معرفی وبلاگ
سلام ،‌ خوش آمديد . در اين وبلاگ موضوعات زير مطرح مي شوند : اطلاعات ايران شناسي (معرفي شهرهاي ايران به تفكيك هر استان) - تاريخ ايران - ادبيات ايران زمين - جغرافياي ايران - گالري تصاوير و ... منابع وبلاگ => نرم افزار مرز پر گهر - سايت هاي : نماي ايران ، كتاب اول ، ساجد ، سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان ، پارست ، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، گنجور دات نت
لينك دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 190683
تعداد نوشته ها : 2572
تعداد نظرات : 57
Rss
طراح قالب

موسسه تبيان - ايران شناسي

Translate
لينك دوستان تبياني
پيج رنك

هريس يكي از قديمي ترين مناطق آذربايجان شرقي است. بر اساس نام هايي كه در وقف نامه ربع رشيدي آمده؛ مي توان گفت هريس در قرن هاي هفتم و هشتم هجري قمري؛ روستاي بزرگ و آبادي بوده است. قالي هاي هريس از شهرت جهاني برخوردار اند و نام اين منطقه؛ در دوردست ها نيز براي اهالي هنر شناخته شده است. آب و هواي اين منطقه به نسبت سرد و نيمه خشك است و رودهايي نيز در آن جريان دارند. هريس يك منطقه ي كشاورزي است و بش تر مردم آن به كشاورزي، دام داري و بافت قالي اشتغال دارند. صنايع اين شهرستان بيش تر از نوع كارگاهي و دستي بوده و موزاييك سازي و آهك پزي را شامل مي شود. چشم انداز شهرستان هريس كوهستاني است و كوهستان قوشاداغ و گردنه گويجه بئل از ديدني ترين مناطق كوهستاني ابن ناحيه اند كه چشم انداز بسيار زيبايي دارند. وجود اماكن قديمي و تاريخي چون: مسجدجمال آباد و بقعه شيخ اسحاق و قبور قديمي سبب رونق جاذبه هاي تاريخي و معماري در اين منطقه شده اند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
هريس يكي از قديمي ترين مناطق آذربايجان شرقي است. در وقف نامه ربع رشيدي نام بسياري ازآبادي هاي آذربايجان آمده است و نشان مي دهد كه پاره اي از‌ آن ها ( نظير هريس ) در قرن هاي هفتم و هشتم هجري قصبه هايي آباد و بزرگ بوده اند. چند بناي تاريخي مهم از دوره ي فرمان روايي ايلخانان و جانشينان آنان در اين بخش به جاي مانده است كه عبارتند از: بقعه شيخ اسحاق (در روستاي خانقاه خانمرود) گورستان مينق، گورستان هيق، گورستان گوور، مسجد سنگي جمال‌ آباد، و مسجد اسنق (مربوط به قرن هشتم هجري). هريس يكي از قديمي ترين مراكز صنعت فرش در آذربايجان و ايران است و فرش هاي«مرز بلند» آن شهرت جهاني دارند
مشخصات جغرافيايي
هريس يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي مركزي استان واقع شده است. شهرستان هريس در 10 كيلومتري شمال خاوري تبريز و 24 كيلومتري خاور جاده اصلي تبريز – اهر قرار گرفته است. مركز اين شهرستان در درازاي خاوري 47 درجه و 07 دقيقه و 38 درجه و 15 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1900 متري از سطح دريا قرار گرفته است. شهرستان هريس از شمال به شهرستان اهر، از باختر به شهرستان تبريز، از جنوب به بستان آباد و سراب و ازخاور به مشگين شهر محدود مي شود. آب و هواي اين منطقه به نسبت سرد و نيمه خشك است و رودهايي نيز در آن جريان دارند. راه هريس – ينگجه به درازاي 26 كيلومتر كه به راه اصلي اهر – تبريز مي پيوندد و مسير شمالي – جنوبي هريس – مهربان به درازاي 23 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي به اين منطقه هستند.

