معرفی وبلاگ
سلام ،‌ خوش آمديد . در اين وبلاگ موضوعات زير مطرح مي شوند : اطلاعات ايران شناسي (معرفي شهرهاي ايران به تفكيك هر استان) - تاريخ ايران - ادبيات ايران زمين - جغرافياي ايران - گالري تصاوير و ... منابع وبلاگ => نرم افزار مرز پر گهر - سايت هاي : نماي ايران ، كتاب اول ، ساجد ، سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان ، پارست ، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، گنجور دات نت
لينك دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 399491
تعداد نوشته ها : 2572
تعداد نظرات : 60
Rss
طراح قالب

موسسه تبيان - ايران شناسي

Translate
لينك دوستان تبياني
پيج رنك

كرمانشاه يكي از باستاني‌ترين مناطق‌ايران است كه گفته مي شود توسط طهمورث ديوبند – پادشاه افسانه‌اي پيشداديان – ساخته شده است. كرمانشاه يكي از باستاني‌ترين شهرهاي ايران است و به همين لحاظ از نظر مكان هاي ديدني جايگاه ويژه‌اي را در بخش گردشگري كشور دارا است. از طرفي تنوع آب و هوايي و موقعيت جغرافيايي سبب جاذبه هاي طبيعي اين منطقه شده به گونه‌اي كه مجموع اين جاذبه‌هاي طبيعي و فرهنگي كرمانشاه را به صورت يكي از كانون‌هاي مهم گردشگري ايران در آورده است. زبان اهالي كرمانشاه فارسي، كردي و كرمانشاهي است و مذهب آن‌ها شيعه، سني،‌ يهودي و آسوري است. كرمانشاه يكي از مناطق عشايري ايران محسوب مي‌شود كه نقش مهمي در اقتصاد منطقه ايفا مي‌كنند. در سال هاي اخير تعداد قابل ملاحظه‌اي از عشاير به زندگي يك جانشيني و كشاورزي اشتغال ورزيده اند كه در شهرها و به‌خصوص روستاها اسكان يافته اند. ايل كلهر و سنجابي از جمله ايل هاي مشهور كرمانشاه به شمار‌مي‌آيند. عشاير منطقه كرمانشاه به 6 دسته (ايل) كلهر، سنجابي، قلخاني، زنگنه، ذوله و زردلان (بالوند) تقسيم مي شوند. بيش‌تر طوايف ايل سنجابي در ماهيدشت و دهستان سنجابي اسكان يافته اند و به كشاورزي مي پردازند ناحيه ييلاق ايل سنجابي شاه‌كوه و رودخانه قره سو است كه تا روانسر ادامه مي يابد. قشلاق اين ايل ناحيه اي وسيع از قصر شيرين تا نزديكي خانقين، قزل رباط و نفت شهر است. مردم ايل كلهر زمستان را در خانه هاي روستايي و تابستان را در مراتع سرسبز و خرم پيرامون روستاهاي خود زير سياه چادر (كولا) به سر مي برند.
اشتغال عمده عشاير كرمانشاه دام‌داري و كشاورزي است و در كنار آن بافت گليم، فرش، سياه چادر، چيغ جوراب، دستكش و شال پشمي رواج دارد كه توليدات شان را در شهرهاي منطقه به خصوص كرمانشاه عرضه مي نمايند. عشاير كرمانشاه با داشتن بيش از يك ميليون راس دام قسمتي از نيازهاي استان و ساير مناطق را تامين مي كنند. اساس اقتصاد كرمانشاه بر كشاورزي، دام‌داري و صنايع استوارشده است. كرمانشاه از ديرباز به دليل موقعيت جغرافيايي خاص و نياز اهالي به لوازم و مواد اوليه زيستي مركز صنايع دستي بوده است و در بين مردم بومي، افرادي مستعد و ماهر در هر رشته پرورش يافته اند. انواع قالي و قاليچه، گليم بافي، گيوه دوزي، چيغ بافي، وسايل و لوازم چوبي، قلم‌زني، نقره كاري، مسگري، زرگري، چرم سازي،‌ نمد مالي كوزه گري، و فلز كاري در محدوده شهرستان از رواج و رونق ديرينه برخوردار بوده و توليدات آن ها بيش‌تر به ساير نقاط ايران و خارج صادر مي‌شود.
مكان هاي ديدني و تاريخي
كرمانشاه يكي از باستاني ترين مناطق ايران است و به همين لحاظ از نظر مكان هاي ديدني جايگاه ويژه‌اي را در بخش گردشگري كشور دارا است. از طرفي تنوع آب و هوايي و موقعيت جغرافيايي سبب جاذبه هاي طبيعي اين منطقه شده به گونه اي كه مجموع اين جاذبه هاي طبيعي و فرهنگي شهر كرمانشاه و استان را به صورت يكي از كانون هاي مهم گردشگري ايران در آورده است.

جاذبه هاي طبيعي اين منطقه عبارتند از:
سراب طاق وسان : شمال كرمانشاه
سراب قنبر : جنوب كرمانشاه
سراب نيلوفر : 30 كيلومتري شمال باختر كرمانشاه
سراب هاي خفر : كيلومتر 18 جاده كرمانشاه – سنندج
سراب ياوري : جاده كرمانشاه – روانسر
غارآسنگران : 22 كيلومتري جاده كرمانشاه – سنندج
غار پراو : شمال كرمانشاه
غار تايله نو : بدره – كوه يرزرد
غار جوجو : ارتفاعات پراو
غار رتيل : مسير كرمانشاه به كرند
غار كليسا : ارتفاعات كرمانشاه
غار مرشكا : ارتفاعات كرمانشاه
غار ميراوي : ارتفاعات كرمانشاه
غار نوروزخان : ارتفاعات كرمانشاه تشكيل مي‌دهند.
هم چنين بناهاي تاريخي و مكان هاي باستاني اين شهرستان را:
تكيه معاون الملك : كرمانشاه
پل ماهيدشت : جاده كرمانشاه – قصر شيرين
قلعه شاهين : 18 كيلومتري جاده كرمانشاه – قصر شيرين
قلعه خاموش : مسير كرمانشاه – ريجاب
قلعه گه : مسير جاده كرمانشاه
كاروانسراي ماهيدشت : ماهيدشت
مسجد جامع : كرمانشاه
مسجد حاج شهبازخان : كرمانشاه
مسجد دولت‌شاه : كرمانشاه
مسجد شاهزاده : كرمانشاه
مسجد عمادالدوله : كرمانشاه
مسجد فيض آباد : كرمانشاه
مسجد معتمد : كرمانشاه تشكيل مي‌دهند.
صنايع و معادن
صنايع در اين شهرستان هم همانند ديگر شهرستان ها به دو دسته صنايع كارخانه اي و صنايع دستي تقسيم مي شود كه انواع فرآورده‌هاي نفتي، قند و شكر، صنايع غذايي جزو صنايع كارخانه‌اي و انواع قالي و قاليچه، گليم بافي، گيوه دوزي، كارهاي ظريف دستي و كوزه گري از جمله صنايع‌ستي شهرستان به شمار مي‌آيد. مهم ترين آن ها عبارتند از: الف ـ كارخانه‌هايي كه سرمايه‌گذاري آن‌ها دولتي است. مانند:1ـ سيمان باختر، 2ـ قند بيستون واقع در 32 كيلومتري راه كرمانشاه ـ همدان، 3ـ پالايشگاه كرمانشاه، 4ـ نيروگاه برق گازي، 5ـ شركت سيم و كابل باختر، 6ـ كارخانه شير پاستوريزه، 7 ـ پشم بافي كشمير، 8ـ نوشابه سازي زمزم. ب‌ـ‌ كارخانه و كارگاه‌ هايي كه با سرمايه گذاري بخش خصوصي داير گرديده كه مهم ترين آن ها كارخانه هاي آرد سازي، شركت هاي توليد دانه (خوارك دام و طيور)، كارخانه هاي بيسكويت سازي، الكل صنعتي و طبي، رنگ سازي، وسايل توزين، ريخته گري و كارخانه گوني بافي هستند. معادن شهرستان كرمانشاه بسيار غني بوده و مهم ترين آن ها عبارتند از: 
1ـ سنگ مرمريت در بخش هاي دينور، فيروز‌آباد، مركزي و هرسين
2ـ سنگ لاشه و مالون در حومه كرمانشاه
3ـ سنگ چيني
4ـ سنگ لاشه آهكي درحومه كرمانشاه شامل مي شو.
كشاورزي و دام داري
كرمانشاه با توجه به شرايط مناسب طبيعي (تنوع طبيعت و در پي آن تنوع آب و هوايي) و به علت داشتن خاك مرغوب، دشت هاي حاصل‌خيز، رودخانه‌ها و سراب‌هاي پر آب و دايمي يكي از قطب هاي كشاورزي ايران است. محصولات كشاورزي كرمانشاه عبارتنداز: گندم، جو، بنشن، تره بار، گياهان علوفه اي، بادام، گردو، زردآلو،‌ انگور، و دانه هاي روغني. به طور كلي‌بالغ بر 218284 هكتار زمين مزروعي و بالغ بر 5054 هكتار باغ در سطح اين شهرستان وجود دارد. به علت وجود مراتع سر سبز منطقه و عشاير كوچ رو، دام‌داري نيز از رونق خاصي برخوردار است. دام‌داري و دام‌پروري نيز از جمله فعاليت هاي اقتصادي بسيار مهم شهرستان كرمانشاه محسوب مي شود. پرورش طيور و پرورش زنبور عسل دراين منطقه رواج و رونق بسيار دارد. به دليل رونق اقتصادي در بخش هاي كشاورزي، صنايع، دام‌داري و صنايع دستي و نيز به جهت موقعيت ارتباطي كرمانشاه در كشور، اين شهرستان مركز ثقل مبادلات داخلي به ويژه با استان هاي هم جوار محسوب مي‌شود. به همين جهت در زمينه صادرات به ويژه غلات قالي، گليم، پوست، پشم، روغن حيواني، گيوه و بعضي كالاهاي صنعتي مانند سيمان و نفت تصفيه شده نقش مهمي را ايفا مي كند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان كرمانشاه از شمال باختري به شهرستان سنندج، از باختر به شهرستان هاي پاوه و اسلام آباد غرب، از جنوب به شهرستان شيروان و چرداول، از خاور به شهرستان هاي اسدآباد و كنگاور و از شمال خاوري به شهرستان سنقر محدود مي‌شود. مركز استان كرمانشاه، در 47 درجه و 4 دقيقه درازاي جغرافيايي و 34 درجه و 16 دقيقه پهناي جغرافيايي قرار دارد. اين شهرستان با قرار گرفتن در 6 كيلومتري جنوب رودخانه قره سو و دامنه كوه سفيد و طرفين دره سراب، داراي 1410 متر بلندي از سطح دريا است. شهر كرمانشاه بر جلگه اي در شمال و جنوب رود قره سو برافراشته شده است. اين رود از سراب روانسر سرچشمه گرفته و پس از آبياري مسير خود، با گذشتن از ميان شهر كرمانشاه در نزديكي فرامان به رود گاماسياب مي پيوندد. آب و هواي كرمانشاه در زمستان كاملا سرد و در تابستان به شدت گرم مي شود، اما شب هاي آن به علت وزش دايمي نسيم شمالي خنك و فرحبخش است. بر اساس سرشماري سال 1375 كرمانشاه، 692986 نفر جمعيت داشته است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:

- راه اصلي كرمانشاه – همدان به سوي شمال خاوري به درازاي 189 كيلومتر. از 25 كيلومتري همين راه، راهي به سوي جنوب خاوري تا خرم آباد كشيده شده است.
- راه اصلي كرمانشاه – سنندج به سوي شمال به درازاي 136
- راه اصلي كرمانشاه – اسلام آباد غرب به سوي جنوب باختري به درازاي 65 كيلومتر. از اسلام آباد سه راهي اي كشيده شده است كه كرمانشاه را به قصر شيرين،‌ ايلام و انديمشك متصل مي كند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
كرمانشاه يكي از باستاني‌ترين شهرهاي‌ايران است كه گفته مي شود توسط طهمورث ديوبند – پادشاه افسانه‌اي پيشداديان – ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت مي‌دهند. كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد.كرمانشاه در دوره‌هاي گوناگون تاريخي مورد توجه حكومت‌هاي وقت بوده است، چنان كه نادرشاه به منظور آمادگي در مقابل تجاوز عثماني ها به اين شهر توجهي خاص مبذول داشت. هم‌چنين پادشاهان صفويه نيز براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوي عثماني، اين شهر را مورد توجه قرار دادند. يكي از حاكمان كرمانشاه در دوره قاجاريه امام قلي ميرزا است كه از طرف ناصر الدين شاه به سرحدادي كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد، و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. كرمانشاه به جهت داشتن اراضي وسيع زراعتي يك شهر كشاورزي، از نظر دارا بودن پالايشگاه نفت و كارخانه هاي متعدد يك شهر صنعتي و به علت دارا بودن آثار متعدد باستاني در بيستون و طاق بستان يك شهر توريستي محسوب مي شود. اين شهر در اقتصاد كشور نقش ممتازي دارد.

