معرفی وبلاگ
سلام ،‌ خوش آمديد . در اين وبلاگ موضوعات زير مطرح مي شوند : اطلاعات ايران شناسي (معرفي شهرهاي ايران به تفكيك هر استان) - تاريخ ايران - ادبيات ايران زمين - جغرافياي ايران - گالري تصاوير و ... منابع وبلاگ => نرم افزار مرز پر گهر - سايت هاي : نماي ايران ، كتاب اول ، ساجد ، سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان ، پارست ، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، گنجور دات نت
لينك دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 449533
تعداد نوشته ها : 2572
تعداد نظرات : 60
Rss
طراح قالب

موسسه تبيان - ايران شناسي

Translate
لينك دوستان تبياني
پيج رنك

شهرستان پارس آباد يكي از شهرستان هاي استان اردبيل است. مردم پارس آباد مسلمان و شيعه مذهب بوده و به زبان آذري گفت و گو مي كنند. اين شهرستان در سرشماري سال 1375 تعداد 138887 نفر جمعيت داشته است. شغل اصلي ساكنين را زراعت و كشاورزي تشكيل مي‌دهد و فرش بافي مهم ترين صنايع دستي منطقه است.عمده محصولات كشاورزي پارس آباد صادرمي شود. مهم ترين صادرات اين منطقه را گندم، جو، بنشن، ‌دانه هاي روغني، تره بار( بويژه خيار و هندوانه) انگور، پسته، قند، كمپوت تشكيل مي دهد.
عشاير و روستاييان منطقه مغان در استان اردبيل ورني‌هاي نفيسي توليد مي ‌كنند كه نقش و نگارهاي زيباي روي بدنه‌ آن ها بيش ‌تراز طبيعت منطقه و شيوه زندگي عشيره‌اي آن ها الهام گرفته است. با اين كه در گذشته ساخت ورني در اين منطقه رواج زيادي داشته است، اما متاسفانه گراني اين محصول رفته رفته از شمارمشتريان داخلي آن كاسته است. هم اكنون ورني بافان مغان براساس نياز بازارهاي داخلي يا خارجي به توليد آن مي ‌پردازند، به همين خاطر از توليد اين محصول تا حد زيادي كاسته شده است.
تپه نادر كه از تپه هاي باستاني و تاريخي شهرستان پارس آباد و محل تاج گذاري نادرشاه افشار است به همراه قلعه هاي قديمي متعلق به دوره اشكانيان و پل هاي تاريخي و قديمي و گورستان هاي مربوط به هزاره هاي پيش از اسلام از مهم ترين بناهاي تاريخي شهرستان پارس آباد هستند. رودخانه ارس - كه مهم ترين و پرآب ترين رودخانه شمالي ايران درمنطقه آذربايجان است - از مهم ترين جاذبه هاي طبييعي منطقه به شمار مي آيد.
صنايع و معادن
صنايع دستي و ماشيني صنايع شهرستان ژارس آباد را تشكيل مي دهند. عشاير و روستاييان منطقه مغان در استان اردبيل ورني‌هاي نفيسي توليد مي ‌كنند كه‌نقش و نگارهاي زيباي روي بدنه‌ آن ها بيش ‌تراز طبيعت منطقه و شيوه زندگي عشيره‌اي آن ها الهام گرفته است. با اين كه در گذشته ساخت ورني در اين منطقه رواج زيادي داشته است، اما متاسفانه گراني اين محصول رفته رفته از شمار مشتريان داخلي آن كاسته است. هم اكنون ورني بافان مغان براساس نياز بازارهاي داخلي يا خارجي به توليد آن مي ‌پردازند، به همين خاطر از توليد اين محصول تا حد زيادي كاسته شده است.

كشاورزي و دام داري
كشاورزي در اين منطقه به دليل اقدامات انجام شده پيشرفته و صنعتي است و گندم و جو، ذرت، سويا، برنج، تره بار، بنشن، چغندر قند، سيب، گلابي، انار، پسته و انگور از مهم ترين محصولات منطقه هستند. دام داري در اين منطقه به صورت سنتي رايج بوده و بيش تر در مناطق اطراف شهرستان ديده مي شود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
دشت مغان، بر اساس داده هاي كتاب جغرافياي قديم روزگاري آباد بود و رونق داشت. اما بعدها بر اثر حوادثي نامعلوم از ميان رفت. نمونه بارز روستاهاي كهن و تاريخي دشت مغان، روستاي پرجمعيت «اولتان» است كه داراي سابقه تاريخي مهم است. گفته مي شود در قديم، اين روستا داراي آبادي هايي بود كه آن ها را به اسامي دوازده گانه ماه هاي سال مي ناميده اند. در مورد نام « پارس آباد » گفته مي شود كه شخصي به نام مهندس پارسا براي نخستين بار در اين قسمت از دشت مغان به كارهاي كشاورزي و عمراني پرداخت و پارس آباد برگرفته از نام او است. پس از تشكيل شركت كشت و صنعت و دام پروري مغان و احداث سد ارس در منطقه ميل مغان، پارس آباد رونق يافت و رو به توسعه و گسترش نهاد.

مشخصات جغرافيايي
شهر پارس آباد مركز شهرستان، در 47 درجه و 55 دقيقه طول جغرافيايي و 39 درجه و 39 دقيقه عرض جغرافيايي و در بلندي متوسط 40 متر از سطح دريا واقع شده است. اين شهر در منطقه اي جلگه اي و دشتي قرار دارد و رود ارس از كنار آن مي گذرد. آب و هواي آن معتدل و نيمه مرطوب است. مسيرهاي دسترسي به اين منطقه عبارت اند از:

- راه پارس آباد – گرمي به سوي جنوب به طول 114 كيلومتر .
- راه پارس آباد – صفرلو به سوي جنوب باختري به طول 95 كيلومتر اين ادامه ميابد راه تا مرز بازرگان.

 

طبيعت در شهرستان پارس آباد

رودخانه هاي متعددي در شهرستان پارس آباد جاري هستند كه در اين ميان رود ارس مهم ترين منبع آبي اين شهرستان محسوب مي شود. ارس مهم ترين و پرآب ترين رودخانه شمالي ايران درمنطقه آذربايجان است كه از باختر جلفا تا اصلاندوز مغان (استان اردبيل) در درازاي نوار مرزي ايران و جمهوري ‎آذربايجان جريان دارد. ارس كه در زبان آذربايجاني آراز گفته مي شود پس از طي مسافتي سرانجام به درياي خزر مي ريزد. در واقع ارس از دو شاخه مجزا يكي از ارمنستان و ديگري از تركيه و رشته كوه هاي آرارات تغذيه مي شود و در محل زنگنه واقع درمنتهي اليه شمال باختري ايران كه مرز مشترك ايران و جمهوري آذربايجان و تركيه است با هم تلاقي مي كنند. از آن پس رودخانه ارس تا محلي به نام بهرام تپه به عنوان مرز مشترك دو كشور ايران و جمهوري آذربايجان امتداد مي يابد. اين رود پس از ورود به خاك جمهوري آذربايجان به رود كورا كه از تفليس جاري است مي پيوندند و در ساليان به دو شعبه تقسيم مي شود. يكي از آن ها در شمال به خليج قزل آغاج و ديگري درجنوب به درياي خزر مي ريزند. در بهار، ارس بسيار پر آب و سيلابي است. در بستر رودخانه ارس 805 جزيره كوچك و بزرگ خالي از سكنه وجود دارد كه به زبان محلي به آن شام مي گويند. اين جزيره ها تنها براي چراي حيوانات ساكنان اطراف رودخانه قابل استفاده اند. آب بخشي از رودخانه توسط كانال هايي به سوي دشت مغان جريان يافته و سبب رونق كشاورزي در منطقه كشت و صنعت مغان شده است.
شهرستان پارس آباد داراي موقعيت جلگه ‌اي و دشتي بوده و قلل مرتفع چنداني ندارد. برخي از ارتفاعات مهم اين شهرستان را آق داغ و اصلان دوز تشكيل مي دهند.

 

بندها و پلها در شهرستان پارس آباد

پل هاي خدا آفرين پارس آباد
پل هاي «خداآفرين» دو پل تاريخي هستند كه بر روي رودخانه ارس به فاصله اي اندك (100 متر) از يكديگر بنا شده اند. قدمت پل اول به سده ششم هجري (دوره سلجوقيان) مي رسد و 160 متر طول دارد كه 120 متر آن متعلق به ايران و 40 متر آن متعلق به جمهوري آذربايجان است. اين پل داراي 15 تاق جناقي و هلالي با ابعاد نابرابر و غير مشابه است. علت نابرابري تاق ها استقرار پايه تاق ها به صخره هاي طبيعي رودخانه ارس است. مصالح به كار رفته در اين پل سنگ قلوه و لاشه در پايه ها و آجر در ساختمان تاق ها بوده و ملاط به كار رفته در آن آهك و گچ است. پل ديگر به دوره صفوي منسوب است در حدود 120 متر طول داشته و داراي ده تاق است. مصالح به كار رفته در اين پل سنگ تراشيده با ملاط گچ و آهك است.

