاك «فاناسپا» مي گفته اند و اين مكاني است كه بطليموس از آن نام برده است». قلعه ضحاك بر سر راه قديمي مركز آذربايجان يعني حدود تبريز و تخت سليمان و اكباتان قرار گرفته است.

برج مدور آجري مراغه
اين برج تقريبا به فاصله ده متري برج ديگري به نام قبر مادرهلاكو در مركز شهر مراغه واقع شده است. در بالاي سردرب آن كتيبه اي وجود دارد كه تاريخ بنا را به سال 563 هـ. ق نشان مي دهد

 

مزارهاوگنبدهادر مراغه

گنبد سرخ مراغه
از پنچ مزار موجود در مراغه، قديم ترين آن ها، گنبد سرخ است كه در آذربايجان بيش تر به «قرمزي گنبد» شهرت دارد. اين گنبد عمارتي است چهار گوش با سقفي گنبدي كه بر مقرنس هايي كه هنوز سالم مانده اند، نهاده شده است. اين بنا شبستاني دارد كه در بلندي قرار گرفته و داخل و زير عمارت نوعي سردابه احداث شده است. در سمت خاور، دري وجود دارد كه اين سردابه را كه از داخل هيچ راهي به شبستان ندارد به خارج مربوط مي كند. چهار پنجره بنا به شكلي تعبيه شده اند كه از داخل در گردن گنبد و از خارج بر چهار وجه اصلي هشت گوشه اي سقف قرار گرفته اند. روزنه هاي ديگري نيز در كتيبه هاي نواري شكل اضلاع باختري، جنوبي و خاوري گشوده اند، ولي بدون شك اين روزنه ها هيچ ارتباطي با تركيب اوليه ساختمان ندارد و بعدها آن ها را ايجاد كرده اند. پاي بنا از سنگ تراشيده ساخته شده است. هم چنين سر ستون هايي كه پايه هاي كوچك طاق هاي اضلاع ثانوي را بر دوش دارند همگي از سنگ هستند. بقيه بنا تماما از آجر است. لا به لاي اين آجرها كه با زيبايي تحسن انگيزي بر روي هم چيده شده اند، بلوك هاي كاشي فيروزه اي رنگ، جلوه اي خاص دارند. كتيبه ها و نقوش هندسي از آجر سرخ تراشيده، و كاشي مينايي رنگي بر بالاي درگاه بنا كار گذاشته شده است. بر زمينه اي از گچ خاكستري اين كتيبه ها نقوشي از گل و برگ گچبري كه اثري از رنگ آبي در آنها ديده مي شود، آراسته شده است. كتيبه هاي موجود نشان گر اين است كه بنا در زمان حيات عبدالعزيز ساخته شده ، ولي از هويت وي كه مدعي حمكراني آذربايجان بود اطلاعي در دست نيست.

گنبد مدور مراغه
گنبد مدور دومين مزار از قبرهاي پنجگانه مراغه است. اين بنا برجي است مدور كه از گنبد و سقف آن چيزي بر جاي نمانده و مزاري كاملا ناشناخته است. ارزش بنا در اين است كه ترقي و تكامل نماي مينايي را طي دوران كوتاه ميان تاريخ احداث اين بنا و تاريخ ساخت گنبد سرخ نشان مي دهد. بنا كه از آجر ساخته شده، بر سكوي بلندي از سنگ كه سردابي در ميان دارد، نهاده شده است. ساختمان، ظاهري ساده دارد و نظير نوعي برج دفاعي است كه فاقد تزئينات است. فقط قسمت ورودي با نقوشي پر و غني، مشابه نماي اصلي گنبد سرخ آذين شده است.

گنبد كبود مراغه
سومين مزار از قبرهاي پنجگانه مراغه كه « قبر مادر هلاكو»نيز ناميده مي شود گنبد كبود مراغه، برجي كبود و زيبا به شكل منشور ده وجهي است. پهلو هاي اين برج داراي طاق نما و حاشيه كاري و دندانه است و در كناره آن ها پايه هاي ستون مانندي ساخته شده است. اين پايه ها مانند سطح بيروني طاق نما ها، با تزئيناتي مركب از آجر و سفال و كاشي فيروزه اي رنگ در طرح هايي هندسي، به شكل بديع آرايش شده اند. وجه تسميه برج، شايد به دليل وجود اين همه كاشي فيروزه اي باشد. اين برج نظير ديگر برج هاي مقبره دار دو طبقه است. قسمت پايين، سرداب مخصوص دفن ميت است و قسمت بالايي، اطاقي مزين به گچبري، كاشي و نوشته، مي باشد. اطاق سقف بلندي دارد كه گنبد آن فرو ريخته و قسمت اعظم گچبري و تزئينات و نوشته هاي آن نيز از بين رفته است. داخل بنا، دور تا دور زير گنبد بر حاشيه اي پهن از گچ، با خط نسخ قسمتي از آيه اول سوره 67 قرآن كريم نوشته شده است. اندازه قبر كه منسوب به مادر هلاكو است و زير گنبد قرار دارد، از حد معمول بزرگ تر مي باشد. تاريخ بنا با توجه به نظرات مختلفي كه در مورد صحت وجود قبر مادر هلاكو، در اين گنبد مطرح است، احتمالا در فاصله سال هاي 582 و 652 مي باشد.