 

طبيعت در شهرستان كرمانشاه

تالاب هشيلان
اين تالاب در مسير جاده كرمانشاه روانسر در 26 كيلومتري شمال غربي كرمانشاه و در دهستان الهيارخاني قرار دارد .
تالاب هشيلان به صورت ناوديسي است به مساحت تقريبي 450 هكتار كه در گستره دشتي و اراضي پست دامنه كوه هاي خورين و ويس قرار دارد . آب تالاب در بالا دست به صورت سراب و چشمه هاي جوشان مي باشد و در پهنه تالاب به صورت كانال‌هاي بزرگ و كوچك پخش شده است . پوشش گياهي سطح تالاب علفي است كه به صورت گياهان آبزي در داخل آب رشد كرده است . در اين تالاب حدود 110 جزيره كوچك و بزرگ با مساحت تقريبي از 100 متر مربع تا حدود يك هكتار شكل گرفته است . در داخل و حاشيه تالاب جانوراني زندگي مي كنند . بطوريكه بر اساس بررسي هاي به عمل آمده هرساله با شروع باران هاي پاييز و سرد شدن هوا پرندگان زيادي از آسياي مركزي به اين زيست بوم مي آيند و زمستان را در اين تالاب مي گذراندند اين تالاب مأمن و مأواي مناسبي براي زمستان گذراني تعداد زيادي از پرندگان مهاجر آبزي و كنار آبزي به شمار مي رود . هر ساله گروه‌هاي پرندگان مذكور توجه شكارچيان و علاقمندان به طبيعت را به خود معطوف مي‌دارد .
كوههاي دالاهو
ارتفاعات دالاهو داراي قلل بسار بلندي است كه بلندترين قله آن 2250 متر ارتفاع دارد . قسمت اعظم اين ارتفاعات داراي پوشش جنگلي و مراتع سر سبز در دامنه آن مي‌باشد و اكثر مدت سال به وسيله برف پوشيده شده است . اين رشته كوه از يكسو بر دشت بين‌النهرين مسلط است و از سوي ديگر به جنگل هاي كرند و اسلام آباد ديد ممتدي دارد .
كوه پراو
رشته كوه پراو در حقيقت امتداد ارتفاعات الوند است كه با جهت شمال غربي به طرف كوه‌هاي طاق بستان پيش مي رود و پس از طاق بستان به طرف كردستان متمايل مي گردد . اين ارتفاعات سنگي و غير مشجر بوده و داراي معابر محدود است . كوه بيستون بلندترين كوه اين رشته كوه مي باشد . طول رشته كوه پراو از شمال غربي تا جنوب شرقي 62 كيلومتر و عرض آن از شمال به جنوب در پهن ترين نقاط به 26 كيلومتر مي رسد .
سفيد كوه
اين رشته كوه در10 كيلومتري جنوب شهر كرمانشاه قرار گرفته و به طرف لرستان امتداد دارد . بلندترين قله اين كوه 2805 متر ارتفاع دارد و اكثر اوقات پوشيده از برف است. خط الرأس كوه سفيد مرز طبيعي بين منطقه درود فرامان و سر فيروز آباد ماهيدشت است. اين كوه همانند كوه هاي دالاهو ، پراو و شاهو جزء زاگرس مرتفع مي باشد . ريزابه هاي دامنه شمالي اين كوه به رودخانه قره‌سو و ريزابه هاي دامنه جنوبي آن به رودخانه مرگ مي ريزد

شاهو
اين ارتفاعات از جنوب شرقي روانسر آغاز شده و به صورت نواري به هم پيوسته به طرف پاوه ادامه داشته و از آنجا تا نوسود در جهت شمال غربي امتداد مي يابد و در حقيقت مرز طبيعي استان كرمانشاه با استان كردستان را شكل مي دهد . قسمت غربي اين كوه به رودخانه سيروان منتهي مي شود . بلندترين قله شاهو در شمال پاوه در حدود 3370 متر ارتفاع دارد و كوه تخت كه 2985 متر ارتفاع دارد دنباله كوه شاهو بوده و در همان خط سير ادامه داشته و به بخش رزاب منتهي مي گردد

كوه نوا
رشته ارتفاعات نوا در جنوب رشته كوه هاي دالاهو قرار گرفته كه تنگه پاطاق بين اين دو رشته كوه واقع گرديده است . بلندترين قله آن در جنوب روستاي سرميل در حدود 3288 متر ارتفاع دارد .
ارتفاعات قلاجه
اين ارتفاعات كه با جهت شرقي ـ غربي شكل گرفته اند ، حد فاصل استان هاي ايلام و كرمانشاه را شكل مي دهند . تمام اين ارتفاعات داراي درخت و درختچه هاي خودرو مي‌باشد . بلندترين قله آن 2355 متر ارتفاع دارد .

روخانه قره‌سو
سرچشمه اصلي اين رودخانه سراب روانسر واقع در 50 كيلومتري شمال غرب كرمانشاه مي باشد . اين رودخانه با جهت شمال غربي به جنوب شرقي جريان پيدا مي كند و در 15 كيلومتري كرمانشاه رودخانه رازآور و شاخه هاي فرعي آن به قره‌سو مي پيوندد و با مسير پر پيچ و خم دار در سطح دشت جريان يافته و در نزديكي روستاي قزانچي رودخانه مرگ به آن متصل مي شود . اين رودخانه با يك شيب آرام از داخل شهر كرمانشاه عبور كرده و در نزديكي فرامان به رودخانه گاماسياب مي پيوندد . در بسياري از نقاط حاشيه اين روخانه گياهان مختلفي رشد كرده كه به زيبائي آن جلوه خاصي داده است .

گاماسياب
اين رودخانه از سراب سنگ سوراخ و چشمه سارهاي اطراف نهاوند سرچشمه گرفته و پس از اتصال با رودخانه ملاير به رودخانه گاماسياب تغيير نام داده است . به اين رودخانه در مسير خود ، رشته هاي فرعي مختلفي از جمله آب ملاير ، آب نهاوند و آب تويسركان ملحق شده است . اين رودخانه در جنوب بيستون به آب دينورآب پيوسته و به نام گاماسياب ادامه مسير داده و در نزديكي فرامان به رودخانه قره‌سو متصل شده و پس از آن به نام سيمره وارد خاك لرستان مي شود وسپس در استان خوزستان به نام كرخه جريان يافته و وارد هورالعظيم مي شود .

دينور آب
يك شاخه اين آب از روستاهاي دامنه غربي اسدآباد سرچشمه مي گيرد و شاخه دوم آن كه به آب زحماني معروف است از سر تخت كليايي سرچشمه گرفته كه در دهكده زحماني با شاخه سوم كه از سراب سنقرچاي مي آيد متصل شده و در ميان راهان با شاخه چهارم متصل مي شود . پس از عبور از پل ميان راهان در دهكده برناج آب برناج به آن اضافه شده و با پيوستن آب نوژي وران به آن ، دينور آب اصلي را شكل مي دهد . اين آب پس از مشروب كردن دشت دينور و چمچمال در جنوب بيستون به گاماسياب مي ريزد.

رودخانه مِرِگ
اين رودخانه از سراب فيروز آباد واقع در جنوب غربي ماهيدشت سرچشمه گرفته و در شمال شرقي روستاي مير عزيزي به قره‌سو متصل مي شود . پس از عبور از ماهيدشت و دريافت آب سراب كاشنبه ، وارد دشت كوزران شده و در آنجا آب رودخانه زردآب به آن مي پيوندد . پس از آن در پاي كوه ويس به رودخانه قره‌سو مي ريزد.

رودخانه رازآور
اين رودخانه از كوه هاي اطراف كندوله و كامياران سرچشمه گرفته و پس از عبور از كوه هاي جنوب شرقي كامياران ، در پاي كوه قرال به مسيرش ادامه داده و در جنوب قزانچي به رودخانه قره‌سو مي ريزد .

دشت بيلوار
اين دشت از رسوبات رودخانه كامياران به وجود آمده است . اراضي اين دشت در حدود 11 هزار هكتار است

دشت دينور
اين دشت در جنوب سنقر قرار گرفته و مساحت اراضي آن حدود 9 هزار هكتار است

دشت ماهي دشت
اين دشت را ارتفاعات نعل شكن در شرق و ارتفاعات حسن آباد چهار زبر در غرب احاطه كرده است . عرض آن 25 كيلومتر مي باشد و ازدو طرف كاملاً باز است . اين دشت از مناطق عمده زراعي استان كرمانشاه محسوب مي شود

 

عمارات و محوطه هاي باستاني شهرستان كرمانشاه

خانه معين الكتاب
اين خانه در محله قديمي علاف خانه واقع شده كه راه دسترسي به آن از طريق كوچه توكل و فيض مهدوي ميسر مي باشد . اين خانه از نوع خانه ها درونگرا است كه با عبور از هشتي به حياط بيروني و سپس با گذشتن از راهرويي دراز مي توان وارد حياط
اندروني شد . اين راهرو به طور مستقيم به حياط اندروني منتهي نمي شود بلكه با زاويه اي 90 درجه دو حياط را به هم وصل مي كند و به عبارتي امكان ديد مستقيم از حياط بيروني به حياط اندروني وجود ندارد . اندروني كه بخش اصلي بنا محسوب مي شود به صورت حياط نسبتاً بزرگي به مساحت 154 متر مربع مي باشد . در اين بخش در سه طرف حياط داراي فضاهاي مسكوني است و در ضلع جنوبي كه فاقد اتاق مي باشد به وسيله طاق نماهايي تزئين شده است . در ضلع شمالي حياط ، مهمانخانه بزرگي وجود دارد .باني و مالك اين خانه ميرزا حسن خان مدني معروف به معين الكتاب مي باشد . ميرزا حسن خان از جمله آزادي خواهان صدر مشروطيت است كه در كرمانشاه وي را بيشتر با نام دبير اعظم مي شناسند .
خانه خواجه باروخ
اين خانه در بخش يهودي نشين محله قديمي فيض آباد واقع شده است و داراي ويژگي هاي يك خانه درونگرا مي باشد . اين خانه از طريق هشتي به حياط بيروني و از آنجا با عبور از دالاني سراسري به حياط اندروني وارد مي شويم . در اطراف حياط اندروني مجموعه اي از اتاق هاي مسكوني قرار گرفته است . در نماي ايوان هاي اين بناي زيبا ، ستون هاي آجري به كار رفته كه داراي سرستون هاي آجري به صورت پله اي و مقرني مي باشد . اين خانه از محدود خانه هاي قاجاريه كرمانشاه است كه داراي حمام است . اين خانه توسط خواجه باروخ كه كي از تجار كليمي كرمانشاه بود در عصر ناصري ساخته شده است . اين خانه امروزه به نام خانه رنده كشي كه آخرين مالك آن مي باشد ، معروف شده است .

خانه خديوي
اين خانه در خيابان معلم شرقي واقع شده است ، يكي از ، با ارزش ترين ابنيه برون‌گرايي است كه طبق كتيبه ورودي بنا در سال 1316 ش ساخته شده است . تمام نماي اين خانه به وسيله آجركاري با اشكال مختلف هنري تزئين شده است .
طاق بستان
محوطه تاريخي طاق بستان در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه واقع شده است دراين محوطه ، آثاري از دوره ساساني وجود دارد كه شامل سنگ نگاره اردشير دوم و دو ايوان سنگي بنام هاي ايوان كوچك و بزرگ است . ايوان كوچك د رسمت چپ سنگ نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك قرار دارد .