 

مساجد شهرستان هريس


مسجد جمال آباد هريس
بناي اين مسجد؛ در روستاي جمال آباد – از توابع هريس و 21 كيلومتري جاده تبريز – سراب واقع شده است. بناي مسجد به درازا و پهناي 80/ 12 × 90/ 8 متر داراي شش ستون عظيم سنگي و سقف تير چوبي است. ستون ها در دو رديف قرار گرفته و همه داراي پايه و سرستون هاي سنگي منقش هستند. دو ستون وسطي استوانه اي و چهار ستون ديگر به شكل منشور هشت پهلو هستند. بلندي ستون ها با پايه و سرستون 63/ 5 متر و محيط آن ها 184 تا 187 سانتي متر است. درازاي مسجد از شمال به جنوب كشيده شده و مدخل سنگي آن در ديوار خاوري تعبيه گرديده است، كه داراي طاق و پايه هاي حجاري شده مي باشد. بر سطح طاق، آيه 18 سوره توبه و گلي شش پر نقش شده است. در روي هر يك از پايه هاي طاق مدخل هم، در نيم ستون مارپيچ ظريف حجاري شده است. به نظر مي رسد كه اين مسجد در بدو امر داراي پوشش گنبدي و ديوار هاي سنگي بوده كه همگي از بين رفته اند. در پاي ديوار مسجد قطعه سنگي بوده كه بر آن عبارت سنه ست و ثلثين و سبعمايه يا تسعمايه خوانده مي شده است. در درون مسجد منبر مشبك چهار پله بسيار زيبايي قرار دارد كه از شاهكارهاي هنر چوبي به شمار مي آيد و از نظر شيوه كار شبيه كارهاي دوره تيموري و صفوي است. با توجه به كتيبه ناقص به دست آمده و نزديكي شيوه كار و مكان اين مسجد با مسجد اسنق واقع در روستاي اسنق هريس به نظر مي رسد كه بناي اوليه مسجد مربوط به قرن هشتم و نهم هجري است.
مسجد اسنق هريس
در روستاي اسنق از توابع محال آلان بر آغوش سراب، مسجدي با ستون ها و روبناي سنگي و سنگ نبشته هاي زيبا قرار دارد. اين مسجد در وسط روستا ميان حياط وسيعي بنا شده است. مسجد اسنق چهار ستون سنگي استوانه اي يكپارچه دارد كه در دو رديف قرار گرفته اند. اين ستون ها پايه ها و سر ستون هاي مقرنس خوش طرحي دارند. طرح پايه ها يكنواخت و طرح سرستون ها متفاوت است. اين مسجد چندين كتيبه در سر در پنجره ها، ديوار خاوري و قسمت هاي ديگر دارد كه حاكي از عظمت بناي اوليه آن است. در داخل مسجد ميز چوبي منبت كاري شده و شكسته اي وجود دارد كه هم زمان با بناي مسجد ساخته شده است. بر روي قطعه اي از بازوي آن نام باني مسجد، صاحب فخرالدين محمد قيد شده است. آثار باقي مانده از اين منبر نشان مي دهد كه چند هنرمند توانا، وقت زيادي صرف ساختن آن كرده اند. به طور كلي از مضمون خطوط برجسته كنده شده در بازوهاي منبر و سنگ نبشته هاي بالاي در و پنجره هاي مسجد چنين بر مي آيد كه اتمام كار بناي مسجد و تهيه اثاث آن، در سال 733 هجري به امر فخرالدين محمد بن رستم و به دست نقاش و حكاك هنرمندي موسوم به ملك شاه صورت گرفته است.