 

قلعه ها ، برجها و آتشكده ها در شهرستان پارس آباد

قلعه اولتان پارس آباد
قلعه باستاني اولتان كه از نظر ظاهري شبيه به ساختمان يك قلعه نظامي است در 500 متري روستاي اولتان از توابع پارس آباد دركنار رود ارس قرار دارد. بناي اين قلعه مربوط به دوران اشكانيان بوده اما به واسطه استحكام و موقعيت مناسب تا قرن دوازدهم هجري مورد استفاده قرار مي گرفته به طوري كه در كاوش هاي با ستان شناختي سفال هاي بي مانند و متنوع اسلامي از اين قلعه تاريخي به دست آمده است.

 

عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان پارس آباد

تپه نادر پارس آباد
تپه نادر از تپه هاي باستاني شهرستان پارس آباد و محل تاج گذاري نادرشاه افشار در سال 1146 هجري قمري است. اين محل در سده هاي متمادي از هزاره اول قبل از ميلاد تا اواخر قرن يازدهم هجري مسكوني بوده است. تپه نادر در جنوب باختري اصلان دوز مغان واقع شده است. ارتفاع اين تپه در حدود 30 متر و محيط آن 1500 متر است. 

 

آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان پارس آباد

گورستان هاي اصلان دوز پارس آباد
در اطراف اصلان دوز مغان، گورستان هايي وجود دارد كه پيشينه تاريخي آن ها به هزاره اول پيش از اسلام مربوط مي شود. از جمله اين گورستان ها مي توان به گورستان هيا قلي بيگلو، اخجي، گدانلو و كرار اشاره كرد كه همگي در منطقه ياد شده واقع شده اند. در پهنه دشت مغان گورستان هاي وسيع وجود دارد كه بيش تر آن ها منسوب به هزاره اول پيش از ميلاد هستند.

نام قديمي بيله سوار، «آران» به معني دشت آفتابگير بوده است كه بعد ها آن را بيله سوار ناميده اند. بيله سوار در گوشه شمال شرقي آذربايجان و در جنوب رود ارس با فاصله اي حدود 50 كيلومتر از سمت خاور با درياي مازندران قرار دارد. مهم ترين صنايع دستي شهرستان بيله سوار گليم و جاجيم بافي است كه گليم جزو صادرات شهرستان محسوب مي شود. بيله سوار مركز مهم بازرگاني بوده داراي گمرك فعالي است و به علت موقعيت گمركي و از نظر مبادلات بازرگاني ميان ايران و روسيه گسترش يافته است.
صنايع و معادن
صنايع دستي مهم ترين صنعت بيله سوار را تشكيل مي دهند. بيله سوار مركز مهم بازرگاني بوده داراي گمرك فعالي است. بيله سوار به علت موقعيت گمركي و از نظر مبادلات بازرگاني ميان ايران و روسيه گسترش يافته است.

كشاورزي و دام داري
شغل اصلي ساكنان بيله سوار كشاورزي و بازرگاني مي باشد. خاك حاصل خيز و آب و هواي مساعد براي كشاورزي و دام پروري و وجود نيروي انساني فعال سبب رونق كشاورزي و دام پروري در منطقه شده است. آب كشاورزي از رودها تامين مي شود و گندم و جو، كنجد، پنبه، بنشن، گياهان علوفه اي، چغندر قند و سيب از عمده ترين محصولات كشاورزي بيله سوار هستند. دام پروري نيز در اين شهرستان رونق دارد و انواع فرآورده هاي دامي جزو فرآورده هاي صادراتي شهرستان محسوب مي شود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام قديمي بيله سوار، آران به معني دشت آفتابگيربوده است كه بعد ها آن را بيله سوار ناميده اند. حمدالله مستوفي در « نزهه القلوب » درباره بيله سوار مي نويسد:« از اقليم پنج است. اميري پيله سوار نام يعني سردار بزرگ از امراي آل بويه ساخت و اكنون به قدر ديهي مانده است. آبش از رود باجروان است و حاصلش غله باشد ». بيله سوار بين دو رود « بالها رود » و « آب بيگلر » گسترده است. اين بخش با نام پيله سوار هم شناخته مي شود. برخي ها معتقدند نادرشاه افشار هنگامي كه براي تاجگذاري به « اصلاندوز » مي رفت ( سال 1148 هـ . ق ) ارتشي مجهز به انبوه فيل ها او را همراهي مي كردند و براي مدتي در اين منطقه ماندند.

اين سرزمين در تاريخ دير پاي خود حوادث بسياري را از سر گذرانده است كه مي توان از هجوم و حمله قوم «اوغور» و تغيير زبان و دين مردم، ‌تشكيل قشون قزلباش از عشاير شاهسون توسط شاهان صفوي، حملات روس ها در زمان عباس ميرزاي قاجار و هجوم و اشغال آذربايجان توسط سربازان روسيه در جنگ اول و دوم جهاني، نام برد.
مشخصات جغرافيايي
بيله سوار در گوشه شمال شرقي آذربايجان و در جنوب رود ارس با فاصله اي حدود 50 كيلومتر از سمت مشرق با درياي خزر قرار دارد. بيله سوار از قسمت مشرق و شمال شرق و جنوب شرق با خاك جمهوري آذربايجان مرز مشترك دارد و بلندي متوسط آن 90 متر از سطح درياست. رود بلغارچان از كنارش مي گذرد.شهر بيله سوار مركز اين شهرستان در 48 درجه و 22 دقيقه طول جغرافيايي و 39 درجه و 23 دقيقه عرض جغرافيايي قرار گرفته است. آب و هواي آن معتدل و مرطوب است. شهر بيله سوار در مسير راه اصلي گرمي - پارس آباد قرار دارد. از اين طريق 58 كيلومتر به سوي شمال غربي با پارس آباد و 56 كيلومتر به سوي جنوب غربي با گرمي فاصله دارد.

 

طبيعت در شهرستان بيله سوار

رودخانه پل ها رود بيله سوار
رودخانه پل ها رود يا بلغاري چاي كه از خاك آذربايجان سرچشمه گرفته و پس از تشكيل خط مرزي در حدود 50 كيلومتر بين ايران و جمهوري آذربايجان از كنار شهر بيله ‌سوار عبور نموده و در خاك آذربايجان به رود ارس مي ‌پيوندد.

رودخانه قره سو (دره سو) بيله سوار
اين رود از ارتفاعات جنوبي شهرستان اهر سرچشمه گرفته ابتدا به نام اهرچاي و در دشت مغان به نام قره سو خوانده مي ‌شود. اين رودخانه از جنوب به شمال جريان يافته و پس ازآبياري نمودن نواحي باختري شهرستان بيله ‌سوار در انتها به رود ارس مي ‌ريزد.

منطقه «گرمي» از كهن ترين مناطق دشت مغان است و آثار تاريخي به دست آمده از آن نشان گر قدمت بالاي اين شهرستان است. گرمي يكي از شهرستان هاي مجاور دشت مغان است كه از لحاظ شرايط طبيعي يك منطقه كشاورزي و دام پروري است. صنايع دستي اين شهرستان را گليم بافي و قالي بافي تشكيل مي دهند. گر چه صنايع متوسط و بزرگ در اين منطقه داراي اهميت چنداني نيست ولي از نظر صنايع دستي، توليدات اين منطقه قابل اهميت است. نوعي ورني يا گليم ريز فرش نما در روستاي اينجلو توليد مي شود كه در نوع خود منحصر به فرد بوده و يكي از اصلي ترين توليدات سنتي گرمي محسوب مي شود. شال بافي در اجارود و روستاهاي تابعه آن رواج زيادي دارد و هنرمندان اين رشته، كالاهاي بسيار مرغوبي به بازار مصرف عرضه مي دارند. از ديگر صنايع دستي گرمي مي توان خورجين و پلاس و شال گردن و بافتن دوزي را نام برد. در سرشماري سال 1375 شهرستان گرمي 064/104 نفر جمعيت داشت. مردم اين شهرستان به زبان تركي صحبت مي كنند و مسلمان و شيعه مذهب هستند. مكان هاي ديدني و تاريخي شهرستان گرمي را تپه خرمن، منطقه گرمي و گورستان گبر تشكيل مي دهند.