سياحان ، مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي ضمن توصيف سنگ نگاره هاي طاق بستان ، از اين محوطه با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند ، بطوريكه ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را « شبديز » و ياقوت آن را « قصرشيرين » ناميده است ، همچنين حمدالله مستوفي آنجا را « طاق وسطام » عده اي ديگر آن را « طاق بهستون » ، « طاق بيستون » و « تخت بستان » ناميده اند . اهالي محل نيز محوطه را با نام « طاق وسان » و « طاق بسان » مي شناسند زيرا « سان » در لفظ محلي به معني سنگ است و به اين ترتيب « طاق وسان » يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است . امروزه نيز در اكثر محافل ايران شناسي از اين مكان با نام « طاق بستان » ياد مي شود .
سنگ نگاره اردشير دوم
در سمت راست ايوان كوچك ، سنگ نگاره اي وجود دارد كه صحنه تاج ستاني اردشير دوم ( 383 – 379 م ) نهمين شاه ساساني را نشان مي دهد . در اين صحنه ، شاه ساساني به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ در مركز صحنه نقش شده كه دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را از اهورا مزدا مي گيرد . شاه ساساني چشماني درشت و ابرواني برجسته دارد . ريش او مجعد و موهاي سرش به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . وي گوشواره‌‌اي بر گوش و گردنبندي در گردن و دستبندي در مچ دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او نيز شامل يك رديف مهره هاي مرواريدي درشت است . شاه تاجي برسر دارد كه در قسمت پائين آن به صورت نوار ساده اي است و قسمت بالاي تاج به شكل كوريمبوسي است كه بخشي از موهاي سر به صورت انبوه در آن قرار گرفته و به وسيله دو رشته روبان بسته شده است ، همچنين به تاج شاه در قسمت پشت ، روباني آويخته شده است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و قسمت پائين آن مدور مي باشد . شلوار نيز بلند و چين دار است كه به وسيله نوار روبان داري به كف پا بسته شده است . كمربند او باريك و به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريدي تزئين شده است ، همچنين در قسمت جلو پاپيوني به كمربند آويخته شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا به حالت ايستاده با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده كه دست چپ را به كمر زده و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . او داراي صورتي كشيده و ريش بلندي است ، موهاي سرش مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . او نيز گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . تاج اهورا مزدا از نوع تاج هاي كنگره دار است ، به طوريكه پايه تاج به وسيله رديفي از مهره هاي مرواريد تزئين شده و در بالاي تاج نيز بخشي از موهاي سر به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و شلوارش چين دار و شبيه به شلوار شاه مي باشد ، همچنين كمربند او شبيه به كمربند اردشير دوم است .
در سمت چپ اردشير دوم پيكر ايزد مهر با صورت و بدني سه ربعي نقش شده كه بر روي گل نيلوفر بزرگي ايستاده است . متأسفانه جزئيات صورت او آسيب ديده ولي بر اساس آنچه كه باقي مانده ، ريش او كوتاه و مجعد است ، همچنين جزئيات تاج او از بين رفته و تنها روبان هاي آويخته شده در پشت تاج ديده مي شود . بر دو سر اين ايزد هاله اي از نور ديده مي شود ، در دست هاي او دسته اي از شاخ هاي نباتي مخصوص اعمال مذهبي كه برسم ناميده مي شود ، قرار دارد . لباس ايزد مهر شبيه لباس اهورا مزدا است . در زير پاي اهورامزدا و اردشير دوم ، پيكره دشمن شكست خورده اي نقش شده كه متأسفانه بخش زيادي از آن از بين رفته است . جزئيات صورت او آسيب ديده ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده ريش او ساده و با خطوط مواج عمودي نشان داده شده است ، همچنين موهاي سر او ساده است . تاج او به شكل سربندي است كه به وسيله سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك مدوري در مركز تزئين شده است .اين شخص گردن بندي بر گردن دارد كه شامل يك رديف مهره هاي مدور است ، لباس او شامل پيراهن بلندي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . اين شخص چكمه هاي ساقه كوتاهي پوشيده و شمشيري بر كمرش بسته است.
درباره هويت واقعي اين شخصيت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي از محققين اين پيكره را متعلق به يكي از شاهان شكست خورده كوشان مي دانند ولي امروزه بسياري از محققين آن را به جوليانوس امپراطور روم نسبت مي دهند كه در سال 362 م به دست اردشير دوم كشته شده است . اين تفسير تازه به سرعت راه خويش را در محافل ايران شناسي باز كرده است . ايوان كوچك
اين ايوان به صورت فضاي مستطيل شكلي به عرض 96/5 متر ، عمق 80/3 متر و ارتفاع 30/5 متر است . در دوطرف ورودي اين ايوان ، دو جرز چهار گوش به پهناي 9 سانتي متر و بلندي 37/2 متر وجود دارد . بر بالاي اين جرزها اتاقي با قوس نيم دايره اي قرار گرفته كه 10 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقبتر رفته است . ديوار انتهاي اين ايوان به دو بخش تقسيم شده است . در بخش فوقاني ، طاقچه اي به عمق 30 سانتي متر و بلندي 93 /2 متر ايجاد شده است . در داخل اين طاقچه ، پيكره هاي شاهپور سوم و پدرش شاهپور دوم و همراه با كتيبه هايي به خط پهلوي و به زبان فارسي ميانه حجاري كرده اند .
در اين صحنه هر دو شخصيت به حالت ايستاده با صورتي نيم رخ و بدني تمام رخ نقش شده اند . هر دو ،‌دست راست را بر قبضه شمشير و دست چپ را بر قسمت فوقاني غلاف قرار داده اند .
پيكره شاپور دوم ، داراي چشماني درشت ، ابرواني كماني و ريش بلندي است كه انتهاي آن در حلقه اي فرو رفته است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته شده است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است كه پايه آن به وسيله مهره هاي مرواريدي تزئين شده و در بالاي تاج نيز گوي بزرگي قرار گرفته است . به پشت تاج نيز روبان بلندي آويزان است . شاپور دوم گوشواره اي بر گوش و گردن بندي د رگردن دارد كه شامل يك رديف دانه هاي مرواريد درشت است .
لباس او شامل پيراهن چين داري است كه تا روي زانو ادامه داشته و در قسمت پائين مدور مي‌باشد . به كمر او نيز كمربندي بسته شده كه در قسمت جلو پاپيوني به آن آويخته است ، همچنين شلوار او بلند و چين دار مي باشد .
پيكره شاپور سوم نيز شبيه پيكره پدرش است تنها تفاوت اين پيكره ها در شكل تاج آن ها مي باشد كه متأسفانه جزئيات تاج شاپور سوم آسيب ديده است .
مطابق با نوشته هاي كنار اين پيكره ها ، مي توان هويت واقعي آنها را شناسايي كرد
. سنگ نوشته مربوط به شاپور دوم شامل 9 سطر است كه ترجمه آن چنين است
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست . خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد . فرزند بغ مزدا پرست ، خدايگان هرمز ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان نرسه شاه شاهان
سنگ نوشته مربوط به شاهپور سوم شامل 13 سطر است كه ترجمه آن چنين است :
« اين پيكري است از بغ مزدا پرست ، خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از يزدان دارد ، فرزند بغ مزدا پرست خدايگان شاپور ، شاهنشاه ايران و انيران كه چهر از ايزدان دارد ، نوه خدايگان هرمز و شاهنشاه »
ايوان بزرگ
مهمترين اثر در طاق بستان ، ايوان بزرگ است كه از نظر معماري اطلاعات بيشتري را در اختيار ما قرار مي دهد . اين ايوان به شكل فضاي مستطيلي به عرض 85 /7 متر و عمق 65/7 متر است كه ارتفاع آن 90/11 متر مي باشد . در دو طرف ورودي اين ايوان دو جرز چهار گوش به ارتفاع 27/4 متر ايجاد شده است . پهناي جرز سمت راست 41/1 متر و جرز سمت چپ 46/1 متر است . بر روي اين جرزها ، طاقي با قوس نعل اسبي قرار دارد كه 24 سانتي متر از سطح داخلي جرزها عقب تر رفته و رفي را ايجاد كرده است . ارتفاع اين طاق از كف ايوان تا لبه قوس در قسمت جلو 80/8 متر و در قسمت عقب ايوان 25/9 متر است . قوس طاق نيز در قسمت جلو ايوان بازتر از قوس انتهاي ايوان است ، به طوريكه در قسمت جلو به شكل نيم دايره اي بوده ولي در قسمت عقب به شكل نيم بيضي است . بر روي لبه بام ايوان ، هفت جان پناه چهار پله اي با زاويه قائم وجود دارد كه ارتفاع هر كدام از آنها 129 سانتي متر است . در انتهاي ايوان ، سكويي به طول 40/7 متر و عرض 80 تا 90 سانتي متر و بلندي 17 سانتي متر وجود دارد . بر روي اين سكو و در دوطرف انتهايي اين ايوان ، دو نيم ستون حجاري شده است . اين نيم ستون ها فاقد پايه ستون بوده و مركب از ساقه ستون و سر ستون مي باشند كه در مجموع ارتفاع هركدام از آنها 4 متر و قطر آنها 32 سانتي متر است . ساقه هركدام از اين نيم ستون ها به شكل استوانه اي بوده و به وسيله شيارهاي قاشقي تزئين شده است . سرستون اين نيم ستون ها به شكل هرم مربع القائده معكوسي است كه تقليدي از سرستون هاي بيزانسي است .
تزئينات :
د يوارهاي داخلي ايوان بزرگ به دو بخش تقسيم و هر بخش به گونه اي استادانه تزيئن شده است كه هنوزتمام تزئينات آن پابرجا مانده است . در زير به توصيف تزيئنات بخش هاي مختلف اين ايوان مي پردازيم :
نما :
بر روي جرزهاي دو طرف مدخل ورودي ايوان ، درخت تخيلي نقش شده است ؛ همچنين روي قوس اين ايوان به وسيله دو رديف نقوش گياهي تزيئن شده است ؛ رديف پايئن شامل گل هاي سه برگي است كه انتهاي اين گلها به هم وصل شده اند . در مركز قوس ايوان هلالي نقش شده كه به آن دو رشته روبان افراشته شده است . در لچكي هاي ايوان نيز نقش دو الهه بال دار ( نيكه ) ديده مي شود كه هر كدام از اين الهه ها در يك دسته حلقه روبان دار و در دست ديگر ، جامي پر از مرواريد دارند .
انتهاي ايوان :
ديوار انتهاي ايوان به دو بخش تقسيم شده است . بخش بالايي صحنه تاج ستاني شاه ساساني را نشان مي دهد و در بخش پائين نيز سواركاري نقش شده است .
در صحنه تاج ستاني پادشاه ساساني با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ بر روي سكويي ايستاده است . ولي دست چپ را بر روي قبضه شمشير گذاشته و دست راست را به طرف اهورا مزدا دراز كرده است . جزئيات صورت شاه آسيب ديده است ولي با توجه به آنچه كه باقي مانده صورت او فربه ، گونه ها گوشتالو ، چشم ها درشت و ابروها برجسته است . ريش او به وسيله خطوط مواج عمودي نشان داده شده است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته . اين شخص گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد ؛ گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است . گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد كه به مركز آن سه دانه مرواريد درشت آويخته است .
شاه ،‌ تاج كنگره داري بر سر دارد كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع شكل تزئين شده است ؛ در جلو تاج ، هلالي قرار دارد ، بر فراز تاج ، دو بال عقاب وجود دارد كه نوك آنها به طرف داخل خم شده است . در حدفاصل اين دو بال ، ميله عمودي وجود دارد كه بر روي آن هلالي ديده مي شود ؛ در داخل هلال ، نيز گوي بزرگي قرار دارد .
اين شخص پيراهن مرواريد دوزي شده اي پوشيده است . در قسمت بالاتنه ، بر روي پيراهن ، تسمه هايي بسته شده كه شامل سه رديف مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مستطيلي مي باشد . كمربند او پهن و با چهار رديف دانه هاي مرواريدي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي جواهر نشان بسته كه شمشيري در جلو به آن آويخته است .
در سمت راست شاه ، پيكره اهورا مزدا با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . او دست چپ را بر روي سينه گذاشته و با دست راست حلقه روبان داري را به شاه اهداء مي كند . اهورا مزدا داراي صورتي كشيده ، ريشي بلند و مخروطي است . موهاي سر او مجعد و به صورت انبوه بر روي شانه هايش آويخته است .
اهورا مزدا گوشواره اي بر گوش و گردنبدي بر گردن دارد كه شبيه به گوشواره و گردنبند شاه است .
تاج او كنگره دار است كه پايه آن به وسيله دو رشته مرواريد و پلاك هاي مربع تزئين شده است . موهاي بالاي سر او انبوه و بدون پوشش رها شده است . او نيز پيراهن مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه به روي آن شنل جلو بازي پوشيده است .
در سمت چپ شاه ، پيكره آناهيتا ، با صورت و بدني تمام رخ نقش شده كه بر روي سكويي ايستاده است . در دست چپ او سبوي آب و در دست راستش حلقه روبان داري ديده مي شود كه به طرف شاه دراز كرده است او داراي صورتي گرد و چانه اي كوتاه است . بخشي از موهاي سر او به صورت گيسوي بافته در دو طرف صورت آويخته است . همچنين بخش ديگري از آن به صورت انبوه بر روي شانه ها آويخته است .
آناهيتا گوشواره اي بر گوش و گردنبندي در گردن دارد . گوشواره او به شكل حلقه مدوري است كه گوي كوچكي به آن آويزان است .
همچنين گردنبند او شامل دو رديف مهره هاي مرواريدي مي باشد . تاج او نيز شامل دو بخش است . اين تاج در قسمت پايه به وسيله دو رشته مهره هاي مرواريدي و پلاك هاي مربع تزئين شده است . در بخش فوقاني تاج نيز به وسيله رديفي از پالمت هاي شش لبه اي رها شده به وسيله يك پاپيون و روباني افراشته بسته شده است . اين شخص پيراهن چين‌دار مرواريد دوزي شده اي بر تن دارد كه بر روي آن شنل جلو باز بلندي پوشيده است . حاشيه اين شنل به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريد و قسمت هاي ديگر آن به وسيله گل‌هاي رز تزئين شده است .
ديوارهاي جانبي ايوان
ديوارهاي جانبي ايوان بزرگ به وسيله نقوشي تزئين شده كه صحنه شكار شاهي را نشان مي دهد . به طوريكه در ديوار سمت راست ، صحنه شكار گوزن و در ديوار سمت چپ صحنه شكار گراز نقش شده است .
تاريخ گذاري :
در مورد زمان ساخت اين ايوان در ميان محققين سه ديدگاه وجود دارد . ديدگاه اول توسط اردمن( Erdmann ) مطرح شده است به نظر او ، اين ايوان در زمان پيروز يكم ( 459 ـ 448 م ) ساخته شده است . ديدگاه دوم توسط هرتسفلد ( Herzfeld ) ارائه شده است ؛ او اظهار مي كند كه اين ايوان در زمان خسرو دوم ( 628 ـ 590 م ) ساخته شده است .
ديدگاه سوم ، توسط فن گال ( von.Gall ) مطرح شده ، او معتقد است اين ايوان همراه با نقوش ديوار انتهاي آن ، در زمان پيروز يكم ساخته شده است ولي صحنه هاي شكار شاهي در ديوارهاي جانبي ايوان متعلق به زمان خسرو دوم مي باشد . امروزه در محافل ايران شناسي ديدگاه دوم يعني نظر هرتسفلد طرفداران بيشتري دارد .
سنگ نگاره دوره قاجار
در بخش فوقاني ديوار سمت چپ ايوان بزرگ ، سنگ نگاره اي از دوره قاجاريه همراه با كتيبه اي به خط نستعليق حجاري شده است . در اين سنگ نگاره محمد علي ميرزا دولت شاه بر روي تختي نشسته است . وي صورتي فربه و ريش بلند دارد . سبيل او تاب داده شده و تا آن سوي گونه ها ادامه دارد تاج او از نوع تاج ها كنگره دار و شبيه تاج پدرش فتحعليشاه است . لباس او شامل پيراهن چين دار قرمز رنگي است كه تا قوزك پا ادامه دارد . وي كمربندي به كمر بسته و در قسمت پائين آن حمايلي قرار دارد . به حمايل او شمشير و خنجري آويخته شده است .