سراب يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در باختر اين استان واقع شده است. بيش تر مردم اين ناحيه به كشاورزي اشتغال دارند اما صادرات مهم اين شهرستان عده اي را نيز در كار بازرگاني وارد كرده است. كوهستان آتشفشاني سبلان؛ مهم ترين جاذبه طبيعي منطقه است. ماهيت كوهستاني شهرستان باعث ايجاد چشمه هاي آب معدني زيادي در منطقه شده است. بناهاي تاريخي از جمله مسجد جامع سراب و مسجد جامع اسنق، امام زاده ها، بقعه ها، سنگ نبشته ها، تپه هاي باستاني و گورستان هاي قديمي از مكان هاي ديدني و تاريخي شهرستان سراب محسوب مي شوند. انواع محصولات كشاورزي در اين ناحيه به عمل مي آيد و پرورش زنبور عسل نيز در اين منطقه رايج است. صنايع مختلف كارخانه اي و صنايع دستي از جمله قالي و گليم بافي در شهرستان سراب رواج دارد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
سراب چون در كنار سراورود ساخته شده آن را سراو يا سراب نام نهاده اند. منطقه سراب از جمله مناطقي است كه از ديرباز مسكوني بوده است. وجود كتيبه اورارتويي، ‌تپه هاي باستاني و معابد سنگي در حومه اين شهر نشان گر قدمت تاريخي منطقه است. سراب در دوره امپراتوري اورارتويي از جمله مناطق داراي تمدن شهر نشيني بود. حتي پاره اي از محققين و باستان شناسان بر اين باورند كه قبور پراكنده در اطراف و اكناف شهر سراب، قدمتي بيش از سنگ نبشته هاي اورارتويي دارند. آثار به جاي مانده از فتوحات حكمرانان اورارتويي قدمت تاريخي اين منطقه را به سال هاي 685-730 ق. م مي رساند.
مراكز تمدن عهد باستان، معمولا پس از ويراني و انهدام در اثر حملات دشمنان، دوباره بازسازي نمي شد، اما شهر سراب بعد از شكست اورارتوها، در دوران حكمراني پارت ها نيز از رونق كافي برخوردار شد و مورد توجه حكم رانان پارتي بود. وجود تپه هاي باستاني، تل ها و سفالينه هاي كشف شده در منطقه، شاهد اين مدعا است. در منطقه سراب آثار متعددي از جمله معابد سنگي، قلاع و يك چهار طاقي متعلق به دوران تمدن ساساني بر جاي مانده كه مبين اهميت آن، در دوره ساساني است.
در دوران بعد از حاكميت اسلام در ايران و آذربايجان، شهر سراب هم چنان ارزش و اعتبار شهري خود را حفظ كرد و به لحاظ موقعيت ويژه جغرافيايي و حاصل خيزي خاك هميشه مورد توجه حكم رانان بود. شهر سراب در دوران حكومت مغولان از مراكز عمده حكومتي آذربايجان بود. نوشته اند كه سلطان احمد اكودار كه اسلام آورده بود، از دست ارغون خان و سرداران مغول به اردوي مادر كه در سراب مستقر بود، پناه برد و در آن جا دستگير شد و به دستور ارغون به سال 683 كشته شد. بعد از شكست سلطان احمد اكودار ارغون خان مغول، شوراي مغولان را در گردنه سايين به سال 683 تشكيل داد. در زمان حكومت چوپانيان نيز سراب مورد توجه بود و حكومت آن با « جاني بيگ خان» از اولاد «جوجي خان» بود كه در سال 758 در اين شهر كشته شد. در اوايل حكم راني صفويه كه شهرهاي تبريز و اردبيل از شهرهاي مهم به شمار مي رفتند، سراب به دليل نزديكي به اين دو شهر و موقعيت سوق الجيشي، از اهميت ويژه اي برخوردار بود. شاه اسماعيل صفوي بعد از شكست در جنگ چالدران به سراب روي آورد. و در سال 930 در اين شهر درگذشت. جنگ شاه اسماعيل و خليل پاشا در سراب روي داد و باعث ويراني و خسارات جبران ناپذيري شد، ولي شاه عباس قواي عثماني را در اين شهر شكست داد.
به سال 1205 آغا محمد خان قاجار با صادق خان شقاقي در اين منطقه جنگيد و بعد از گريختن صادق خان از شهر، آغا محمد خان سراب را فتح كرد. صادق خان شقاقي درجنگ با فتح علي شاه نيز شكست خورده به سراب عقب نشيني كرد و بعد از اينكه جواهرات آغا محمد خان را به فتح علي شاه پس دارد، از طرف شاه قاجار بخشوده شد و به حكومت سراب منصوب شد. شهرستان سراب هم اكنون دربرگيرنده شهرها، بخش ها و روستاهاي زيادي است و از مناطق آباد و سرسبز استان آذربايجان شرقي به شمار مي رود.
مشخصات جغرافيايي
سراب در 47 درجه و 34 دقيقه طول و 37 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي و در ارتفاع 1680 متري از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهرستان در غرب استان آذربايجان شرقي واقع است و از شمال با مشگين شهر در استان اردبيل، از جنوب با ميانه و هشترود، از شرق با استان اردبيل و از غرب با بستان آباد همجوار است. رود آجي چاي از 4 كيلومتري جنوب و رود پيسلر چاي از يك كيلومتري مشرق، و هند رود چاي از ميان شهر عبور مي كند. آب و هواي سراب نسبتا سرد و خشك مي باشد.( سراب در مسير اصلي بستان آباد – اردبيل قرار دارد و از اين طريق در 73 كيلومتري شهر بستان آباد و 134 كيلومتري شهر تبريز ودر 85 كيلومتري شهر اردبيل قرار گرفته است.