 

طبيعت در شهرستان گرمي

آبشار گور گور سبلان (گرمي)
آبشار گورگور سبلان درحدود 12 متر ارتفاع و 200 متر مربع محوطه گردشگاهي دارد و در دامنه شمالي كوه سبلان واقع شده است. دسترسي به آن تا دامنه هاي كوه با ماشين و بقيه با پاي پياده امكان پذير است. اين آبشار در يكي از زيباترين نقاط طبيعي استان يعني كوه سبلان قرار دارد و همراه با ديگر عناصر زيبا و بديع طبيعي مانند يخچال هاي دايمي، چشمه هاي آب گرم و آب معدني متعدد، فضايي مناسب و دل پذير براي علاقه مندان زيبايي هاي طبيعت به وجود آورده است. آب و هواي ييلاقي مفرح و با صفا و قله هاي متعدد و ارتفاعات زيبا با پوشش گياهي مصفا هر ساله هزاران نفر از كوهنوردان و مشتاقان طبيعت سبلان را به خود جذب مي كند.
شهرستان گرمي بين دو رشته كوه كم ارتفاع واقع شده است كه ارتباط شمال شهرستان مغان را با ساير شهرها و بخش هاي هم جوار مانند اردبيل و مشگين ‌شهر برقرار مي كند. در شمال و باختر گرمي ارتفاعات خروسلو كه مربوط به دوره ميوسن هستند از باختر به خاور كشيده شده و در خاور آن ارتفاعات موران با ارتفاع 1200 متر واقع شده است. برخي از ارتفاعات شهرستان گرمي عبارت اند از: اروانه داغي، پوگه گوني داغ، دَمروف، سلمان لوداغ، قبله داغي، قزل داغ، قزل گايا داغ، قوش قيه‌ سي، مارالي داغ و ييشيخ چخماق داغ

 

عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان گرمي

تپه خرمن گرمي
تپه خرمن در روستاي لر از توابع شهرستان گرمي مغان واقع شده است. از اين تپه بر اثر گمانه زني آزمايشي توسط هيات حفاري استان، آثاري به دست آمده كه به دوره پارت ها منسوب است. مصالح ساختماني در اين نقاط، قلوه سنگ ها و سنگ هاي تخته اي هستند كه با ملاط گل استوار شده اند. اگر حفاري هاي اصلي روي تپه ساختماني و گورهاي موجود صورت پذيرد، ممكن است نژاد و موطن اصلي قوم پارت كه تا كنون در پرده ابهام مانده است روشن شود. در گمانه زني هايي كه هيات به انجام رساند، گورهايي از نوع خمره اي و سنگي كشف شده است. در كنار مرده ها، اشيايي هم چون مجسمه هاي سفالين به شكل حيوانات به ابعاد 25 تا 20 سانتي متر، ‌سنگ هاي عتيق، گوشواره آويز، دستبند نقره، سنگ اپسيدين، سري كامل سنگ هاي وزنه تراش خورده، قمقمه، دوك، ظروف سفالين متنوع و نگين انگشتري از شيشه كشف شده است.

 

آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان گرمي

گورستان گبر
اطراف گرمي، چند اثر تاريخي در محوطه يك گورستان قديمي به نام « گبر» كشف شده است. در اين منطقه، به زيارتگاه اجاق مي گويند. از جمله اين اجاق ها « بيرزند » در روستاي « برزند » معروف به « مقبره محمد بن حنيفه » است. « اجاق آلازار » نيز در گوشه مسجد روستاي آلازار قرار دارد. بيش تر بقاياي برخي از آثار تاريخي « گرمي » كه امروزه اثري از آن ها به جا مانده به دوره اشكاني تعلق دارند

نام قديم منطقه مشكين شهر خياو بوده است. در سرشماري سال 1375 مشگين شهر 164007 نفر جمعيت داشت. مردم اين شهرستان مسلمان و شيعه مذهب بوده و به زبان تركي و فارسي صحبت مي كنند. در شهرستان مشگين شهر هنرهاي دستي داراي قدمت و اصالت قابل توجهي بوده و نشان دهنده ذوق و سليقه سرانگشتان هنرمند مردمان اين منطقه است. بيش تر صنايع دستي منطقه را بافته هاي داري تشكيل مي دهند كه از مهم ترين اين صنايع مي توان به قالي بافي، گليم بافي و جاجيم بافي اشاره نمود. علاوه بر اين بافته ها سفال گري نيز از صنايع دستي اين شهرستان محسوب مي شود. جاذبه هاي طبيعي و بناهاي تاريخي زيادي در شهرستان مشگين شهر وجود دارند. قلعه قهقهه با عظمت خاص و منحصر به فرد خود در بين جاذبه هاي تاريخي جايگاه خاصي دارد و قلعه ديو قالاسي كه قدمت آن به دوره هاي قبل از اسلام مي رسد، از مهم ترين ديدني هاي شهرستان مشگين شهر به شمار مي آيد. ارشق كه از نظر طبيعي ازمناطق بسيار زيباي مشگين شهر بوده و جالب ترين مراتع بهاره و پاييزه عشاير شاهسون را دارد نيز داراي قلعه اي است كه در يك منطقه بي نظير و زيباي طبيعي قرار گرفته است. سنگ نبشته ها و كتيبه ها ي ارزشمند باستاني، گورستان هاي قديمي و قلعه هاي تاريخي به همراه كوه هاي مرتعي، رودخانه ها و ديگرجاذبه هاي طبيعي از مهم ترين مكان هاي ديدني اين شهرستان به شمار مي آيند.
صنايع و معادن
صنايع شهرستان مشگين شهر را به صنايع دستي و صنايع ماشيني تقسيم مي كنند. از مهم ترين اين صنايع مي توان به قالي بافي، گليم بافي و جاجيم بافي اشاره نمود. قالي هاي مشكين شهر شباهت زيادي به قالي هاي سراب دارد. در اين منطقه قالي ها و كناره هاي بادوام و ضخيم با طرح هاي هندسي بافته مي شوند. از مهم ترين طرح هايي كه در قالي بافي اين شهرستان به كار مي روند مي توان به لچك، ترنج، كله قوچ، زرين، قلم و تك گل اشاره نمود. قالي از صادرات مهم اين شهرستان به شمار مي رود. صنايع پارچه بافي و صنايع كوچك محلي نيز در اين شهرستان رواج دارد.

كشاورزي و دام داري
مشگين شهر منطقه اي است كه عمده افراد آن به كشاورزي، باغ داري، دام داري و زنبور داري مشغول هستند مهم ترين محصولات اين شهرستان عبارت اند از: گندم، جو، بنشن، تره بار، برنج، سيب زميني، آفتابگردان، ذرت، گياهان علوفه اي، سيب، انگور، بادام، زردآلو، گردو، گلابي، گيلاس، آلبالو، هلو، شليل، شفتالو، آلو، آلوچه، به و توت. فرآورده هاي دامي و هم چنين تهيه عسل از مهم ترين فعاليت هاي اين شهرستان محسوب مي شوند.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام قديم منطقه مشكين شهر خياو بوده است. اين شهر گذرگاه و پناه گاهي براي سوداگران و درمانده گان بود. در سده هاي اوليه اسلامي مجاهدان و از جان گذشته گاني بودند كه در سبلان سنگر مي گرفتند. هر گوشه اين سامان، نشانه هايي از آن روزها را به يادگار دارد. هم چنين روشن گرديده كه در زمان هايي دورتر، مدنيتي ناشناخته و بزرگ در اين حوالي بوده كه هم چنان دست نخورده در زير خاك مدفون است.

« خياو» در حاشيه سرزميني افتاده است كه روزگاري به اسم « آران » مشهور بود. اين منطقه زباني ويژه داشت كه تا سده چهارم هجري با همه آشفتگي ها و آميخته گي هايش پايدار بود. سكه هاي به دست آمده از منطقه، متعلق به چند دوره تاريخي با فاصله زماني كوتاه و دراز و بيش تر مربوط به زمان اتابكان آذربايجان است. نخستين سكه اي كه تازيان در«آران» زده اند، متعلق به سال 90 هجري است. در اين منطقه، گورستان ها و نشانه هايي نيز از سال هاي اوليه اسلامي به جاي مانده است. از اين رو هر چند در بيش تر كتاب هاي جغرافيايي اسلامي، نامي از آن به ميان نيامده است، اما خياو يا مشگين شهر آبادي اسم و رسم داري بوده است. اما حمدالله مستوفي در سال 740 هجري خياو را قصبه اي خوانده است و حد و مرزش را نشان داده و حتي حقوق ديواني اش را ذكر كرده است:« خياو قصبه اي است در قيلي كوه سبلان افتاده است و چون سبلان در شمال اوست هوايش رو به گرمي مايل است. آبش از كوه جاري است. باغستان اندك دارد حاصلش غله بيش تر بوده، ‌مردمش اكثرا موزه دوز و چوخاگر هستند حقوق ديواني اش دو هزار دينار است». بااين حساب، قدمت خياو را مي شود تا سده هاي اوليه اسلامي پيش برد. هر چند كه موقعيت جغرافيايي آن اين خيال را در ذهن به وجود مي آورد كه در سال هاي پيش تر نيز منطقه خالي از سكنه نبوده است. اين فكر را قبرهاي گبرها يا زردشتيان كه در همه جاي آن پراكنده است، بيش تر تاييد مي كند. هر چند كه بيش تر آن چه از اين منطقه به دست آمده مربوط به دوره اسلامي است.
خياو در دوره صفويه بيشتر رونق گرفت. به گونه اي كه، يكي از اولاد شيخ صفي- شيخ حيدر- حاكم و والي منطقه مشگين و برزند مغان در يكي از دره ها به دست مردي به اسم شيروان شاه قره باغي كشته شد. وي نوه دختري شاه صفي و نوه پسري شيخ صفي بود. شاه اسماعيل فرزند اين مرد نيز در خياو به دنيا آمد.
كتاب با ارزشي به نام « تاريخ العجم و الاسلام » از دوره عباس ميرزا باقي مانده كه توسط شيخ عبدالغفور ثامن نامي نوشته شده است. در اين كتاب، نكته هاي مبهم مربوط به خياو و آبادي هاي اطراف آن روشن شده است. مدتي پس از حكومت عباس ميرزا در آذربايجان، خياو توجه ايلات شاهسون را كه در شرف قدرت گرفتن بودند جلب كرد. ييلاق هاي شاهسون ها در دامنه ساوالان رفته رفته گسترده تر شد و خياو را چون حلقه اي در ميان گرفت. سپس كشتار و غارت آغاز شد. مدت ها اين وضع اسفناك ادامه داشت تا سرانجام در زمان ناصرالدين شاه، حاكمي به نام حسنعلي خان جنرال وارد مشگين شهر شد و شرارت ها را پايان بخشيد.
با آغاز مبارزات مردم در راه كسب مشروطيت، روسيه تزاري هرج و مرج طايفه هاي شاهسون را به صلاح و صرفه خود نديد و به در خواست حكومت وقت، درصدد سركوب طايفه هاي ياغي و عصيان گر شاهسون بر آمد. چهار لشگر روسي از چهار طرف به سوي خياو حركت كردند. ژنرال « مدداوف » از اردبيل و « دالما چوف » از تبريز، طوايف شاهسون را محاصره و پس از زد و خوردهاي شديد، آنان را وادار به تسليم كردند. سپس همه دارايي شاهسون ها تقسيم شد. اين سال را ايلات مبدا و ماخذ تاريخي قرار مي دهند كه در ميان آواره ها و چادر نشين ها به « بولگي ايلي » يا سال تقسيم مشهور است.
مشخصات جغرافيايي
مشگين شهر در 47 درجه و 41 دقيقه طول جغرافيايي و 38 درجه 23 دقيقه عرض جغرافيايي و در بلندي 1400 متري از سطح دريا واقع است. مركز اين شهرستان در منطقه اي كوه پايه اي و در 8 كيلومتري كوهستان سبلان قرار دارد. آب و هواي آن نسبتا سرد و نيمه خشك است. مسير مشگين شهر - اهر به طول 62 كيلومتر و راه مشگين شهر- اردبيل به طول 85 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي اين منطقه به شمار مي روند.