در كنار او شعري از بسمل شاعر كرمانشاهي در مدح او نگاشته شده است . مطابق با اين نوشته محمد علي ميرزا كوه طاق بستان را با كوه طور و جمال دولتشاه را با جمال حضرت موسي تشبيه كرده ، وي همچنين خسرو پرويز را دربان خود معرفي كرده است .
درسمت راست او امامقلي ميرزا معروف به عمادالدوله به حالت ايستاده ، با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ نقش شده است . وي داراي ريش كوتاه سياه رنگي است و تاج جواهر نشاني بر سر دارد . لباس او شامل پيراهن گشاد بلندي است كه متأسفانه رنگ آن از بين رفته . وي نيز خنجري در كمر بسته و شمشيري در غلاف به سمت چپ آويخته است .
در سمت چپ محمدعلي ميرزا ، پسر ديگرش محمدحسين ميرزا نقش شده است . متأسفانه جزئيات صورت وي از بين رفته است . تاج او از نوع تاج هاي كنگره دار است ، لباس او شامل پيراهن سبز رنگ بلندي است . وي نيز شمشيري در غلاف به حمايلش بسته است .
در جلو محمدعلي ميرزا ، آقاغني به حالت ايستاده با صورت و بدني تمام رخ نقش شده است تاج او مخروطي است وي لباس بلند قرمز رنگي پوشيده است و به حمايلش خنجري آويزان است .
درسمت چپ سنگ نگاره ، كتيبه اي به خط نستعليق نوشته شده است ، اين كتيبه به صورت وقف نامه اي است كه مضمون آن حاكي از نحوه درآمد سه دانگ از مزارع كبود خاني است كه بايستي جهت عزاداري براي امام حسين (ع) در ماه عاشورا و و ساير عزا هزينه مي‌شد .
طبق كتيبه اين سنگ نگاره در سال 1237 ه.ق به دستور آقاغني خواجه باشي محمدعلي ميرزا و توسط ميرزا جعفر سنگ تراش حجاري شده است .
فرهاد تراش
اين صفحه در دامنه كوه بيستون و به فاصله 300 متري جنوب نقش برجسته داريوش يكم تراشيده شده است . طول اين صفحه تراشيده 200 متر و عرض آن 30 متر مي باشد . در دامنه اين صفحه ، سكويي به صورت تلي از خاك و سنگ ريزه به طول 80 متر وجود دارد كه با شيب تندي در حدود 15 متر به زمين هاي اطراف منتهي مي شود در جلو اين سكوي خاكي ديواري به طول 150 متر ايجاد شده است . اين ديوار با استفاده از بلوك ها سنگي تراشيده و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است . بر روي برخي از بلوك هاي سنگي اين ديوار و همچنين سنگ هاي پراكنده اطراف آن ، علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است . در دو طرف اين صفحه تراشيده ، چند سكوي پله دار خشن در سنگ كنده شده تا از آنها به منظور نشستن جهت تراشيدن ديوار صفحه استفاده كنند . اين سكوها به طور متوسط 10 متر طول و 2 متر پهنا دارند . بر روي اين صفحه تراشيده اثر قلم هاي سنگ تراشان و همچنين گودي هاي مخصوص قرار دادن گوه‌هاي چوبي جهت برش سنگ ها به وضوح ديده مي شود . به نظر مي رسد كه هر بخش از اين صفحه تراشيده توسط گروه هاي مختلفي تراشيده شده است به طوريكه محدوده هر گروه سنگ تراش توسط علامت ـ نشانه گذاري شده است .
وجود سطوح ناصاف و سكوهاي روي صفحه نشان مي دهد كه اين صفحه ناتمام رها شده است ولي بخش هاي فوقاني آن تقريباً روبه مراحل پاياني بوده است . در بخش فوقاني اين صفحه ، سقفي به ضخامت 5/2 متر ايجاد كرده اند كه زير آن به صورت راهرويي بوده است . حسن اين سقف اين بوده كه مانع نفوذ جريان آب بر روي صفحه مي شده است . در داخل راهرو زير سقف نيز تعدادي برجستگي سنگي وجود دارد كه از آنها جهت مهار داربست ها استفاده مي كرده اند .
در دامنه اين صفحه تراشيده و بر روي صفه خاكي حجم زيادي از بلوك هاي سنگي ، سنگ‌هاي كند شده از كوه ، ساقه ستون و پايه ستون هاي نيم كاره وجود دارد . در مورد اين صفحه تراشيده اگر چه اهالي محل اظهار مي كنند كه اين كار ، كار فرهاد سنگ تراش است كه از عشق شيرين ملكه خسرو پرويز كوه را به همان گونه كه فردوسي و نظامي گفته اند تراشيده است ولي شواهد باستان شناختي نشان مي دهد منظور از پرداختن اين صفحه ، نوشتن و نماياندن يك واقعه تاريخي مهم بوده كه توسط خسرو پرويز شاه ساساني ايجاد شده است و همچنين از سنگ هاي كنده شده براي ساختن بناهايي چون پل خسرو ، كاخ خسرو و پل بيستون و سد گاماسياب در بيستون استفاده كرده اند كه متأسفانه تمام اين بنا همانند صفحه تراشيده معروف به فرهاد تراش نيمه كار رها شده و هرگز تكميل نشده اند .
نقش برجسته ها
در كوهپايه هاي غربي رشته كوه زاگرس به استناد كتيبه هاي آشوري ، اكدي و بابلي ، اقوامي مانند لولوبي ها و گوتي ها و هورياني ها ساكن بوده اند . لولوبي ها در نيمه هزاره سوم پيش از ميلاد داراي حكومتي بوده اند كه از كوه ها و كوهپايه هاي قسمت علياي رود دياله گرفته تا درياچه اروميه ادامه داشته است . از اين قوم در سينه كوه ميان كل در شهر سرپل ذهاب ، چهار نقش برجسته حجاري شده است كه قديمي ترين نقش برجسته هاي ايران محسوب مي شوند .

 

مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان كرمانشاه

مسجد دولتشاه
اين مسجد در محله فيض آباد و در خيابان كزازي واقع شده است . اين مسجد توسط محمدعلي ميرزا دولتشاه فرزند بزرگ فتعليشاه در كنار ديوانخان كرمانشاه كه در آن زمان شامل 12 عمارت بود ، ساخته شده است . ستون هاي سنگي مارپيچ ، محراب مقرنس كاري شده و گچ بري هاي زيبايي شبستان زنانه ، به اين مسجد زيبايي خاص داده است .
مسجد جامع
اين مسجد در بافت قديم شهر كرمانشاه و در خيابان مدرس واقع شده است . از اين مسجد تنها بخشي از شبستان آن باقي مانده است ؛ اين شبستان داراي چهل و پنج طاق چشمه بوده كه هم اكنون بيست و پنج طاق آن باقي مانده است . در سمت جنوبي مسجد ، دو بالاخانه وجود داشته كه مدرسه بوده است . اين مسجد از نظر ساخت شبيه مساجد دوره زنديه است و طبق كتيبه مسجد در سال 1196 ه . ق مصادف با حكومت علي مرادخان زند ساخته شده است . در قسمت جنوبي مسجد ، مسجد ديگري با صحن و شبستان كنوني وجود دارد كه به مسجد اميري معروف است . باني اين مسجد اميرنظام زنگنه از نوادگان شيخ عليخان زنگنه و از امراي دوره محمدشاه قاجار و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بوده است .
مسجد حاج شهباز خان
اين مسجد نيز در بافت قديم شهر كرمانشاه در خيابان مدرس قرار گرفته است . اين مسجد داراي شبستاني بزرگ است كه دوازده ستون سنگي يكپارچه در آن قرار دارد و طاق هاي شبستان بر آن استوارند . برخي از طاق چشمه ها به شيوه معقلي كاري تزئين شده است . اين مسجد كه سال ها محل طلاب علوم ديني و تبليغات مذهبي بوده است در سال 1235 هجري قمري توسط حاج شهبازخان و شش برادرش كه بنيان گذارها طايفه معروف حاجي زادگان بودند ، ساخته شده است
مسجد شاهزاده
اين مسجد در اراضي معروف به چهار باغ قرار دارد . اين مسجد داراي شبستاني است كه در داخل آن 15 طاق چشمه قرار گرفته كه اين طاق ها بر روي ستون هاي آجري قطوري استوارند . اين مسجد نيز به دستور محمدعلي ميرزاي دولتشاه احداث شده است . مسجد عمادالدوله
اين مسجد يكي ازباشكوهترين مساجد قاجاريه شهر كرمانشاه مي باشد كه در سال 1285 هجري قمري توسط امامقلي ميرزا عمادالدوله والي غرب در بازار زرگرها ساخته شده است . اين مسجد داراي صحن مركزي است كه در پيرامون آن ، حجره هايي براي سكونت طلاب علوم ديني ساخته شده كه طبق وقفنامه با شرايط خاصي بايد در آن ساكن و به تحصيل اشتغال بورزند . بازار و كاروانسراي عمادالدوله كه از صدها مغازه و حجره تشكيل شده وقف بر مصارف اين مسجد است .
پس از بناي اين مسجد ، باني آن يكي از درهاي حرم حضرت علي ( ع ) را به كرمانشاه آورد و در مسجد نصب كرد و به جاي آن دري از نقره وقف آستانه علوي نمود . اين درگاه امروزه در مدخل مسجد و بازار زرگرها قرار گرفته ، به « بقايي شاه نجف » شهرت دارد . اين درگاه چوبي متعلق به دوره صفويه است .

 

كاروانسراها ، دروازه ها و بازاها در شهرستان كرمانشاه

كاروانسراي ماهيدشت
اين كاروانسرا نيز در داخل شهر ماهيدشت واقع شده است ، اين كاروانسرا نيز به نام كاروانسراي شاه عباسي معروف است و همانند كاروانسراهاي دوره صفويه به سبك چهار ايواني ساخته شده است . اين بنا به ابعاد 65 *65 متر مي باشد .ورودي آن نيز در قسمت جنوبي بنا است دو سكوي دراز و بلند در طول اين ورودي قرار دارد . گوشه هاي بيروني اين كاروانسرا به صورت مدور مي باشد . در هر طرف ورودي كاروانسرا دو فضاي ايوان مانند دو طبقه قرار دارد . همچنين در نماي جنوبي كاروانسرا نيز در هر طرف ورودي چهار طاق نما با طاق جناغي ساخته شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه به حياط كاروانسرا منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها جهت استراحت كاروانيان ساخته شده و در پشت اين اتاق نيز اصطبل هاي سراسري احداث شده است كه در داخل اين اصطبل ها همانند ساير كاروانسراها ، سكوهايي جهت باراندازي وجود دارد .اين كاروانسرا همزمان با كاروانسراي بيستون به دستور شاه عباس اول صفوي احداث شده است و طبق كتيبه بنا در زمان ناصرالدين شاه نيز تعمير گرديده است .

 

بندها و پلها در شهرستان كرمانشاه

پل ماهيدشت
اين پل در داخل شهر ماهيدشت ، بر سر راه كرمانشاه به اسلام آباد و بر روي رودخانه دائمي مِرگ ساخته شده است .بر اساس قسمت هاي قابل رويت اين پل به طول 50 متر و عرض 10/6 متر مي باشد كه با جهت شمالي جنوبي ساخته شده است . پايه هاي اين پل نيز به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و روكار آن با سنگ هاي مكعب مستطيل تراشيده چيده شده است . اين پل داراي دو پايه سنگي است . هر يك از پايه ها از سه بخش تشكيل شده ، بخش مياني كه بخشي از يك مكعب مستطيل به طول 10/6 متر مي باشد و در دو جهت آن ، آبشكن هاي چند ضلعي ( بخشي از شش ضلعي ) ساخته شده است .پل ماهيدشت داراي سه دهانه مي باشد كه دهانه مياني ، دهانه اصلي محسوب مي شود . اين دهانه به عرض 70/6 متر مي باشد كه داراي طاق جناغي است . ارتفاع اين دهانه از كف رودخانه تا تيزه قوس 80/7 متر مي باشد . در دو طرف دهانه مياني ، دو دهانه كوچكتر ايجاد شده كه كف آنها بلندتر از كف رودخانه مي باشد . هر يك از اين دهانه به عرض 2 متر و به ارتفاع 5/2 متر مي باشد كه داراي طاق جناغي مي باشند .بر روي پايه هاي سنگي اين پل ، پشتبندهاي سه ضلعي از آجر ساخته شده كه تا سطح گذرگاه پل بالا آمده اند .

اين پل كه اكنون محلي براي تردد اهالي شهر ماهيدشت مي باشد ، در گذشته محل تردد كاروانياني بوده كه به كاروانسراي ماهيدشت ، تردد مي كردند . اگر چه كتيبه‌اي وجود ندارد تا زمان ساخت اين پل را مشخص كند ولي از آنجائيكه به فاصله كمي از كاروانسرا ساخته شده ، احتمالاً در ارتباط با كاروانسرا و همزمان با آن است .