 

مساجد در شهرستان سراب

مسجد اسنق سراب
در روستاي اسنق از توابع محال آلان بر آغوش سراب، مسجدي با ستون ها و روبناي سنگي و سنگ نبشته هاي زيبا قرار دارد. اين مسجد در وسط روستا ميان حياط وسيعي بنا شده است. مسجد اسنق چهار ستون سنگي استوانه اي يكپارچه دارد كه در دو رديف قرار گرفته اند. اين ستون ها پايه ها و سر ستون هاي مقرنس خوش طرحي دارند. طرح پايه ها يكنواخت و طرح سرستون ها متفاوت است. اين مسجد چندين كتيبه در سر در پنجره ها، ديوار خاوري و قسمت هاي ديگر دارد كه حاكي از عظمت بناي اوليه آن است. در داخل مسجد ميز چوبي منبت كاري شده و شكسته اي وجود دارد كه هم زمان با بناي مسجد ساخته شده است. بر روي قطعه اي از بازوي آن نام باني مسجد، صاحب فخرالدين محمد قيد شده است. آثار باقي مانده از اين منبر نشان مي دهد كه چند هنرمند توانا، وقت زيادي صرف ساختن آن كرده اند.
به طور كلي از مضمون خطوط برجسته كنده شده در بازوهاي منبر و سنگ نبشته هاي بالاي در و پنجره هاي مسجد چنين بر مي آيد كه اتمام كار بناي مسجد و تهيه اثاث آن، در سال 733 هجري به امر فخرالدين محمد بن رستم و به دست نقاش و حكاك هنرمندي موسوم به ملك شاه صورت گرفته است.
مسجد جامع سراب
مسجد جامع سراب يادگار قرن نهم هجري قمري است. اين مسجد بدون گلدسته و مناره بوده و از يك شبستان بزرگ و يك حياط كوچك در سمت باختري و از دو در ورودي تشكيل شده است. در ورودي خاوري داراي كتيبه اي مرمري با خط متداول دوره گوركانيان و تركمانان آق قويونلو و هم عصر سلطنت ابوالنصر اوزون حسن آقا قويونلو است. در ورودي با 10 پله به صحن شبستان مربوط مي شود و در بدنه ديوار جنوبي پلكان، سنگ مرمر كوچكي كار گذاشته شده و بر آن عبارت الشفا في اليوم بنت الياس حجاري شده است. شبستان مسجد مجموعه اي است از 60 گنبد كه همه آن ها (به استثناي رديف چهارم از خاور) مستقيما بر روي طاق جناغي و ستون ها نهاده شده اند.
مسجد داراي منبر چوبي 7 پله ي بلندي به درازاي 6/3 متر و رتفاع 10/2 متر است كه در بالاي سطح خاوري نام واقف آن با خط ثلث زيبا، از چوب سفيد منبت كاري شده است. مسجد جامع سراب سه محراب دارد كه هر كدام از ويژگي هاي خاصي برخوردار است. يكي از محراب ها بسيار نفيس و زيبا و از كاشي لعاب دار برجسته است و با وجود صدمات مختلفي كه ديده، باز هم از زيبايي قابل توجهي برخودار مي باشد
مسجد جمال آباد سراب