 

طبيعت در شهرستان مشكين شهر

چشمه قينرجه مشگين شهر
چشمه قينرجه در جنوب باختري مشگين شهر و به فاصله تقريبي 22 كيلومتري آن واقع شده است. آب چشمه به رودخانه وارد مي شود و در مسير حركت آن رسوب هاي رنگي آهن و آلگ ها ديده مي شود. به سبب گرماي زياد آب چشمه را با مقداري آب سرد رودخانه مي آميزند و در حوضچه اي براي استحمام مورد استفاده قرار مي دهند. آب اين چشمه از دسته آب هاي كلروره سديك گاز دارخيلي گرم است و براي درمان لنفاتيسم، راشيتيسم، بيماري هاي زنانه، برخي از رماتيسم هاي مزمن استفاده مي شود و همچنين به سبب دارا بودن گاز، در زمينه بيماري هاي تنفسي كاربرد دارد.

چشمه ايلاوند مشگين شهر
چشمه معدني ايلاوند در فاصله 15 كيلومتري جنوب مشگين شهر از زمين مي جوشد. مظهر چشمه در پاي يك كوه واقع شده است كه در دو نقطه مشخص ظاهر مي شود. سطح قسمت هايي از حوضچه را آهك پوشانده است. آب چشمه از دسته آب هاي كلروفسفاته و بيكربناته كلسيك گاز دار گرم است.
چشمه قوتورسو مشگين شهر
در 60 كيلومتري جاده اردبيل ـ مشگين شهر و در 25 كيلومتري مشگين شهر روستايي وجود دارد كه به لاهرود معروف است. در 24 كيلومتري اين آبادي چشمه قوتور واقع شده است. در اين ناحيه تشكيلات آذرين زياد ديده مي شود و سنگ هاي رسوبي اطراف چشمه انبوهي گوگرد دارد. ارتفاع چشمه از سطح دريا در حدود 2300 متر است. آب چشمه پس از خروج از زمين و عبور از مجرايي قنات مانند حوضي كم عمق راتشكيل مي دهد كه اطراف آن با سنگ پوشيده است و به عنوان استخري براي استحمام مراجعه كنندگان مورد استفاده قرار مي گيرد. بوي هيدروژن سولفوره در اطراف چشمه به شدت احساس مي شود. درجه حرارا ت آب در حوض و نزديك مظهر 41 درجه و هدايت الكتريكي آب براي 20 درجه حرارت 1700 است. اين آب در رديف هاي آب هاي معدني سولفاته كلسيك و گوگرد خيلي گرم است كه آثار اسيد سولفوريك آزاد دارد. اهالي محل از شستن لباس در آب چشمه خودداري مي كنند و مي گويند كه اين كار باعث سوارخ شدن پوشاك آن ها مي شود.

كوهها
شهرستان مشگين شهر در منطقه‌ اي كوهستاني واقع شده و دامنه ‌هاي شمالي كوهستان سبلان كه بلندترين قله آن 4811 متر ارتفاع دارد به شهرستان مشگين شهر مشرف است. اين كوهستان كه از بلندترين كوه هاي ايران به شمار مي رود آتشفشاني خاموش است كه بيش تر پوشيده از برف و يخ است و چشمه‌هاي آب گرم و سرد فراواني دارد. مشگين شهر به صورت دشت وسيعي است كه با شيب تند به زمين هاي پست شمالي منتهي مي ‌شود. مرتفع‌ ترين و پرشيب ‌ترين قسمت اين شهرستان بخش جنوبي آن يعني دامنه ‌هاي شمالي و شمالي باختري توده ‌هاي آتشفشاني سبلان است كه به طور متوسط 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. قسمت شمالي و باختري آن بين 100 تا 1000 متر ارتفاع دارد. بقيه زمين ها مسطح بوده و شيب ملايمي در جهت شمال و شمال خاوري دارند كه در نهايت به دشت مغان منتهي مي ‌شوند. سبلان در قسمت جنوب خاوري مشگين ‌شهر واقع شده و سراسر شمال اين شهرستان را دنباله كوه هاي ارسباران كه از باختر به خاور كشيده شده، پوشانده است. در فاصله بين اهر و مشگين شهر كوه هاي دوسرداغ و ايلان داغ قرار دارند. علاوه بر اين ها ارتفاعات ديگري با جهت شمال خاوري - جنوب باختري به نام صلوات داغ در شمال مشگين شهر وجود دارد و چندين شعبه آبي از اين كوه به رود قره سو مي پيوندد. كوهستان ساوالان اين شهرستان نيز صاحب 3 قله است كه قله بلندتر آن يك درياچه بزرگ و بسيار زيبا به نام درياچه سبلان دارد. برخي از قلل مهم شهرستان عبارتند از: آت فنجلي، آراگالا سسي داغ، آق مسجد، توربه گوني داغ، چالداغ، چكي چاي، ساري گهل، شرفخانه، قاشقا داغ، قزقالانسي، ييلاق جَبلو و گلك علي داغ.

 

قلعه ها ، برجها و آتشكده ها در شهرستان مشكين شهر

ديوقالاسي مشگين شهر
اين بنا كه طي شماره 630 به ثبت آثار ملي رسيده است به «قلعه ديو» كه اهالي به آن «ديو قالاسي» مي گويند، معروف است. اين قلعه در شمال خاوري مشگين شهر ما بين روستاي قوزلو و كويج و در دامنه كوه سبلان قرار دارد و از مسير جاده انار – قوزلو مي توان آن را بهتر ديد. با توجه به موقعيت قلعه و اشراف كامل آن به مناطق اطراف، اهميت فوق العاده سوق الجيشي آن زياد بوده است. سفال هاي نخودي رنگ كه از اين قلعه به دست آمده، قدمت آن را به قبل از اسلام مي رساند. قلعه با سنگ هاي بزرگ به ابعاد 60 سانتي متر در 2 متر و 10 سانتي متر به شيوه قلعه هاي اوراتورها بدون ملات ساخته شده و داراي طبقات مختلف بوده كه قسمت اعظم آن از بين رفته است.

قلعه ارشق مشگين شهر
قلعه تاريخي ارشق هم چون ساير قلعه هاي قره داغ آذربايجان در 62 كيلومتري شمال باختري مشگين شهر و در سواحل باختري رودخانه پر آب قرار دارد و دريك منطقه بي نظير (از لحاظ طبيعت) واقع شده است. از نظر تاريخي، ارشق در منطقه اي قرار گرفته كه در عهد اشكانيان و ساسانيان مهد تمدن باستان بوده و آثار به دست آمده از دل خاك نشان گر اين واقعيت است. آثار عتيقه محدوده ارشق و آن چه از كندوكاو ارشق به دست آمده زينت بخش موزه ها بوده و ما را به يك دوره بي نظير تاريخي رهنمون مي سازد. ارشق را در كتاب هاي جغرافيايي قديم جزو تومان مشگين به حساب آورده اند. چنان چه در سابقه تاريخي اين مجموعه آمده است « تومان مشگين، در اين 7 شهر است، مشگين، خياو، انار، ارجق(ارشق) و اهرو تكتپه و كليبر».