 

حما مها و آب انبارها در شهرستان كرمانشاه

حمام حسن خان كرمانشاه
اين حمام در جنب تكيه معاون الملك واقع شده و در حقيقت با اين تكيه يك مجموعه را تشكيل داده است . اين حمام نيز داراي سربينه ، گرمخانه و فضاهاي متعدد ديگري مي‌باشد . در سربينه و گرمخانه حمام ، گنبدها بر روي ستون هاي سنگي قرار دارند كه اين ستون ها به شيوه مارپيچ تزئين شده اند . اين حمام در اواسط دوره قاجاره ساخته شده است ولي به مرور زمان متحمل خسارات فراواني شده كه خوشبختانه در سال جاري ميراث فرهنگي كرمانشاه اقدام به مرمت و بازسازي نموده است
حمام سيد نور كرمانشاه
اين حمام در محله قديمي چناني و در جوار مسجد آقا رحيم آل آقا واقع شده است . اين حمام علاوه بر سربينه و گرمخانه داراي چال حوض و حمام زنانه نيز مي باشد . اين بنا در اواخر دوره قاجاريه ساخته شده است .

 

 آرامگاه ها ، امامزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان كرمانشاه

مقبره فاضل توني
اين مقبره در كنار پل كهنه كرمانشاه مشرف بر رودخانه قره‌سو در سال هاي اخير ساخته شده است . ملا عبدالله بن محمد توني بشر وي از علماء و فقهاي دوره صفويه بوده كه در مشهد مقدس ساكن و به تدريس و ترويج اشتغال داشته است . وي در اواخر عمر به قصد زيارت ائمه عراق از خراسان حركت كرد و در روز 16 ربيع الاول سال 1071 هجري قمري در كرمانشاه دنيا را وداع گفت . شيخ عليخان زنگنه حاكم كرمانشاه نزديك پل كهنه ، وي را دفن نمود و بر روي قبر او بقعه اي بنا كرد كه تا سال هاي اخير سالخوردگان كرمانشاه علايمي از آن به ياد داشتند
امامزاده دده بكتر
اين بنا در جنوب روستاي دده بكتر بانين در بخش دينور واقع شده است . بناي امامزاده از دو قسمت تشكيل شده است . قسمت اول به جمع خانه معروف است ، فضايي است مستطيل شكل كه داراي درگاهي كوتاه ، در جبهه شمالي مي باشد . پس از ورود به جمع خانه در سمت راست ، در اصلي ورود به بقعه قرار دارد . بقعه اصلي شامل اتاقي چهارگوش است كه در وسط آن سنگ قبري به خط كوفي وجود دارد كه متأسفانه به دليل سائيدگي بيش از حد ، خواندن آن ميسر نمي باشد .
امامزاده شيرخان
اين امامزاده در شمال روستاي شيرخان در بخش دينور واقع شده است . بناي امامزاده بر روي تپه اي بلند به نام تپه امامزاده از آجر و گچ ساخته شده است . بناي اصلي بقعه از خارج چهار ضلعي و از داخل چهار ايواني است . هر يك از ايوان ها داراي طاق هلالي است . فضاي اصلي بقعه به ابعاد 75/5*75/5 متر است كه بر روي آن گنبدي مدور آجري قرار گرفته است . در داخل بنا ، ضريح مشبك چوبي با سقف مسطح قرار دارد كه در ميان ضريح ، سنگ قبري به طول 27/1 متر و عرض 35 سانتي متر وجود دارد . بر حاشيه اين سنگ قبر ، آيه‌الكرسي و بر سطح سنگ صلوات كبير نوشته شده است . ورودي بقعه در ايوان غربي است . در هر يك از ايوان هاي شمالي و جنوبي ، سه طاقچه با طاق هلالي و در ايوان شرقي يك طاقچه و در ايوان غربي دو طاقچه با طاق هلالي وجود دارد . بر بالاي هر يك از ايوان ها نورگيري مستطيل شكل با طاق هلالي است . اين نورگيرها محوطه مركزي بقعه را روشن مي كنند .
بقعه سيده فاطمه
اين مقبره در قسمت شمال غربي ميدان آزادي شهر كرمانشاه واقع شده است . در گذشته اين بقعه به صورت چهار طاق سرپوشيده اي بود كه در سال 1287 ه.ق به طوري كه از كتيبه بنا پيداست ، توسط مصطفي قلي ميرزا فرزند امام قلي ميرزا عمادالدوله والي معروف غرب احداث مي شود . ولي در سال هاي اخير توسط اداره اوقاف تخريب و ساختمان آجري جديدي به جاي آن ساخته شده . اين بقعه يكي از زيارتگاه هاي قابل احترام مردم كرمانشاه به ويژه بانوان بوده است .در داخل اين بقعه دو سنگ قبر موجود است كه نوشته هاي هر دو قبر به خط كوفي است و ارتباط قبرها را به قرون اوليه اسلامي مسلم مي دارد . يكي از قبرها به شيخ علي نامي مربوط است و ديگري كه متعلق به سيده فاطمه مي باشد ، مورخ سال 165 هجري قمري است .

سر قبر آقا
مقبره معروف به سر قبر آقا متعلق به محمد علي فرزند آقا محمد باقر بهبهاني فقيه معروف مي باشد . آقا محمد علي در حدود سال 1188 هجري قمري بر حسب تقاضاي اهالي كرمانشاه به اين شهر آمد و به ترويج مذهب و تدريس علوم اسلامي پرداخت . گذشته از فضايل ، مبارزه هايي كه او با درويشان و مخصوصاً معصوم عليشاه هندي نمود ، موجب شد كه نام وي بلند آوازه گردد .مقبره او امروزه در ميان مردم به قبر آقا شهرت دارد .
گوردخمه سان رستم
اين گوردخمه در 64 كيلومتري جنوب كرمانشاه و به فاصله 10 كيلومتري روستاي بوژان در حاشيه رودخانه جزمان در منطقه جلالوند واقع شده است . گوردخمه مورد بحث به صورت اتاقي است كه در داخل قطعه سنگ بزرگي كنده شده است . اين قطعه سنگ به ابعاد 5/7*6 متر و ارتفاع 5 متر مي باشد . اتاق گوردخمه داراي ورودي به عرض 75 سانتي متر ، عمق 60 سانتي متر و ارتفاع 40/1 متر است . سقف ورودي به وسيله شيارهايي تزئين شده است . اتاق گوردخمه نيز داراي سقفي تقريباً قوسي شكل مي باشد . اين اتاق به طول 20/3 متر و عرض 7 متر و ارتفاع 2 مي باشد . كف اتاق در حدود 20 سانتي متر پائين تر از كف در ورودي است . متأسفانه دلايل محكمي براي تاريخ گذاري اين گوردخمه وجود ندارد معهذا برخي از محققين آن را به دوره ساساني نسبت داده اند

اسلام‌آباد در حوزه تاريخي بسيار مهم باختر كشور و در مسير شاخه اصلي راه ابريشم و در مصب حوزه بزرگ راه بين‌النهرين ، آسياي صغير و درياي مديترانه و تمدن بزرگ مصر و فلسطين قرار دارد. در دوره هاي باستاني و به‌ويژه در دوره ساساني همدان،‌ كرمانشاه و تيسفون سه شهر بزرگ و شاخص بر سر راه ابريشم بوده‌اند و تيسفون كانون تلاقي تمدن‌هاي ايراني و سامي ، يوناني و رومي بوده است. اين منطقه و پس از آن كرمانشاه در كنار كانون قدرت حكومت‌هاي ايران بوده و علاوه بر اهميت سياسي و استراتژيك، حوزه مبادله‌فرهنگ و آثار تمدني نيز محسوب مي‌شده است. بر سر راه ابريشم تمام نقاط زيستي متأثر از نقش بين‌آلمللي اين شاهراه ارتباطي بوده‌اند. يكي از مختصات مهم راه وجود منزلگاه‌هاي متعدد در فواصل منظم بود. در فاصله همدان تا كرمانشاه شهرهاي اسدآباد ، كنگاور ، صحنه و بيستون همگي در فواصل شش فرسنگ يا يك منزلگاه از يك‌ديگر قرار دارند . بعد از كرمانشاه نيز ماهيدشت (كاروانسراي رباط) ، اسلام‌آباد ، كرند ، سر پل ذهاب و قصر شيرين فاصله‌اي نزديك به يك منزلگاه دارند .اما دو منزلگاه يعني دوازده فرسنگ نيز معني خاصي دارد. چاپارها در يك روز دو منزل را طي مي‌كرده‌اند. اسلام‌آباد دو منزل از كرمانشاه فاصله دارد بنابراين هم چاپارخانه‌ و هم محل توقف و منزلگاه بوده‌ است. شهرستان اسلام آباد غرب از وضع اقتصادي نسبتا خوبي برخوردار بوده و پايه هاي اقتصادي آن بر كشاورزي، باغ‌داري، پرورش دام و طيور استوار شده است. صنايع فلزي كرند اسلام آباد هم اكنون نيز اهميت فراوان دارد. اسلحه شكاري، خودكار قفل و چاقو و تخت‌خواب و وسايل آشپزخانه از صنايع دستي مردم اين منطقه به شمار مي‌آيند. مكان‌هاي تايخي و ديدني شهرستان اسلام آباد غرب را طاق گرا در جاده قديمي ابريشم در شهر اسلام آباد، قلعه زرده در 12 كيلومتري شمال باختر ريجاب، قلعه ژيان رد اسلام آباد، قلعه يزدگردي در 12 كيلومتري شمال باختر ريجاب، كاروان‌سراي صفوي‌در 70 كيلومتري باختر كرمانشاه، مسجد ريجاب در ريجاب و مقبره ابودجاجه در ريجاب تشكيل مي دهند.
صنايع و معادن
صنايع مشتمل بر صنايع دستي و صنايع كارخانه اي است و معادن سنگ مرمر، سنگ لاشه، مارن و دولوميت در شهرستان اسلام آباد مورد بهره برداري قرار مي گيرد.

كشاورزي و دام داري
آب كشاورزي شهرستان از رودها و چاه‌ها فراهم مي شود و گوناگوني محصولاتي چون گندم، جو، بنشن، گياهان‌علوفه‌اي، تره بار، سيب، گلابي، به، انار، انجير،‌ انگور، زردآلو، و بادام نشان از رونق كشاورزي در منطقه دارد. كشاورزي در شهرستان اسلام آباد سنتي و نوع كشتي آبي و ديمي است. باغ‌داري نيز رواج زيادي داشته و محصولات آن از جمله صادرات اين شهرستان محسوب مي‌شود. دام‌داري با شيوه سنتي در اين شهرستان رواج دارد و شامل پرورش بيش ازنيم ميليون راس دام و فرآورده هاي آن به مقدار قابل ملاحظه اي صادرمي‌شود. پرورش طيور به دو روش صنعتي به ميزان 70 درصد و سنتي به ميزان 30 درصد صورت مي گيرد كه بيش تر به مصارف داخلي مي رسد. صادرات اسلام آباد غرب شامل محصولاتي چون گندم، جو، بنشن، تره بار، گردو، بادام و فرآورده هاي دامي و قالي مي‌شود.

مشخصات جغرافيايي
شهرستان اسلام آباد غرب از شمال به شهرستان جوانرود، از خاور به شهرستان كرمانشاه، از جنوب به شهرستان شيروان و از باختر به شهرستان هاي سر پل ذهاب و گيلان غرب محدود مي‌شود. رودخانه‌هاي كرند و زيمكان از مهم ترين رودخانه‌هاي اين شهرستان مي باشند. اسلام آباد غرب در درازاي جغرافيايي 46 درجه و 31 دقيقه و در پهناي جغرافيايي 34 درجه و 6 دقيقه و در بلندي 1335 متري از سطح دريا، در 65 كيلومتري جنوب باختري كرمانشاه و در مسير راه كرمانشاه – خسروي قرار دارد. رود دايمي راوند از ميان شهر اسلام آباد غرب مي گذرد. آب و هواي اين شهرستان معتدل و نيمه خشك و بارندگي سالانه به طور متوسط 441 ميلي‌متر است. در سرشماري سال 1375 شهرستان اسلام آباد غرب 215392 نفر و شهر اسلام آباد غرب 81614 نفر جمعيت داشته است.مسيرهاي دسترسي به‌اين منطقه عبارت است از:

- راه اصلي به سوي شمال خاوري تا شهر كرمانشاه به درازاي 65 كيلومتر
- راهي تا مركز شهرستان ايلام به درازاي 130 كيلومتر
- راهي تا پل دختر به درازاي 148 كيلومتر
- راهي تا قصر شيرين به درازاي 112 كيلومتر
اسلام آباد به علت‌‌قرار داشتن بر سر راه اصلي مركز ايران، مرز عراق، و مسير ارتباطي كرمانشاه – قصر شيرين – خسروي (در كنار مرز) از اهميتي ويژه اي برخوردار است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
اسلام آباد غرب نخست «مندلي» ناميده مي شد كه پس از حمله عرب ها، يكي از سرداران عرب به عمران و آبادي آن پرداخت و به مرور زمان به شهر «هارون آباد» شهره گرديد. در سال 1309 هجري شمسي نام شهر به «شاه آباد غرب» و در سال 1357 به «اسلام آباد غرب» تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروان سراهاي بسياري براي اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات در آن احداث شد. بخش ماهيدشت در دوره اشكاني ها به «نيستاه» معروف و به دليل آب و هوا و مرتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشكاني بوده است. اين ناحيه در زمان صفويه «ماهيدشت» ناميده شده و كاوران‌سراي شاه عباسي در آن بنا مي‌شود. بخش كرند نيز از پيشينه كهني برخوردار است. مورخان، از ذوق فراوان صنعتگران و‌ آهنگران كرندي درعهد داريوش هخامنشي نيز ياد كرده‌اند. اسلام آباد غرب و پيرامون آن، به ‌واسطه مجاورت با تمدن‌هاي باستاني عيلامي، كاسي و بابلي، آثاري از بقاياي اين تمدن ها را، در خود جاي داده است.