گنبد غفاريه مراغه
اين گنبد نيز يكي ديگر از مزارهاي پنجگانه مراغه مي باشد. اين بنا در قسمت شمال باختري مراغه، كنار رودخانه صافي چاي واقع شده و تاريخ احداث آن در فاصله بين سال هاي 725 و 728 هـ. ق است. گنبد غفاريه بنايي مربع و آجري است كه بر بالاي سكويي سنگي و سردابه دخمه اي عميقي استوار مي باشد. در چهار زاويه آن ستون هايي با نقوش لوزي يخ ساخته اند. جلو خان بزرگ آن، رو به شمال دارد و پهناي طاق زيرين به جانب خاور است. هر يك از اضلاع طرفين و عقب داراي دو طاقنما و يك حاشيه مكتوب است. در اين گنبد تمامي خطوط، ريحان است. كاشي هاي اين بنا مخلوطي از رنگ آبي دريايي و آسماني است. رنگ حروف كتيبه ها سياه بوده و بر متن سفيد ديوار با شاخ و برگ فيروزه قرار دارند. بالاي طاق نماي مركزي ايوان بزرگ، كتيبه اي سه خطي ديده مي شود. بالاي درگاه بنا نيز يك كتيبه دو سطري موجود است كه به علت ساييدگي و شكستگي مفهوم نيست، ولي به نظر مي رسد كه القاب و نام صاحب بقعه است. در جلو خان بزرگ يك طاقنماي مركزي بر سر در ساخته اند كه در بالاي آن دو سطر كتيبه ديده مي شود.

گؤي برج مراغه
اين بنا كه در محله اتابك، كوچه سبزيچي ها قرار دارد، پنجمين و آخرين مزار بزرگ مراغه است. متاسفانه اين بنا امروزه به ويرانه اي تبديل شده و نشانه و كتيبه اي كه بتوان با آن تاريخ بنا را معين ساخت، در دست نيست.

 

ساير نقاط مراغه

سد كوره (چكان) مراغه
در سر راه چكان – هره بر روي رودخانه چكان، سدي به شكل ابتدايي و درعين حال جالب توجه واقع شده است كه به «سد كوره» معروف مي باشد. اين سد با قلوه سنگ و سنگ لاشه به ارتفاع 6 متر بنا گرديده است. درازاي اين سد در بستر رودخانه به 100 متر مي رسد. طبق اظهار نظر اهالي محل اين سد را شخصي به نام اسد خان آصف در يك قرن پيش ساخته است.

آب انبار رصدخانه مراغه
بقاياي اين بنا در سال 1351 هـ. ش و به هنگام كاوش هاي باستان شناسي، تپه رصدخانه مراغه كشف شد. اين بنا كه در دامنه جنوب خاوري تپه واقع شده ظاهرا به همراه ديگر بناهاي رصدخانه مربوط به اوايل دوره ايلخاني و حدود سال 657 هـ. ق است. به نظر مي رسد آب مورد نياز آن، از آب جوي هاي حاصل از بارش برف و باران بر سطح تپه تامين مي شده است. بناي آب انبار مشتمل بر مخزني مستطيل شكل به درازا و پهناي 2/4×5/8 و عمق 3 متر است كه گنجايش 107 متر مكعب آب را دارامي باشد. ديواره هاي اين مخزن به ضخامت يك متر با سنگ هايي به اشكال نامنظم بالا آمده و پس از آن طاقي ضربي با آجر بر روي آن زده اند.( پوشش آجري آن از بين رفته است) براي استحكام بخشيدن به ديواره ها و هم چنين دريافت حجم بيش تري از آب، بنا در زير سطح دامنه تپه ساخته شده و دريچه ورود آب به مخزن در ضلع شمالي آن قرار دارد. براي آب بندي مناسب، ‌كف مخزن، بعد از كف سازي با نوعي اندود ساروج بسيار محكم پوشش يافته است. هم چنين در اين كف آبگذري براي تخليه و لايروبي مخزن پيش بيني شده است

X