ارشق از نظر طبيعت منطقه بسيار زيباي مشگين شهر بوده و جالب ترين مراتع بهاره و پاييزه عشاير شاهسون مي باشد. دهستان ارشق كه «قلعه ارشق» به نام آن معروف شده است از خاور به خاك جمهوري آذربايجان، از باختر به دهستان مشگين خاوري و از شمال به دهستان برزند و اجارود و خروسلو محدود مي شود. براي رسيدن به قلعه ارشق بايد از ميدان مركزي مشگين شهر به طرف روستاي نصيرآباد حركت كرد و از روستاي تنبق كه در كنار رود پرآب قره سو بنا شده گذشت. قلعه ارشق روي يك صخره بسيار بلند كوهستاني بنا شده است كه داراي برج ها و باروهاي متعدد مي باشد كه در اثر گذشت ايام ويران شده وآن چه باقي مانده تعداد 4 عدد برج نيمه استوانه اي و يك اتاق بزرگ و بقاياي ديواره قلعه است. قلعه ارشق از سه طرف به پرتگاه ها عميق و مخوف كوهستاني مشرف مي شود و تنها از يك سمت و بخش خاوري آن مي توان به قلعه راه يافت. نوع سنگ هاي به كار رفته از سنگ هاي لاشه اي بوده و ملات آن از نوع ساروج آهكي مي باشد.
در مورد وجه تسميه ارشق نيز بايد ياد آور شويم در زمان اشكانيان كه سرزميني وسيع از جمله سرزمين آذربايجان را در تصرف داشتنند، به خاطر نبرد با دولت امپراطوري روم براي تسلط بر ارمنستان و ضميمه آن نواحي به ايران و ايجاد منطقه حايل بين ايران و امپراطوري روم مهم ترين و بزرگ ترين لشكركشي هاي تاريخي در آذربايجان انجام گرفته است و به علت نياز به دفاع در مقابل هجوم دشمنان يا استقرار نيروهاي تدافعي و احداث پادگان هاي نظامي ضرورت چنين ايجاب كرده كه در تمام كوهستان هاي بلند و مهم استراتژيكي قره داغ آذربايجان، قلعه هاي نظامي احداث و ايجاد گردد. نام قلعه ارشق شايد مشتق از كلمه «ارشك» يا «اشك» كه لقب شاهان اشكاني بوده گرفته شده و اين قلعه نيز به نام يكي از شاهان آن سلسله بنا شده، و در درازاي تاريخ به نام قلعه ارشق معروف گشته است و در حال حاضر آثار به دست آمده در محدوده ارشق اين واقعيت را كه قلعه ارشق از قلعه هاي نظامي دوره اشكانيان بوده است نشان مي دهد.
قلعه قشلاق زاخور مشگين شهر
قلعه قشلاق زاخور، قلعه اي قديمي و بسيار ديدني است. اين قلعه در قسمت شمالي شهرستان مشگين شهر در بخش مشگين باختري در ارتفاعات كوهستاني بسيار دل انگيز واقع در قشلاق زاخور و كنار رودخانه قره سو قرار گرفته است و براي رسيدن به آن بايد از روستاهاي پريخان، قورت تپه – قره باغلار و صاحب ديوان عبور كرد تا به آخرين روستاي اين منطقه يعني روستاي دوست بيگلو رسيد. قلعه در قشلاق همين روستا در كنار رودخانه قره سو قرار دارد.

قلعه قشلاق زاخور در بين مردم قلعه « قره لر» نيز خوانده مي شود، زيرا در كنار آن قشلاق «قره لر» نيز واقع شده است. اين قلعه در خاور روستاي دوست بيگلو است و فاصله اش تا مشگين شهر حدود 50 كيلومتر است. راه كوهستاني قلعه از روستاي دوست بيگلو از ميان دره اي بسيار زيبا و پوشيده از بوته ها و درختچه هاي نيمه جنگلي و تنگ ارس يا سرو كوهي كه در محل «پوروق» مي گويند و قره تيكان يا خارسياه و بوته هاي استپي و علوفه مرتعي و تمشك و نسترن مي گذرد. قلعه زاخور بر روي صخره هاي كوهستاني با پايه هاي مستحكم ساخته شده و ارتفاع قلعه كه از روستاي دوست بيگلو بسيار جالب و تماشايي به نظر مي رسد، حدود 200 متر است.
آثاري از قلعه بر روي صخره هاي بلند منطقه هنوز هم باقي مانده است. روي يكي از سه برج، سنگ هاي لاشه اي كه با تيشه به اشكال مكعب درآمده برج هايي احداث كرده اند كه اين سنگ ها در ده رديف از سنگ هاي محلي و تيشه اي در بنا به كار رفته اند. ملاط برج ها و باروها كلا از ساروج و مخلوطي از آهك و خاك رس زرد رنگ است. قلعه از طرف خاور و باختر و جنوب مشرف به پرتگاهي مخوف است و تنها از يك راه كوهستاني به فراز قلعه راه وجود دارد. سلطان ساوالان در سمت جنوبي اين قلعه كاملا نمايان است.
در محوطه قلعه آثار زمين ساختي به صورت دايك و سنگ هاي خروجي از نوع بازالت و نوعي گرانيت و كنگلومرا و گدازه هاي فرسايش يافته آتشفشاني به چشم مي خورد و قلعه بر روي يكي از گدازه هاي مخروطي مانند بنا شده است. در بخش جنوبي قلعه كه مشرف به پرتگاه است يك غار طولاني به ارتفاع حدود 4 متر وجود دارد و احتمال مي رود روزگاري مورد استفاده قرار مي گرفته است. داخل غار بسيار تاريك وخوفناك است. در سمت خاوري قلعه تعدادي از برج هاي فروريخته به تعداد 5 برج به چشم مي خورد كه سنگ هاي ديواره آن هنوز در محل باقي مانده است. از اين برج ها به عنوان قرار گاه نگهباني استفاده مي شده است.
از قراين و شواهد موجود چنين بر مي آيد كه قلعه زاخور قشلاق از آثار دوره اشكانيان بوده است و آثار نظير اين قلعه درخود شهرستان مشگين شهر، مغان و هوراند در سطح گسترده اي وجود دارد كه آغجا قلعه، برزند، ارشق و اولتان از اين جمله هستند. شكي نيست كه مشگين شهر در ادوار قبل از اسلام از نقاط معروف و منطقه تاريخي و نظامي آن روزگار بوده و آثار به دست آمده از حفاري ها كه در موزه هاي تبريز و مراغه نگهداري مي شود، دلالت بر صدق اين ادعاست. بنابراين قلعه راخور يا قره لر نيز يكي از استحكامات نظامي دروه اشكاني در منطقه بوده و بعدها نيز از اين قلعه در حفاظت منطقه دربرابر تجاوز دشمنان بهره مي جستند. به خصوص اين كه، اين قلعه در منطقه اي قرار گرفته كه از فراز آن مي شود بر همه جهات، حتي نقاط بسيار دور مسلط شد.
قلعه نودوز يا نودژ(بلعه داغ) مشگين شهر
اين قلعه در محلي بين اهر و مشگين شهر و در گردنه اي معروف به نودوز واقع شده است. اين قلعه مربوط به دوره ساساني است و داراي دو برج و يك ديوار مدور مي باشد، كه دو برج را به يكديگر متصل مي كند و در زير آن برج ديگري واقع بوده كه قسمت هايي از آن خراب شده و از بين رفته است. مصالحي كه در اين بنا به كار رفته، از سنگ هاي تراشيده قالبي است كه به وسيله ملات ساروج در هم آميخته است. در دوره اسلامي و احتمالا اوايل اسلام بر فراز قلعه تاسيسات ديگري ساخته شده است كه از خشت خام مي باشد. وجود باران هاي مداوم، خشت هاي گلي را فرسوده و از بين برده است و تنها اثري از آن ها باقي مانده است. قلعه فقط در بخشي كه به جاده و گردنه مشرف است، تاسيساتي دارد. طرف ديگر آن دره بسيار عميق و وحشتناك است كه راه به جايي ندارد.

قلعه كهنه مشگين شهر
در ارتفاع خاوري دره باغ نوروز مشگين شهر قلعه اي است كه با شيبي تند به رودخانه خياوچاي منتهي مي شود. در مقابل ارتفاع سنگ نبشته پهلوي ساساني قرار گرفته است. اين قلعه محوطه اي بسيار بزرگ است با چهار ديوار خشتي، گلي و آجري كه بر پايه هاي سنگي استوار شده است. اين بنا سه برج دارد و سه ديوار قلعه به شكل مستطيل به اندازه 230× 110 متر مي باشد كه در سه قسمت آن تاسيساتي حجره مانند، طويله و آخورهاي متعدد ساخته شده است. در دو قسمت انتهايي قلعه كه به دره خياوچاي مشرف است، نشانه هايي از دو برج كهنه با ديوارهاي گلي گلداري كه يادگار زينت هاي گم شده است، وجود دارد. از بالاي ديوار، همه دره تيررس نگهبانان بوده است. با همه پوسيدگي ديوارها و برج و باروها، هنوز ته مانده اي از امنيت يك پناه گاه را مي توان در آن احساس كرد. ارتفاع حصار در داخل بيش از چهار متر و از خارج بيش از هشت متر است. در اين قلعه چون از ديرباز در تملك ارتش و سربازخانه دولتي بوده، اجازه هيچ گونه كندكاو و حفاري داده نشده است ولي احتمال مي ورد قلعه كهنه در محل همان قلعه باستاني ساساني بنا شده باشد كه در كتيبه خطي دره، از قول نارسه هرمزد به آن اشاره شده است.
آغجه قلعه مشگين شهر
اين قلعه كه از مصالح سنگ، خشت، ملاط گچ و آهك ساخته شده است، ‌در سينه كش كوه سنگي، حوالي چتين دره و قريه قره تپه مشگين شهر قرار دارد. درازاي قلعه از فصل مشترك برج ها با حصار 50 متر و قطر برج ها 5/8 متر است. ارتفاع آن از راه سنگي 5/3 متر و از ديوار خشتي حداكثر دو متر مي باشد. در داخل قلعه و در سطح كوه و محل هايي كه حفاري شده، سفالينه هاي منسوب به هزاره اول قبل از ميلاد پيدا شده است. علاوه بر قلعه هاي ياد شده، مي توان به قلعه هير، در جنوب خاوري اردبيل، قيز قلعه سي گرمي، ديو قلعه سي روستاي كويج مشگين شهر نيز اشاره كرد.