 

طبيعت در شهرستان اسلام آباد غرب
دشت كرند
اين دشت در امتداد غربي دشت اسلام آباد غرب قرار دارد و مساحت اراضي آن در حدود 9 هزار هكتار است

دشت اسلام آباد
اين دشت از طرف غرب به وسيله ارتفاعات دالاهو محدود گرديده است . دامنه‌هاي اطراف اين دشت مشجر است . اين دشت در حدود 460 كيلومتر مربع وسعت دارد

 

آرامگا ه ها،امامزاده ها و زيارتگا ه ها در شهرستان اسلام آباد غرب

مقبره بابايادگار
اين آرامگاه در روستاي بان زرده ، نزديك قلعه يزدگرد در دامنه كوه دالاهو واقع شده است . از نظر معماري اين بنا به صورت فضاي مربع شكل كوچكي است كه بر روي آن گنبد مخروطي شكلي قرار گرفته است .سطوح داخلي و خارجي اين بنا به وسيله ملاط گچ اندود شده است . اين مقبر ، يكي از زيارتگاه هاي مهم اهل حق به شمار مي آيد . هويت حقيقي بابايادگار مانند ديگر مشايخ اهل حق به درستي معلوم نيست ولي از آنجائيكه غالب اين مشايخ در اوايل حكومت صفويان زندگي مي كردند ، ردپايي در تاريخ از آنان مي توان سراغ كرد . اين مشايخ در نوار مرزي ايران و عثماني به ترويج مذهب اهل حق اشتغال داشته اند . مردم اهل حق طبق معتقدات ديني و سنتي خود كه تناسخ باشد ، بابايادگار را مظهر روح امام حسين (ع) مي دادند

 

قلعه ها ، برجها و آتشكده ها در شهرستان اسلام آباد غرب

قلعه نادر آباد
در موقعيت عرض جغرافيا يي N.34?,24,18و طول E.47?,27,20 جغرافيايي و ارتفاع 1438 متري از سطح دريا در محل روستاي نادري و به فاصله 200 متري از ضلع غربي جاده آسفالته بيستون – صحنه پشته اي طبيعي قرار دارد كه در محل به نام كوه نادر آباد ناميده مي شود از نظر وضعيت توپوگرافي تپه از اطراف داراي شيب نسبتا" تندي مي باشد و سطح قاعده آن تقريباً به صورت بيضوي به طول 1500 عرض 700 متر و ار تفاع آن از سطح زمينهاي اطراف بالغ بر 100 متر است اين تپه كه بافتي كاملا" سنگي و طبيعي دارد بخاطر عبور جاده آسفالته بيستون – صحنه به دو نيم شرقي و غربي تقسيم شده است بر روي نيمه غربي روستاي فعلي نادرآباد و در قسمت پشت روستا بقاياي از ديواره و پايه هاي خاكي و بر جهائي بر جاي مانده است كه بنا بر اقوال مربوط به زمان نادر شاه است .در حال حاضر وضعيت حفاظتي تپه نسبتا" مطلوب مي باشد .
بهترين راه دستيابي تپه از طريق جاده آسفالته بيستون – صحنه در محل روستاي نادر آباد ممكن مي باشد . مالكيت تپه در حال حاضر متعلق به منابع طبيعي مي باشد .

شهرستان گيلان‌غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است‌ كه در نوشته‌هاي تاريخي نيز به دفعات از آن نام برده شده است. طايفه‌‌هاي مختلفي در اين شهرستان زندگي‌مي‌كنند. طايفه خالدي از ايل بزرگ كلهر كه شامل تيره‌هاي متعددي است، در اين شهرستان آمد و رفت مي كنند. جمعيت اين شهرستان به علت وجود مراتع قشلاقي مرغوب، در فصل زمستان تا حدود سه برابر افزايش مي يابد و سرتاسر جلگه گيلان غرب مملو از چادرهاي ايل كلهر مي شود. ايل كلهر به زبان فارسي با گويش كردي (كلهري) سخن مي گويند. اساس اقتصاد شهرستان گيلان غرب بر كشاورزي و دام‌داري استوار شده است. جاجيم و گليم از عمده ترين صنايع دستي مردم گيلان غرب بوده و بافت گليم، جاجيم، گيوه و ساخت ابزار فلزي در سرتاسر شهرستا ن رواج كامل دارد.
مكان هاي ديدني و تاريخي
قلاع (قلعه) كه تپه خاكي بسيار بزرگي است؛در وسط شهر گيلان غرب قرار گرفته و گفته مي‌شود سابقه به وجود آمدن آن به دوران پيش از اسلام و زماني كه جنگي ميان ايران و روم درگرفته بود باز مي‌گردد، روادگاه امام حسن، امام‌زاده عباس، حضرت سليمان، بورسوار (اسب قهوه اي رنگ) و امام زاده چهل تن (چهل مردم) از جمله ديدني هاي شهرستان گيلان‌غرب به شمار مي‌آيند.

صنايع و معادن
شهرستان گيلان غرب از دو رشته صنايع كارخانه‌اي و دستي بهره‌مند است. كارخانه‌هاي آجر سازي(ماشيني)،ساخت تيرچه بلوك سقفي، گچ ماشيني پاكتي، يخ سازي، توليد سوسيس و كالباس و ساخت انواع پارچه هاي تريكو از جمله فعاليت هاي صنعتي در اين شهرستان به شمار مي رود.

كشاورزي و دام داري
شغل اصلي مردم منطقه كشاورزي و دام‌داري است و آب مورد نياز براي كشاورزي از آب رودها و چاه ها تأمين مي شود. محصولات كشاورزي گيلان غرب عبارتند از گندم، برنج، ذرت،‌ بنشن،‌ گردو، پنبه، و ذرت. دام‌داري و دام‌پروري از جمله فعاليت هاي مهم شهرستان گيلان غرب محسوب مي‌شود و بهترين مراتع قشلاقي استان در اين شهرستان قرار گرفته و فرآورده هاي دامي از محصولات اين شهرستان است.
مشخصات جغرافيايي
گيلان غرب با قرار گرفتن در 150 كيلومتري جنوب باختري شهر كرمانشاه و در انتهاي راه اصلي سرچله – گيلان غرب از شمال به شهرستان هاي سر پل ذهاب و قصرشيرين،‌ از خاور به اسلام آباد، از باختر به خاك عراق و از جنوب به استان ايلام محدود مي‌شود. مركز شهرستان گيلان‌غرب، در درازاي جغرافيايي 55 درجه و 45 دقيقه و 32 درجه و 8 دقيقه پهناي جغرافيايي، در ارتفاع 900 متري از سطح دريا، قرار گرفته است. آب و هواي گيلان غرب نسبتا گرم ونيمه خشك است و كوه سركشي در شمال و شمال باختر اين شهر و كوه سراوان در خاور و كوه هاي بند ميدان در جنوب اين شهر قرار دارد. رود دايمي گيلان با گذشتن از ميان شهر، باغ‌هاو زمين‌هاي كشاورزي را‌ آبياري مي كند. راه‌هاي ارتباطي اين منقه را راه اصلي به سوي خاورتا آبادي سرچله در مسير راه ايلام – كرمانشاه – به درازاي 40 كيلومتر و راه اصلي گيلان غرب - قصر شيرين به سوي شمال باختري به درازاي 53 كيلومتر تشكيل‌ مي‌دهد. شهرستان گيلان غرب در سرشماري سال 1375 از 67756 نفر جمعيت برخوردار بوده كه از اين تعداد 16813 نفر در مركز شهرستان زندگي مي كردند.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
شهرستان گيلان غرب از نواحي قديمي استان كرمانشاه است، كه در نوشته هاي تاريخي نيز به دفعات از آن نام برده شده است. خرابه هاي روستاي گيلان در منتهي اليه جنوب جلگه كرمانشاه بر سر راه كرمانشاه به بغداد قرار دارد. اين خرابه ها كه به شكل تپه خودنمايي مي كنند، احتمالا بناهايي بوده اند كه بنا به ضرورت دفاعي و امنيتي ساخته شده اند. در اين تپه ها آجرهاي بزرگ به سبك بابلي و به تعداد زياد پيدا شده كه نشانه هايي از قدمت تپه ها هستند و احتمالا آتشكده هاي بزرگ مربوط به مغ ها بوده اندكه در دوره اشكانيان به يكي از خدايان محلي اختصاص داشته است. شهرستان گيلان غرب، محل سكونت ايل بزرگ كلهر است و از گذشته هاي دور، خوانين كلهر زمستان ها را در اين منطقه سر مي كرده اند. گيلان غرب ابتدا به نام ‹‹عمله›› شهرت داشته كه اصطلاحا در لغت به معني محل تجمع نيز مي باشد. عمله‌كم‌كم به صورت محلي براي زندگي عشاير و سرانجام بازاري جهت معاملات تجاري ايلات و عشاير منطقه درآمد.در نزديكي شهر كنوني، آبادي ديگري بوده به نام ‹‹گيلان›› كه بعضي آثار و بقاياي آن هنوز هم باقي است و پس از توسعه و رونق آبادي ‹‹عمليه›› نام گيلان براي آن انتخاب شد.

قصر شيرين از مناطق بسيار قديمي ايران است كه بناي آن را به خسرو پرويز ساساني منسوب مي‌دانند.قصرشيرين ديرينه‌ي باستاني مشهوري دارد و دورترين اطلاعاتي كه از اين مكان به‌عنوان يك مكان تاريخي موجود است به دوره ساساني مربوط مي‌شود. شهرستان قصر شيرين از شمال و باختر به خاك عراق، از خاور به شهرستان هاي سر پل ذهاب‌ و گيلان‌غرب، از جنوب و جنوب خاوري به شهرستان ايلام و از جنوب باختري نيز به خاك عراق محدود مي‌شود. قالي بافي، گليم بافي، پارچه بافي و جاجيم بافي از مهم ترين صنايع دستي شهرستان قصر شيرين به شمار مي‌آيند.
مكان هاي ديدني و تاريخي
آتشكده چهارقاپو ، عمارت خسروي و كاخ حوش كوري در قصرشيرين از جمله مكان‌ةاي ديدني و تاريخي شهرستان قصر شيرين به شمار مي‌آيند.

صنايع و معادن
صنايع قصر شيرين به دو دسته صنايع توليدي و صنايع دستي تقسيم مي شود. كارخانه‌هاي قندسازي و كارخانه هاي آرد، از جمله صنايع شهرستان قصر شيرين به شمار‌مي آيند. صنعت نفت درمحدوده اين شهرستان پايه‌ريزي و تشكيل شده و جمعيت زيادي را از اطراف، به خود جذب نموده است. مهم‌ترين منابع زيرزميني قصر شيرين نفت است. اولين چاه هاي آن در ‹‹نفت شهر›› در سال 1308 برابر با 1929 با فعاليت هاي پي‌گير اكيپ نفت انگليس به سرپرستي ويليام دارسي به نفت رسيد.

كشاورزي و دام داري
عبور رود حلوان از ميان شهر، سبب حاصل خيزي زمين ها و باغ هاي فراوان شهرستان قصر شيرين شده و سدي كه بر اين رود زده شده مايه رونق كشاورزي منطقه شده است. در قصر شيرين درصدي از مردم به كشاورزي و بيش‌تر مردم به امور بازرگاني و دولتي اشتغال دارند. محصولات كشاورزي اين شهرستان را گندم، جو، تره بار، مركبات، انگور و خرما تشكيل‌مي دهند.آب مورد نياز براي‌كشاورزي اين منطقه، از رود و چاه‌ها تأمين‌مي شود. در زمينه دام‌داري قصر شيرين به علت داشتن مراتع قشلاقي از رونق خاصي برخوردار بوده و فرآورده هاي دامي از جمله صادرات قصر شيرين به شمار مي‌رود. محصولات گندم، جو، تره بار، روغن حيواني، مركبات، و خرما جزو محصولات صادراتي شهرستان محسوب مي شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان قصر شيرين از شمال و باختر به خاك كشور عراق، از خاور به شهرستان هاي سر پل ذهاب‌ و گيلان‌غرب، از جنوب و جنوب خاوري به شهرستان ايلام و از جنوب باختري نيز به خاك عراق محدود مي‌شود. قصرشيرين مركز شهرستان قصرشيرين، در 35 درجه و 45 دقيقه درازاي جغرافيايي و در 31 درجه و 34 دقيقه پهناي جغرافيايي، در بلندي 400 متري از سطح دريا و در 167 كيلومتري شهر كرمانشاه، در مسير راه اصلي اسلام آباد غرب – خسروي قرار دارد. رود حلوان (الوند) از وسط شهر مي‌گذرد و در مسير خود زمين ها و باغ هاي فراواني را‌ آبياري مي‌كند. آب‌و هواي قصر شيرين نسبتا گرم و خشك است. مسيرهاي دسترسي به اين شهرستان را راهي به سوي جنوب خاوري به درازاي 35 كيلومتر تا سر پل ذهاب، راهي به سوي جنوب باختري به درازاي 20 كيلومتر تا خسروي (مرز ايران و عراق) و از آن جا به درازاي 60 كيلومتر به سوي جنوب باختري تا نفت شهر تشكيل مي‌دهد.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
قصر شيرين از شهرهاي بسيار قديمي ايران است. بناي اين شهر به خسرو پرويز ساساني منسوب است، اما در روزگار هخامنشيان نيز آباد بوده است. در اطراف شهر كنوني، ويرانه هاي قصر شيرين كهنه باقي مانده است كه گفته مي شود در زمان سلطنت خسرو پرويز، باغي وسيع با قصرهاي دلپذير و فرح انگيز بود و قصر زمستاني محبوبه او شيرين نيز در آن قرار داشته است. رفته رفته در پيرامون اين قصر، شهرهاي كوچكي بوجود آمده و سبب گسترش آن شده است. افسانه معروف « شيرين و فرهاد» از نام اين شهر گرفته شده است. پس از حمله عرب ها، قصر شيرين، ويران شد و تا سال 1270 هـ . ق مانند قصبه كوچكي باقي ماند. در جنگ جهاني اول، قصر شيرين مرز سربازان دولت هاي آلمان و عثماني از يك طرف و روسيه و انگلستان از طرف ديگر بود. اين شهر هم اكنون گسترش يافته و به شهري بزرگ و جذاب تبديل شده است.

 

طبيعت در شهرستان قصر شيرين

ارتفاعات اطراف قصرشيرين
در اطراف قصرشيرين نيز ارتفاعاتي وجود دارد كه از جمله آنها مي توان به ارتفاعات بازي دراز با ارتفاع 2320 متر ، آق داغ با ارتفاع 2105 و كوه سه سر با ارتفاع 2593 متر اشاره كرد
رودخانه الوند
اين رودخانه از آب چشمه هاي سياوانه و سراب اسكندر در كوه دالاهو در شمال غربي كرند سرچشمه گرفته و بعد از اينكه در حدود سه كيلومتر جريان يافته فرو مي رود و پس از مسافت كوتاهي از محل ديگري به نام سراب هشتانه خارج گرديده و تشكيل آبشاري در ريجاب داده است اين رود پس از مشروب نموده دشت ذهاب به طرف قصرشيرين جريان داشته و نهايتاً وارد خانقين عراق شده و در محل دوآب خانقين وارد دياله مي شود . اين رودخانه از لحاظ اينكه از سرپل‌ذهاب ( حلوان ) مي گذرد به نام رودخانه حلوان نيز معروف است .

 

كاخها ، باغها و موزها در شهرستان قصر شيرين

كاخ خسرو
در حاشيه شمالي شهر كنوني قصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي ، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي شود كه امروزه به صورت تلي از خاك در آمده است . اين بنا بر روي مصطبه اي به ارتفاع 8 متر ايجاد شده است . اين بنا در جهت شرقي ـ غربي به ابعاد 98*285 متر ساخته شده كه راه ورود به داخل بنا از طريق پلكان دو طرفه اي بوده است . در قسمت شرقي بنا ، تالار ستون مستطيل شكلي وجود دارد كه سقف آن به وسيله طاق هاي آجري پوشش داده شده است . در پشت تالار ، اتاق گنبد دار بزرگي ساخته شده كه راه ورود به آن از طريق درگاهي است كه در قسمت غربي تالار ايجاد شده است . در دو طرف شمال و جنوب اتاق گنبد دار ، اتاق هاي مستطيل شكلي وجود دارد كه از طريق اتاق گنبد دار قابل دسترسي بوده اند . همچنين در پشت اتاق گنبد دار ، حياطي مربع شكل با رواق ستون دار قرار دارد كه ابعاد آن 27*27 متر مي باشد . دور اطراف اين حياط ستون دار را اتاق هاي متعددي فرا گرفته است . در قسمت غربي حياط نيز ايواني ساخته شده است كه از طريق درگاهي به حياط ديگر كاخ منتهي مي شود . در اطراف اين حياط‌ها نيز مجموعه اتاق ها و اصطبل ها قرار گرفته است .
در قسمت شمالي تراس ، چندين خانه به صورت يك مجموعه وجود دارد . اسكار رويتر اظهار مي كند خانه هايي كه در قسمت مركزي عمارت قرار دارند احتمالاً حرم پادشاه را شكل مي دهند و خانه هاي واقع در بيرون ساختمان مكاني براي پذيرائي ميهمانان بوده است .
در مورد اين كاخ ، مورخين و جغرافي نويسان ايراني و عرب هر كدام مطالبي نوشته‌اند ، اكثر اينها اظهار مي كنند كه اين كاخ توسط خسرو پرويز در ميان باغ وسيعي ساخته شده كه حيوانات وحشي با كمال آزادي در اين مكان مي زيسته اند و آب فراواني از رودخانه الوند در جدولي مرتفع به اين باغ وارد مي گشته است . با قوت اين كاخ را جزء عجايب جهان به شمار آورده كه در سال 628 ميلادي توسط هراكليوس ويران شده است .

 

كاروانسراها ، دروازها و بازارها در شهرستان قصر شيرين

كاروانسراي قصرشيرين
اين كاروانسرا در داخل شهر قصرشيرين قرار دارد كه متأسفانه در اثر حملات عرلق آسيب زيادي ديده و تنها قسمت ورودي آن باقي مانده است ولي در سال هاي اخير ميراث فرهنگي اقدام به بازسازي آن نموده است . اين كاروانسرا نيز از نظر پلان تا حدودي شبيه كاروانسراهاي صفوي بيستون و ماهيدشت مي باشد بطوريكه داراي ورودي طاق داري درضلع جنوبي بناست كه در هر طرف ورودي سكويي دراز ايجاد شده است . پس از ورودي ، هشتي گنبد داري قرار دارد كه از طريق آن مي توان وارد حياط مركزي شد .در چهار طرف اين حياط ، ايوانهاي بزرگي با طاق جناغي قرار دارد . همچنين در اطراف ضلع حياط مركزي تعدادي اتاق ساخته شده است در جلو هريك از اين اتاق ها ايوان كوچكي و در پشت اتاق ها ، اصطبل هاي درازي احداث شده است .اين كاروانسرا به وسيله لاشه سنگ و آجر ساخته شده است . حتي در برخي از قسمت‌هاي آن از جمله ورودي ، از آجرهاي بناهاي ساساني نيز استفاده كرده اند

 

قلعه ها ،برجها و آتشكده ها در شهرستان قصر شيرين

آتشكده چهارقاپي
چهار قاپو يا چهار قاپي به معني چهار در ، از جمله آتشكده هاي زمان ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است . اين آتشكده از نوع آتشكده هايي است كه داراي دالان طواف بوده ولي متأسفانه در اثر مرور زمان رواق آن فرو ريخته است ولي با اين وجود در برخي از قسمت ها آثاري از آن ديده مي شود . اين آتشكده عبارت است از اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر كه داراي سقفي گنبدي شكل به قطر 16 متر بوده ولي متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره ها در چهار گوشه آن ديده مي شود . اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي شوند . در اطراف اين بنا مجموعه اتاق ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش هايي از آنها در نتيجه كاوش هاي باستان شناختي سال هاي اخير شناسايي شده است . اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده است . البته گنبد بنا آجري بوده است .اگرچه اكثر باستان شناسان اين بنا را آتشكده اي از زمان خسرو پرويز پادشاه ساساني مي دانند ولي برخي نيز آن را كاخي از همان زمان مي دانند.

سرپل ذهاب در كنار ويرانه‌هاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌اي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران باستان بوده كه در زمان حمله عرب ها به ايران از بين رفته و تنها آثاري از پايه هاي آجري آن بر جاي مانده است. اين شهرستان هم اكنون نيز يكي از مهم‌ترين مناطق استان كرمانشاه را تشكيل مي‌دهد. صنايع دستي شهرستان سرپل‌ذهاب‌را ‌قالي، گليم و جاجيم كه محصولات آن‌ها با نقش هاي زيبا و مرغوب تزيين‌داده مي شوند تشكيل مي‌دهند.چشمه آب‌گرم تنگ‌حمام‌در بين سرپل‌ذهاب، قصر شيرين و قلعه منيژه در جاده سر پل ذهاب به ديره، قلعه گبري، كاروا‌ن سراي ساساني، دكان داود در3 كيلومتري جنوب خاوري سر پل ذهاب و مقبره احمد بن اسحاق در اول جاده سرپل ذهاب – ديره از جمله مكان‌هاي ديني وتاريخي اين ناحيه به شمار مي آيند.
مكان هاي ديدني و تاريخي
چشمه آب‌گرم تنگ حمام‌در بين سرپل‌ذهاب، قصر شيرين و قلعه منيژه در جاده سر پل ذهاب به ديره، قلعه گبري، كاروا‌ن سراي ساساني، دكان داود در3 كيلومتري جنوب خاوري سر پل ذهاب و مقبره احمد بن اسحاق در اول جاده سرپل ذهاب – ديره از جمله مكان‌هاي ديني وتاريخي اين ناحيه به شمار مي آيند.

صنايع و معادن
دام‌داري تنها با شيوه سنتي رواج داشته و شامل پرورش بيش از 10 هزار راس گاو و 400 هزار راس گوسفند و 20 هزار راس بز است. هم چنين فرآورده‌هاي دامي به مقدار قابل ملاحظه‌اي صادر مي شود. لازم به توضيح است كه مراتع اين شهرستان از بهترين مراتع قشلاقي استان كرمانشاه به شمار مي رود. محصولاتي چون فرآورده هاي دامي و دام، گندم، جو، ‌تره بار، انگور، انار، انجير و سيب در زمره صادرات شهرستان سرپل ذهاب هستند.

كشاورزي و دام داري
شغل اصلي مردم سرپل ذهاب كشاورزي و دام‌داري است و فرآورده ها و محصولات كشاورزي شهرستان عبارتنداز: گندم، جو، بنشن،‌ كنجد، گياهان علوفه اي، ذرت، انواع تره بار، سيب، گلابي،‌ انار، و انجير. كشاورزي در شهرستان سرپل ذهاب سنتي و نوع كشت آبي و ديمي است. رواج كشاورزي در اين ناحيه به علت خاك مساعد و آب فراوان است. آب كشاورزي از رودخانه هاي متعدد و چاه هاي ژرف و نيمه ژرف تامين مي‌شود. در اين شهرستان باغ‌داري نيز رواج زيادي داشته و شامل پرورش درختان سيب، انار، گلابي و انجير مي‌شود كه تمام آن ها در زمره اقلام صادراتي سرپل ذهاب محسوب مي‌شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان سرپل ذهاب از شمال به شهرستان جوانرود، ‌از خاور و جنوب خاوري به شهرستان اسلام آباد غرب، از جنوب و جنوب باختري به شهرستان گيلان غرب و از باختر به شهرستان قصر شيرين و خاك عراق محدود مي‌شود. شهر سرپل ذهاب مركز شهرستان سرپل ذهاب، در 52 درجه و 45 دقيقه درازاي جغرافيايي و 28 درجه و 34 دقيقه پهناي جغرافيايي، در 550 متري از سطح دريا و در 147 كيلومتري راه اصلي كرمانشاه – قصر شيرين قرار دارد. رود دايمي الوند از ميان شهر مي‌گذرد و آب و هواي آن نسبتا گرم و نيمه خشك است.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
سرپل ذهاب در جوار ويرانه هاي شهر قديمي حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌اي نيز در نزديكي آن قرار دارد. سرپل ذهاب به عنوان دژ و پايگاه مرزي ايران باستان بود كه در زمان حمله عرب ها به ايران از بين رفته و تنها آثاري از پايه هاي آجري آن بر جاي مانده است. در كتب تاريخي از اين ناحيه به عنوان «زهاو» مركز ايالت حلوان نام برده شده است. كلمه ذهاب در لغت به معناي آب مقطر، خوب و هم چنين به معني چشمه و منبع آب آمده است و ظاهرا ‌اين شهر به علت چشمه سارها و سراب هاي فراوان، به ذهاب مشهور شده است. نام ديگر اين ناحيه سرپل است كه از نام پلي بر روي رودخانه الوند در 12 كيلومتري ذهاب اخذ شده است. اين شهر طبيعتي بسيار زيبا دارد. قدمت اين شهر به زمان مادها مي رسد كه در نوشته هاي جغرافي دانان بعد از اسلام بنام حلوان ياد شده و آشوريان به آن «كالمانو» مي گفتند. اين منطقه در زمان ساسانيان استاني به نام ‹‹خسرو شادفيروز››‌ و دربردارنده پنج شهر ‹‹فيروز قباد››، ‹‹كهستان››، ‹‹تامرا››، ‹‹ارپل›› و «خانقين» بوده است. در دوران خلفاي عباسي اين ناحيه تابع حكومت بغداد بود. اما بعدها به استثناي دوره زنديه و قاجاريه كه توسط پادشاهان عثماني اداره مي شد، همواره جزء قلمرو ايران بوده است.