قلعه قهقهه مشگين شهر
اين قلعه با تمام عظمت خاص و منحصر به فرد خود با توجه به جايگاه خاصي كه دارد تا كنون به ثبت آثار ملي نرسيده است. قلعه قهقهه مابين روستاي كنچوبه و مشيران و قريه آغاج چرچلو و در سمت خاور رودخانه دره رود بر فراز كوه بلندي ساخته شده است كه تقريبا در 80 كيلومتري مشگين شهر است و بر فراز قلعه راه بسيار سخت و باريك با سربالايي بسيار تنگ و تيز به درازاي تقريبي سه كيلومتر كشيده شده است. از دره رود تا بالاي قلعه سه كيلومتر است كه يك تفنگچي به آساني مي تواند از آن قلعه دفاع و مانع عبور و مرور نيرو شود. اين قلعه مكان حادثه ساز و پرماجراي اوايل حكومت صفوي است كه همواره نام آن با رعب و وحشت در دهان ها مي شده و در گوش ها مي پيچيده و زندان سياسي در دوره صفويه بوده است.

مصالح ساختماني اين قلعه شبيه قزقلعه سي (قلعه دختر) يا قافلان كوه از سنگ هاي رسوبي آجري و كرمي رنگ كاملا تراشيده با ملات آهك و گچ است. در اين قلعه پنج استخر در بدنه كوه كنده اند كه آب باران در آن ها جمع مي شود. درسمت بالا در قله كوه اتاق هايي با پايه هاي قطور با آجر و سنگ ساخته شده است كه مخصوص فرمانده قلعه (كوتوال) بوده است. زندان قلعه اتاقي است در بدنه‌ي كوه كه سه ديوار آن پرتگاه و از يك طرف به داخل قلعه راه دارد. در سمت شمال باختري برج هشت ضلعي براي ديده باني ساخته شده است.
سلاطين صفوي، دشمنان مقتدر و رجالي را كه مانع مقاصد آن ها مي شدند در زندان قلعه حبس مي كردند. از جمله آن هايي كه به امر شاه طهماسب اول در قلعه زنداني شده اند، سام ميرزا پسر شاه اسماعيل اول صفوي و برادر شاه طهماسب اول به مدت بيست سال و خان احمد گيلاني، اميرخان تركمان، فرمانرواي آذربايجان و اميراني از امراي ترك، عرب، كرد و ارمني بوده اند.

 

آرامگاهها ، امامزاده ها و زيارتگاهها در شهرستان مشكين شهر

امام زاده سيد سليمان مشگين شهر
بناي امام زاده سيد سليمان در كنار بناي مسجدي است كه از بيرون داراي نقشه مدور است. اين آرامگاه در روستاي فخرآباد مشگين شهر واقع شده است. براي جلوگيري از رانش آن تا ارتفاع سه متري به وسيله ديوارهاي پشتيبان در برگرفته شده كه در نتيجه آن نقشه بنا در قسمت پايين به صورت مربع برگرفته شده است. داخل مقبره به شكل هشت ضلعي نزديك به دايره است و صندوق قبر در وسط آن قرار دارد. اين بنا بر روي ازاره سنگي سياه رنگي بنا شده و تمام آن با آجرهايي به صورت رگ چين بنا شده است. قطر خارجي بنا 5 متر و قطر داخلي آن 90/3 متر مي باشد. از ناحيه خاوري نورگيري در ديواره بنا تعبيه شده است. برنماي بيروني با آجرهاي سياه رنگ اسم جلاله «الله» و در بالا تاريخ 1244 هـ. ق نگاشته شده است.

گنبد اين بنا كه به صورت شبدري تند است با كاشي كاري فيروزه رنگ پوشيده شده كه بر بالاي آن نقش شيري به حالت خوابيده تصوير شده است. در نماي داخلي در هر ضلع تاقچه اي با طاقي جناغي تعبيه شده و در حاشيه زير گنبد كتيبه اي بر روي گچ به تاريخ 1282 هـ. ق نوشته شده كه حاكي از گچ كاري بقعه است. نماي داخلي تماما از گچ پوشيده و بر روي آن نقوش اسليمي نقاشي شده است.
امام زاده سيد جعفربن موسي كاظم انار مشگين شهر
آرامگاه مطهر سيد جعفربن موسي كاظم (ع) در شمال خاوري روستاي انار از توابع بخش مشگين خاوري واقع شده است. در سال هاي پيش از 1300 هجري شمسي اين مكان مقدس عبارت بود از يك قبر مطهر كه بر روي آن اتاقكي گلي بنا كرده بودند تا اين كه يكي از ريش سفيدان متنفذ روستاي انار به نام حاج كامران باغ هاي هم جوار اين بنا را كه متعلق به خودش بوده، بر آن افزوده و اين اتاقك كوچك گلي را به بنايي زيبا كه بر روي آن گنبدي زيبا است، تبديل نمود و چندين سال بعد سقف آن را كه با چوب و تخته ساخته شده بود، بازسازي نموده و بناي كنوني را ايجاد كرد.

در بالاي محراب امام زاده تاسيس بناي فعلي را سال 1300 شمسي نوشته اند. در حال حاضر امام زاده سيد جعفر (ع) در وسط يك باغ سرسبز وسيع و زيبايي قرار گرفته است. اين امام زاده مسجدي بزرگ دارد كه داراي سه درب است. قبر شريف امام زاده سيد جعفر (ع) در ضلع جنوب خاوري مسجد قرار گرفته كه در بالاي آن بر سقف مسجد گنبدي بزرگ بنا شده است.
تا سال 1376 صندوقچه اي چوبي بر روي قبر قرار داشت اما از آن سال به بعد از بابت نذورات امام زاده، ضريح مشبك آلومينيومي تهيه شده و بر روي قبر سيد بزرگوار قرار داده اند و روي خود قبر نيز پارچه اي سبز رنگ پهن كرده اند. در مدخل صحن امام زاده زيارت نامه اي نصب شده است كه هر زيارت كننده طبق آداب زيارت ابتدا اين زيارت نامه را مي خواند آن گاه وارد حرم مي شود.
گورستان انار مشگين شهر
در روستاي انار مشگين شهر و در 24 كيلومتري اين شهر، گورستاني وجود دارد كه سنگ قبرهاي متنوع آن از نظر شكل و جنس و نبشته هاي متعدد جالب توجه است. زيباترين اين سنگ ها يك جفت سنگ قبر افراشته به ارتفاع 62/1 متر است كه داراي نبشته اي است. در زير سنگ نبشته ها محراب بوده و در بالاي لچك آن دو گل هفت پر نقش يافته است. در بالاي نبشته هاي ساقه و بالاي آن كلاهكي با 12 ترك، شبيه كلاه دراويش وجود دارد و شهادتين با كلام علي خليفه الله منقور است. روي سنگ گورهاي موجود در اين گورستان نشانه هايي هم چون ستاره شش پر، تصوير چكش ساده و جز آن ديده مي شود.
مقبره شيخ حيدر مشگين شهر
مقبره شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل اول كه بنايي شبيه برج است با شماره 184 به ثبت آثار باستاني ملي رسيده است. اين مقبره در باغ سبز و با صفايي كه قبرستان قديمي مشگين شهر بوده و در مركز شهر قرار دارد، واقع شده است. نماي خارجي اين بنا به صورت برج بلندي به ارتفاع تقريبي 18 متر و به قطر 5/10 متر به صورت استوانه اي است كه در چهار سوي آن نماي درگاه مانندي با تزيينات معقلي تعبيه نموده و ورودي اصلي فوقاني را در جبهه باختري قرار داده اند. سرداب آن زير برج قرار دارد و داراي يك در ورودي در شمال برج است. در قرن اخير اتاق و راهرويي بزرگ براي بيتوته متولي بنا و زايران ساخته بودند كه با راه پله و راهرو به سرداب متصل مي شد. امروزه كه اين اتاق ها را برچيده اند، در ورودي اصلي نمايان شده و تزيينات آن به خوبي ديده مي شود.