 

طبيعت در شهرستان سر پل ذهاب

ارتفاعات بمو
اين ارتفاعات كه جزء زاگرس چين خورده مي باشد به صورت نواري از شمال به جنوب در شمال غرب منطقه از گله در طول خط مرز ايران و عراق امتداد دارد . بلندترين قله اين ارتفاعات 1842 متر ارتفاع دارد

دشت بين ارتفاعات پاطاق و خسروي
دشت بين ارتفاعات پاطاق و خسروي : ارتفاعات اين دشت از سطح دريا كم و به علت همجواري با خاك عراق ، داراي هوايي نسبتاً گرم است . عرض اين دشت بين 20 تا 70 كيلومتر است

 

مساجد و مدارس مذهبي در شهرستان سر پل ذهاب

مسجد عبدالله بن عمر
اين مسجد يكي از مساجد صدر اسلام است كه در روستاي شالان از توابع ريجاب واقع شده است . شالوده اين بنا بر روي بنايي قبل از اسلام ساخته شده است . پلان مسجد به شكل مستطيلي است كه طول آن 18 متر و به عرض آن 107 متر است . درداخل شبستان مسجد ، هشت ستون در دو رديف به موازات هم قرار دارند . اين ستون ها از نظر شكل دو نوع مي باشند . چهار ستون چهار ضلعي به ابعاد 75*75 سانتي متر كه تا سقف به يك اندازه هستند و چهار ستون ديگر كه در يك امتداد قرار دارند ، هر يك از سه بخش تشكيل شده اند . بخش نخست كه از كف مسجد تا 30 سانتي متر شروع مي شود و به صورت چهارگوش مي باشد پس از آن تا ارتفاع 20/2 متري به شكل استوانه أي در آمده و در بخش سوم ساقه ستون مجدداً به شكل چهارضلعي ديده مي شود . در بالاي اين دو رديف ستون دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته اند و سپس تيرهاي افقي مسجدي روي آن دو قرار داده اند .محراب مسجد برخلاف ساير مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده بلكه به وسيله گچبري به ديوار مسجد اضافه شده است . منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و مصالح آن سنگ و گچ مي باشد . اين منبر داراي پنج پله است .منار مسجد مدت ها بعد از ايجاد بنا ، در قسمت جنوب غربي پشت بام ساخته شده است . راه ورودي به مناره هم از پشت بام مسجد است . اين منار داراي 21 پله مثلثي شكل است . در بالاي آن نيز گنبدي مخروطي قرار دارد . مدخل مناره داراي تاق گهواره اي شكل بوده و نماي خارجي آن در قسمت فوقاني با چوب و گچ تزئين شده است .

 

كاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان سر پل ذهاب

كاروانسراي ايلخاني (بيستون )
اين كاروانسرا بر روي بقايايي از يك بناي سنگي دوره ساساني ساخته شده است كه به كاخ خسرو معروف مي باشد . به اين ترتيب كه ايلخانيان با الحاق ديوارهايي به ديوارهاي محيطي بناي ساساني ، كاروانسرا را احداث كرده اند .اين كاروانسرا به ابعاد 80 * 85 متر است كه با لاشه سنگ و آجر به همراه ملاط گچ ساخته شده است . درگاه ورودي كاروانسرا در جبهه شرقي بنا قرار دارد . اين درگاه ورودي به حياط مركزي منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها و ديوارهاي مستطيل شكل قرار دارد . به اين ترتيب كه در سه ضلع شرقي ، شمالي و جنوبي ، رديفي از ايوان ها و اتاق ها قرار گرفته است و به عبارتي ترتيب قرار گرفتن اتاق ها به اين صورت بوده كه در كنار هر ايوان دو اتاق ساخته شده است ولي در ضلع غربي در جلو هر يك از اتاق ها ، ايوان كوچكي وجود دارد . ديوارهاي اين كاروانسرا تا قسمت پاكار قوسي به وسيله لاشه سنگ و از پاكار تا تيزه قوسي با آجر چيده شده است . در داخل حياط مركزي اين كاروانسرا ، مسجد كوچكي ساخته شده است . در كنار اين مسجد نيز سكويي با پلان مربع احداث شده كه در هر گوشه آن پشتبند مستطيل شكلي قرار دارد . در مركز اين سكو نيز فضاي مدور توخالي ايجاد شده است . متأسفانه كاربرد اين سكو تا كنون مشخص نشده است .

 

عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان سر پل ذهاب

طاق گرا
بناي طاق گرا در گردنه پاتاق بر سر راه كرمانشاه به سرپل ذهاب و در كنار راه باستاني سنگفرشي بنا شده كه فلات ايران را به بين النهرين ارتباط مي داده است . به علت تغيير مسير ، اين راه و بناي تاق گرا اكنون در شيب هاي پائين جاده آسفالته قرار گرفته است . از نظر معماري ، بناي تاق‌گرا ، فضاي ايوان مانندي است كه تماماً از سنگ ساخته شده است . اين بناي مستطيل شكل به ابعاد 86/4*70/7 متر است كه ورودي آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگفرش باستاني است . از لحاظ ساختاري ، اين بنا به وسيله بلوك هاي سنگي ساخته شده است كه به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده اند . مصالح داخلي ديوارها نيز از لاشه سنگ و ملاط گچ است .ديوارهاي جناحين اين بنا تا حدودي بلندتر ساخته شده اند تا بتوانند سقف تاق را كاملاً مسطح نمايند . ارتفاع كف بنا از سطح زمين 20/1 متر و ارتفاع از كف تا لبه قوس 92/5 متر و از لبه قوس تا زير گيلويي اول 20/1 متر است . همچنين بلندي افريز اول 60 سانتي متر است كه برروي آن يك رديف بلوك سنگي ساده به بلندي 45 سانتي متر قرار گرفته است . بر روي اين بخش ، سنگ هاي تزئيني افريز دوم قرار دارد . همچنين در بالاترين بخش بر روي لبه بام بنا ، يك رديف كنگره به ارتفاع 92 سانتي متر قرار گرفته است . بنابراين ارتفاع بنا از سطح زمين تا بالاترين نقطه 7/11 متر است ، همچنين عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر مي باشد . ديوارهاي داخلي اين بنا به وسيله نقوش هندسي حجاري شده است .در مورد زمان ساخت اين بنا اختلاف نظرهايي وجود دارد برخي آن را به دوره اشكاني و برخي ديگر آن را به دوره ساساني نسبت داده اند . همچنين براي اين بنا ، كاركردهاي متفاوتي چون يادگار احداث راه كاروانرو ، توقفگاه موكب شاهي ، اريكه سلطنتي ، پاسگاه مرزي و يا بناي يادبودي از يك پيروزي ذكر شده است .

نقش برجسته آنوباني‌ني
در اين صحنه تصوير آنوباني‌ني پادشاه مقتدر لولوبي به حالت ايستاده در سمت راست حجاري شده است . آنوباني‌ني داراي ريش بلند و صورتي نيم رخ است كه كلاه مدوري بر سر و گردن بندي بر گردن و كمربندي به كمر دارد . لباس او كوتاه و مطبق و كفشهايش از نوع صندل است . در دست راست وي اسلحه و در دست چپش كماني ديده مي شود . در زير پاي آنوباني‌ني دشمن شكست خورده اي حجاري شده است . در مقابل شاه ، تصوير الهه ني‌ني در مقابل شاه ايستاده است . او نيز كلاهي بلند و منگوله دار و پيراهني پشمين كه تا مچ پاي او مي رسد بر تن دارد . الهه ني‌ني تيرداني پر از تير در پشت دارد و با دست راست حلقه سلطنتي را به طرف آنوباني‌ني دراز كرده و در دست چپش سر طنابي است كه با آن طناب ، هشت نفر اسير بسته شده است . از اين هشت اسير دو نفر در قسمت بالاي نقش ، پشت سر الهه ني‌ني ، ديده مي شوند و شش نفر ديگر در صف زيرين قرار دارند . اسيران همگي برهنه اند و دست هايشان از عقب بسته شده است .

در بالاي نقش ، در ميان سر شاه و الهه ني‌ني ، دايره اي نقش شده كه داخل آن ستاره اي چهار پر قرار دارد . در زير پاي الهه و دو اسير پشت سر وي كتيبه اي به زبان اكدي نوشته شده است كه مضمون آن به شرح زير است :
« آنوباني‌ني پادشاه لولوبوم تصوير خويش و تصوير ني‌ني را بر كوه بادير نقش كرد . آنكس كه اين لوح را محو كند به نفرين و لعنت آنو ، آنونوم ، بل ، بليت ، رامان ، ايشتار ، سين و شمش گرفتار باد و نسل او بر باد رواد .
اين نقش برجسته و كتيبه احتمالاً در 2200 پيش از ميلاد حجاري شده است .
نقش برجسته آنوباني ني 2 (لوح بزرگ سنگي )
نقش برجسته آنوباني ني 3 ( لوح بزرگ سنگي كتيبه )
نقش برجسته آنوباني ني داراي كتيبه
نقش برجسته گودرز شاه در سرپل ذهاب
در پائين نقش برجسته آنوباني‌ني ، نقش برجسته اي از دوره اشكاني وجود دارد كه يكي از بزرگان اشكاني را سوار بر اسبي نشان مي دهد . شاه اشكاني با بدني نيم رخ و صورتي تمام رخ حجاري شده است ، وي كلاهي بر سر دارد كه اطراف آن رشته اي شرا به دار فرا گرفته و گوشه هاي بلند كلاه بر روي شانه شاه افتاده است . پيراهن او كوتاه و تا بالاي ران ادامه دارد و شلوارش گشاد است . سوار با دست راست افسار اسب را گرفته است . در جلو او مردي از بزرگان به حالت ايستاده حجاري شده كه گلي را به شاه اهداء مي كند .
در گوشه چپ اين نقش كتيبه اي به خط پهلوي نوشته شده كه مضمون آن چنين است :
اين پيكر خود گودرز شاه بزرگ پسر گيو » همچنين در گوشه سمت راست اين نقش برجسته كتيبه ديگري با مضمون « اين پيكر خود دژ دار حلوان » نقر شده است .گوردخمه برد عاشقان
اين گوردخمه در روستاي مله ديزگه از توابع دهستان ذهاب در دامنه كوهي به فاصله 2 كيلومتري از روستا قرار گرفته است . اين گوردخمه نيز همانند گوردخمه سان رستم در داخل قلعه سنگ بزرگي به شكل مكعب مستطيل به طول 40/5 متر و عرض 40/4 متر و به ارتفاع 50/2 متر ايجاد شده است . اين گوردخمه نيز داراي اتاقي است كه در داخل سنگ كنده شده است . اين اتاق به طول 46/1 و عرض 05/1 سانتي متر مي باشد .
اگر چه زماني اين گوردخمه را نيز همانند ساير گوردخمه به دوره ماد نسبت مي دانند ولي امروزه آن را متعلق به دوره ساساني مي دانند .
گوردخمه ديره
اين گوردخمه در فاصله 24 كيلومتري جاده سرپل ذهاب به طرف ديره در نزديكي روستاي گلين قرار دارد . اهالي روستا اين گوردخمه را به نام فراي كن يا تاق فرهاد يا اتاق فرهاد مي شناسند . گوردخمه مورد بحث به طول 50/6 متر ، عمق 20/3 متر و ارتفاع 15/2 متر مي باشد . در انتهاي دخمه دو پله به طول 35/1 متر ايجاد شده است . همچنين در ديوار جنوبي اين دخمه صفحه اي به ابعاد 34/1*60/1 متر جهت ايجاد نقشي تراشيده شده است .

گوردخمه دكان داود
اين گوردخمه در سه كيلومتري جنوب شرقي سرپل ذهاب در ابتداي جاده انزل واقع شده كه در ميان اهالي محل به كل داوود و دكان داوود شهرت يافته است و از مكان هايي است كه نزد طوايف اهل حق متبرك بوده كه در بعضي از اوقات سال در آنجا جهت انجام مراسم مذهبي اجتماع مي كنند . اين مقبره همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه ، داراي ايواني در جلو مي‌باشد كه طول آن در جلو 60/9 متر و در قسمت عقب 32/7 متر مي باشد . عرض آن 95/1 متر و ارتفاع آن نيز 60/2 متر است . اطراف ايوان به وسيله قاب هايي تزئين شده است . در دو طرف ورودي مقبره بقاياي دو ستون ديده مي شود كه بدنه ستون‌ها به مرور زمان از بين رفته و تنها پايه ها و سرستون ها باقي مانده است . پايه ستون ها مربع شكل مي باشند . در ديوار عقبي اين ايوان ورودي به عرض 1 متر و ارتفاع 5/1 متر وجود دارد كه به اتاقي به طول 83/2 متر ، عرض 31/2 متر و ارتفاع 18/2 متر منتهي مي شود . در بدنه ديوارهاي اين اتاق 5 تاقچه جهت قرار دادن نذورات كنده شده است . همچنين در نيمه سمت چپ كف اتاق ، قبري بيضي شكل به عمق 70 سانتي متر كنده شده است . سقف اين اتاق داراي تاقي هلالي است ولي سقف ايوان جلو اتاق ، مسطح مي‌باشد .

در فاصله 8 متري زير اين گوردخمه ، قاب مستطيل شكلي بر روي يك قابي قديمي تر تراشيده شده است . در داخل قاب جديد شخصيتي به حالت تمام قد با صورتي نيم رخ حجاري شده است . اين شخص لباس بلندي برتن و كلاه لبه داري بر سر گذاشته كه قسمت پشت گردن و گوش هاي او را پوشانده است . همچنين در يك دست او برسمي ديده مي‌شود و دست ديگر را به حالت نيايش به طرف بالا نگه داشته است . زماني نيز تصور مي شد كه اين گوردخمه و نقش برجسته حجاري شده در زير آن متعلق به دوره ماد باشد ولي در پژوهش هاي اخير مشخص گرديد اين گوردخمه متعلق به دوره هخامنشي است و احتمالاً نقش برجسته حجاري شده در زير آن نيز مربوط به دوره سلوكي باشد .

 

X