درباره‌ي تاريخ بناي آن نظرات متعدد وجود دارد. عده اي از باستان شناسان و مورخين سال بناي آن را اوايل قرن دهم يعني سال 915 هجري قمري مي دانند، ولي بنالدويلبر معتقد است كه اين بنا از آثار قرن هفتم و هشتم هجري قمري است و در دوره صفويه نسبت به تكميل و تزيينات كاشي كاري آن همت گماشته اند. با توجه به نوع مقرنس كاري كتيبه هاي كوفي نظريه بنالدويلبر صحيح به نظر مي رسد. اين بنا تقريبا مقارن با اواخر حكومت مغول مي باشد و كاشي كاري آن كامل تر از كاشي كاري مقبره اولجاتيو در سلطانيه است و به 709 تا 711 هجري قمري مربوط مي شود. بند برج بنا به احتمال قوي از سوره هاي قرآن به صورت كاشي هاي فيروزه اي در متن آجر تزيين شده است. قبل از اين كه متن آن خوانده شود اين جا را بقعه «الله علي الله» مي گفتند. يكي از اساتيد خط كوفي بر اساس نظريه خود بدنه بنا را از سوره هاي قرآن دانسته است.
داخل مقبره از دو طبقه تحتاني و فوقاني تشكيل شده است و درب ورودي سردابه در شمال برج قرار دارد كه به وسيله يك راه پله بلند به راه باريك منتهي به سردابه راه يافته است. طاق اين قسمت بر روي ستون آجري در وسط و ديواره هاي جانبي قرار دارد. مدفن شيخ حيدر در منتهي اليه سردابه قرار گرفته است. پلان برج يا اتاق فوقاني به شكل دوازده ضلعي منظمي است كه هر ضلع آن 20/2 متر مي باشد و به علت احداث شيارهاي سراسري در سطح داخلي برج، بنا بلندتر ساخته شده و ارتفاع بيش تري دارد. ديوارهاي جانبي داخل قبلا داراي تزيينات گچ بري بوده كه به مرور زمان از بين رفته است. امروزه در داخل بنا هيچ گونه تزييني وجود ندارد و تا كنون تاريخ و كتيبه اي كه نشان گر صاحب اصلي اين مقبره باشد، به دست نيامده است.
در ورودي و سه پنجره آن با مقرنس كاري گچي و كاشي تزيين شده است و قاب محرابي شكل بر همه جاي بنا ديده شده مي شود. در دو سوي در ورودي، دوگل پر و دو قطعه سنگ رسوبي كرم رنگ به ابعاد 80× 70 سانتي متر كنده كاري شده كه به دوره پيش از صفويه منسوب است. سطح داخلي بنا نيز بسيار زيبا است. مقطع بنا در سطح داخلي 12 ضلعي منتظم و هر ضلع آن 2/2 متر است. قسمت بالا با باريكه هاي گوشه و كمي بالاتر با طاقچه هاي نيمه مدور كه بالاي آن ها مقرنس كاري آجري است، بلندتر جلوه مي كند. قاب و نماي محراب مانند سردر و پنجره هاي مسدود و به رنگ هاي سياه، آبي سير و سفيد در قرنيس، كاشي لعاب، شكاف روكار آجري با كاشي هاي مربع آبي روشن كه طرح سراسري و اسامي مقدسي تشكيل مي دهند و هم چنين سفال بدون لعاب قرمز در كتيبه هاي خراب شده در دور سردر، مجموعه زيبايي هاي معماري آن را تشكيل مي دهد.

 

عمارتها و محوطه هاي باستاني در شهرستان مشكين شهر

سنگ نبشته پهلوي(شاپور دوم ساساني) مشگين شهر
اين اثر متعلق به دوران سوم در 300 متري خاور ميدان اصلي مشگين شهر واقع است. اين سنگ داراي درازا و پهناي تقريبي 5/5 متر و ارتفاقي در همين حدود است و در كنار رودخانه اي فرعي كه از كنار باغ نوروز گدشته و به خياو چاي مي ريزد، واقع شده است. كتيبه در 21 سطر كنده شده است و دو علامت خانوادگي در كنار آن نقر شده كه داراي اهميت هستند. نكته اي كه در مورد اين كتيبه شايان ذكر است اين كه قبل از كشف آن، هيچ كتيبه ساساني در آذربايجان پيدا نشده بود.

خلخال از مناطق قديمي و تاريخي آذربايجان است. برخي از نويسندگان نام خلخال را با نام شهر قديم خلخال واقع در ناحيه اوتي در ماوراي قفقاز كه در منابع ارمني ميان قرن دوم و پنجم ميلادي به عنوان اقامتگاه زمستاني شاهان ارمنستان و سپس آلباني ( آران ) آمده است مرتبط مي دانند. در شهرستان خلخال هم چون ساير شهرستان هاي استان اردبيل هنرهاي دستي از رواج و قدمت زيادي برخوردار است كه بيش تر اين صنايع توسط دستان هنرمند زنان و دختران محلي انجام مي گيرد. مردم شهرستان خلخال به مهمان نوازي شهره اند. مردم آن دلير و شجاع بوده به زبان آذري صحبت مي كنند و داراي مذهب شيعه و دين اسلام هستند. برابر با سرشماري سال 1375 شهرستان خلخال 137992 نفر جمعيت داشت. شغل اصلي مردم اين منطقه كشاورزي، دامداري و پرورش زنبور عسل است.
از ميان هنرهاي دستي معروف اين شهرستان مي توان به تهيه شال،جاجيم‌هاي ابريشمي و پشمي، گليم بافي، پلاس، لباس هاي پشمي وكركي و بافت مسند اشاره نمود. متاسفانه بعد از متروك شدن نوغان داري(پرورش كرم ابريشم) بافت جاجيم‌هاي ابريشمي نيز متروك شد و حالا درهر كجا جاجيم‌هاي خلخال پيدا شود بايد آن را جزو اشياي عتيقه محسوب نمود. شال پشمي خلخال كه قسمت عمده آن در بخش شاهرود تهيه مي ‌شود از صادرات مهم خلخال بوده كه آن هم فعلا كاهش يافته است. بافت گليم و مسند نيز در خلخال رواج دارد. در اين منطقه گاه مسندهاي بسيار نفيس ديده مي ‌شود كه هنرمندان خلخالي آن را به صورت برجسته مي ‌بافند.
شغل اصلي ساكنين منطقه را كشاورزي، دام داري، پرورش زنبور عسل و صنايع وابسته به آن تشكيل مي دهد. از اين رو صادرات اين شهرستان را سيب، گلابي، گردو و فرآورده هاي دامي، انواع دام، قالي و گليم تشكيل مي دهند. مهم ترين گردنه خلخال به نام گردنه ناو مشهور است كه در مسير جاده ارتباطي خلخال به هشپر واسالم واقع شده و از داخل جنگل هاي طالش به جاده رشت به آستارا متصل مي ‌شود. چشمه آب گرم معدني خلخال در 22 كيلومتري شمال باختري هروآباد و به فاصله 96 كيلومتري ميانه از زمين خارج مي شود. جنگل هاي متراكمي نيز درمحدوده شهرستان خلخال وجود دارد كه از امكانات بسيار مساعد در زمينه جذب جهانگرد برخوردارند. مكان هاي ديدني و تاريخي شهرستان خلخال عبارتند از: امامزاده كجل، قبرستان پارتي و مقبره سيد دانيال
صنايع و معادن
مهم ترين صنايع شهرستان خلخال را صنايع دستي تشكيل مي دهند. شهرستان خلخال يكي از مراكز مهم صنايع دستي استان اردبيل و نيز كل كشور محسوب مي شود. انواع جاجيم، گليم، اشياي منبت كاري شده و صنايع چوبي از عمده ترين صنايع دستي اين شهرستان است. جاجيم بافي در اكثر روستاهاي ايران به‌ ويژه اغلب روستاهاي ‌آذربايجان مرسوم است‌ و در هر منطقه داراي ويژگي هاي خاص مي باشد در شهرستان خلخال ‌جاجيم داراي ويژگي هاي خاص مي ‌باشد. در گذشته جاجيم مناسب ترين‌ چيزي بود كه‌ مردم منطقه روي كرسي مي انداختند كه در اين ميان جاجيم چيچكلمه‎CHICHAK‎‌‎LAMEH‎ با تركيبي از رنگ هاي متنوع و نقوش لوزي داخل‌ الوان راه راه آن در ده‌ و شهر از همه ‌مشهور بود با متروك‌ شدن كرسي زغالي بافت‌ و مصرف جاجيم در شهرها و حتي در‎ ‎شهرستان هاي دور و نزديك‌ نيز به فراموشي مي رفت‌ ولي روستاييان طبق عادت‌ قديمي ‌مناسب ترين‌ روانداز كرسي زمستاني را رها نساخته اند و بانوان كهنسال در روستاها همچنان جاجيم ‌خودشان را در زمستان و تابستان در فضاي باز اطراف خانه‌ و ميدان ده‌ و يا هر مكاني كه‌ ‌امكان داشته باشد دراز مي كنند و سه‌ پايه‌ مخصوص آن را بر پا مي دارند و جاجيم مي ‌بافند. ‌بافت‌ جاجيم در اكثر قريب‌ به اتفاق دهات و مناطق روستايي ايران مرسوم است‌ تنها تفاوت‌ و ‌امتياز جاجيم بعضي از مناطق نسبت به‌ ساير جاها تركيب رنگ‌ و ظرافت‌ نخ‌ و نقوشي است‌ كه‌ ‌روي آن ايجاد مي كنند.

مي توان گفت جاجيم بافي در عين ظرافت‌ و زيبايي و دقتي كه‌ مي‌ بايست صرف بافتن آن‌ گردد سنتي ترين‌ روش‌ بافندگي را مجسم مي سازد و ابزار مورد نياز آن ساده ‌ترين‌ وسايل‌ مي باشد. مهم ترين‌ عامل‌ در امر بافت‌ انرژي بازوان زن‌ بافنده است‌. بافت‌ جاجيم پس‌ از تهيه نخ‌ مورد نياز در رنگ هاي مختلف يا چله كشي شروع‌ مي شود و‌اغلب تمام مراحل‌ بافت‌ مخصوصا چله كشي آن در فضاي باز و شبيه به‌ چله دواني قالي ‌هاي ‌فارسي بافت،‌ صورت‌ مي گيرد. به اين‌ ترتيب در محوطه هاي به‌ طول تقريبي ده تا بيست متر ‌به وسيله تعداد چهار ميخ چوبي روي زمين ايجاد مي شود و گلوله‌هاي رنگي نخ‌ توسط‌ شخص چله كشي به دور اين‌ ميخ هاي چوبي گردانده مي شود. با گردش‌ مداوم‌ شخص چله كشي به دور اين‌ ‌چهار ضلعي و تغيير دادن‌ گلوله‌هاي رنگي نخ‌ پشمي، طراحي(رنگ‌ نقوش) جاجيم نيز شكل ‌مي گيرد. پس از پايان چله كشي چله را روي زمين دراز مي كنند به اين‌ نحو كه‌ با دو عدد ميخ چوبي يا‌فلزي بزرگ‌ عرض چله را در يك طرف محكم نموده‌ و انتهاي چله را كه‌ به صورت‌ يك‌ گلوله‌ بزرگ‌ ‌پيچيده شده در انتها محكم مي ‌نمايند و ضمنا با گذاشتن يك‌ سه‌ پايه‌ چوبي نسبتا بزرگ‌ ‌جوكي را كه‌ بر روي چله سوار است‌ از بالاي سه‌ پايه‌ آويزان مي كنند به اين‌ ترتيب چله بر روي ‌زمين آماده‌ بافت‌ بوده‌ و جاجيم بافي آغاز مي گردد. از آن جا كه در داخل‌ ‌منازل‌ روستايي فضايي به‌ طول پانزده‌ متر كمتر پيدا مي شود اغلب جاجيم را در معابر(كوچه‌ ‌و ميدان ده‌) مستقر مي كنند و اين‌ عمل را اصطلاحا (دراز كردن‌ جاجيم) مي گويند و هر وقت‌ ‌كه مشغول كار نيستند چله و سه‌ پايه‌ را جمع كرده‌ وموقع‌ كار مجددا و به سادگي آن را دراز ‌مي كنند.
در شهرستان خلخال جاجيم بافي روستاها و آبادي هاي ‌بخش خورش‌ رستم به علت تعداد بافندگان و مرغوبيت و ظرافت‌ نوع جاجيم شهرت بيش تري ‌دارد. به‌ همين سبب دفاتر يا مراكز اجراي پروژه‌هاي جاجيم بافي در اين‌ بخش در ‌روستاهاي گيوي زاويه‌، نيمهيل، نساز، برندق، جعفرآباد، سجهرود و چنارليق قرار دارند و هر ‌كدام از اين‌ دفاتر تعداد زيادي از جاجيم بافان آبادي هاي اطراف را از طريق‌ توزيع‌ مواد اوليه و ‌جمع آوري جاجيم هاي بافته شده تحت پوشش‌ قرار داده‌اند. به اين‌ ترتيب كه‌ جاجيم بافان مواد ‌اوليه مرغوب و ارزان قيمت را به ط‌ور اماني تحويل‌ گرفته و جاجيم بافته شده را به‌ دفتر پروژه‌ ‌تحويل‌ مي دهند ميزان دستمزد پرداختي پس‌ از ارزيابي محصول با توجه‌ به‌ مرغوبيت بافت‌ و ‌تركيب رنگ‌ تعيين و پرداخت‌ مي شود.
سيمان، كروميت، خاك سرخ از مهم ترين معادن شهرستان خلخال به شمار مي روند كه در قسمت هاي مختلف اين شهرستان پراكنده شده اند.
كشاورزي و دام داري
به طوركلي خلخال از مناطق كشاورزي، باغ داري و دام پروري استان اردبيل است و محصولات عمده اش گندم، جو و حبوبات، برنج، گردو، سيب، گلابي، انگور و پنبه است. خلخال به لحاظ داشتن مراتع نسبتا خوب از دامداري پيشرفته اي برخوردار است و انواع فرآورده هاي شيري از قبيل: خامه، ‌ماست، كره و پنير و… هم چنين پشم، پوست و عسل از عمده ترين توليدات دامي اين منطقه به شمار مي آيند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
برخي از نويسندگان نام خلخال را با نام شهر قديم خلخال واقع در ناحيه اوتي در ماوراي قفقاز كه در منابع ارمني ميان قرن دوم و پنجم ميلادي به عنوان اقامتگاه زمستاني شاهان ارمنستان و سپس آلباني ( آران ) آمده است مرتبط مي دانند، ناحيه اوتي بر ساحل راست رود كورا در حدود گنجه و شمكور كنوني واقع بوده است. مركز ناحيه اي كه بعدها به نام خلخال معروف شد در سابق فيروز آباد بود و چون ويران شد خلخال به جاي آن بر پا شد.

خلخال از شهرهاي قديمي و تاريخي آذربايجان است. در كتاب هاي جغرافيايي و تاريخي سده هاي دوم و سوم هجري، مورخان و جغرافي دانان از جمله در كتاب« حدود العالم من المشرق الي مغرب » درباره خلخال چنين نوشته اند:« خلخال از شهرهاي كوچك و از توابع آذربايجان بوده، ‌محصول عمده آن گندم و جو بوده است و پلاس و گليم و لباس پشمي و كركي در آن بافند….» در معجم البلدان كه اواخر سده ششم هجري نوشته شده آمده است:« خلخال شهري است در مشرق آذربايجان و نزديك گيلان و مزارع و آبادي آن بيش تر در وسط كوه هاي بلند قرار دارد از آن جا تا شهر قزوين هفت روز و تا اردبيل دو روز راه است و در اين ولايت قلاعي بلند قرار دارد كه مردمان آن هنگام حمله مغول به آنجا عزيمت نموده اند» در«نزهه القلوب» كه حمدلله مستوفي در اوايل سده هشتم هجري نوشته، درباره اين شهر چنين آمده است:« خلخال شهر وسط بوده و اكنون ديهي است كما بيش صد موضع و به چهار ناحيه تقسيم مي شود: خانندبيل، سنجبد، انجيل آباد و هشتچين … ».
مشخصات جغرافيايي
شهر خلخال در 48 درجه و 31 دقيقه طول جغرافيايي و 37 درجه و 37 دقيقه عرض جغرافيايي و ارتفاع 31 متر از سطح دريا واقع شده است. خلخال در جنوب شرقي استان اردبيل واقع شده است و رودهاي هروآباد و آپارچاي در آن جريان دارند. خلخال منطقه اي كوهستاني با آب و هواي معتدل و نسبتا سرد مي باشد. كوهستان جنگلي و بلند طالش در خاور خلخال از شمال به جنوب در حكم سدي ميان درياي خزر و استان گيلان و آذربايجان شرقي است كه باران خزري در دامنه شرقي آن ريزش كرده و جنگل هاي طالش را بوجود آورده است. مسيرهاي دسترسي و ارتباطي اين شهرستان با ديگر مناطق عبارت اند از:

- شهر خلخال در مسير راه اردبيل – اسالم، در 110 كيلومتري شهر اردبيل و 67 كيلومتري اسالم واقع است.
- راهي فرعي به سوي مغرب تا ميانه به طول 130 كيلومتر.
- راهي به سوي جنوب به طول 35 كيلومتر تا هشتجين .

 

طبيعت در شهرستان خلخال

چشمه آب گرم معدني خلخال در 22 كيلومتري شمال باختري هروآباد و به فاصله 96 كيلومتري ميانه از زمين خارج مي شود. اطراف چشمه را سنگ آهكي و آذرين از نوع آندزيت پورفيزيك پوشانده است. خروج آب از زمين در چند مظهر نزديك به هم به فاصله چند صد متري جاده است. آب گرم خلخال از دسته آب ها ي بيكربناته سديك گرم و گازدار است كه در درمان بيماري هاي مفصلي، روماتيسم و عصبي موثر است.
گردنه نا و خلخال
مهم ترين گردنه خلخال به نام گردنه ناو مشهور است كه در مسير جاده ارتباطي خلخال به هشپر و اسالم واقع شده و از داخل جنگل هاي طالش به جاده رشت به آستارا متصل مي ‌شود و از ارزش هاي گردشگر برخوردار است.

 

آرامگاهها ، امامزاده ها و آتشكده ها در شهرستان خلخال

امام زاده كجل خلخال
امام زاده كجل در شمال خاوري اغكند در مسير جاده ماشين رو كوهستاني شمس آباد واقع شده است. بعد از طي 44 كيلومتر و عبور از روستاي يان بلاغ و قاراب به كجل و بعد از طي 4 كيلومتر از جاده و 4 كيلومتر پياده روي به روستاي كاوان مي رسيم. بناي اين امام زاده به درازاي 6 متر و به پهناي 3 متر داراي يك ايوان است. همه‌ي بنا از سنگ لاشه و گل ساخته شده و پوشش سقف آن چوبي است.
قبرستان پارتي خلخال
در سرراه كاوان (ما بين جاده شمس آباد و كاوان) در كوهپايه ها و در ميان مزارع مختلف و باغ ها، چندين قبرستان تاريخي وجود دارد كه به دوره پارت ها منسوب هستند.

مقبره سيد دانيال خلخال
اين مقبره در روستاي خانقاه كه مدفن يكي از مشايخ دوره صفويه است؛ قرار دارد.

X