جمال آباد نام روستايي است از محال آلان بر آغوش كه در 6 كيلومتري شمال مهربان و 21 كيلومتري جاده تبريز – سراب قرار گرفته است. اين روستا مسجد كهني دارد كه 6 ستون عظيم سنگي، سقف چوبي آن را نگه داشته است. ستون ها در دو رديف قرار گرفته و داراي پايه و سر ستون سنگي منقش هستند. دو ستون وسطي استوانه اي و چهار ستون ديگر به شكل منشور هشت وجهي مي باشند. بلندي ستون ها با پايه و سر ستون روي هم 36/5 متر است، بلندي پايه ها 44 سانتي متر و بلندي سر ستون ها 51 سانتي متر است. محيط ستون هاي استوانه اي 187 سانتي متر و محيط ستون هاي منشوري 184 سانتي متر مي باشد، ولي پايه ها سطح اتكا بيش تري دارد كه محيط قاعده هر پايه آن 260 سانتي متر است.
درازاي مسجد از شمال به جنوب كشيده شده و مدخل سنگي آن درديوار خاوري تعبيه گرديده است. طاق سردر و پايه هاي مسجد حجاري شده اند. سنگ نبشته اي در طاق جاي داده اند كه متضمن آيه 18 سوره توبه است. گل شش پري نيز بالاي نوشته ها به چشم مي خورد. بر روي هر يك از پايه هاي طاق هم دو نيم ستون مارپيچي ظريف حجاري شده است. ظاهرا اين مسجد در ابتدا داراي يوارهاي سنگي و سقف گنبدي بود، كه جنس سنگ هاي به كار رفته در مسجد عموما آهكي است. در مسجد جمال آباد منبر مشبك چهار پله بسيار زيبايي گذاشته شده كه از شاهكارهاي مسلم هنر چوبي اسلامي به شمار مي رود و شيوه كارهاي چوبي دوره تيموري و صفوي را دارد. اگر ساخت اين منبر هم زمان با بناي مسجد باشد، مي توان احتمال داد كه تاريخ بناي مسجد 936 هجري قمري بوده است. اگر چه مقايسه شيوه حجاري ستون ها و ديگر قسمت هاي سنگي مسجد، با شيوه حجاري اسبق، چنين نظر و حدسي را تائيد نمي كند. در مورد باني مسجد اطلاعات مستندي در دست نيست ولي طبق اظهار اهالي روستا، گويا اين مسجد به امر امام حسن (ع) ساخته شده است.

 

كتيبه ها و سنگ نبشته ها در شهرستان سراب

سنگ نبشته رازليق سراب
اين كتيبه بر صخره اي از كوه زاغان واقع در 12 كيلومتري شمال سراب در ناحيه رازليق كنده شده است. اندازه آن 80× 120 سانتي متر است و 16 سطر دارد.

سنگ نبشته متعلق به آرگيشتي دوم ( 685-730 ق. م)، پسر روساي اول است كه در فاصله سده هاي هشتم و هفتم قبل از ميلاد، به مناسبت تسخير همان قلعه كنده شده است.
سنگ نبشته قيرخ قيزلار (نشتبان)
سراب اين سنگ نبشته به خط ميخي و زبان اوراتويي بر روي صخره اي به درازاي 5/4 متر و پهناي 10/2 متر و ارتفاع 6/2 متر و به وزن 20 تن حك شده است. محل كتيبه، روستاي قيرخ قيزلار در شمال خاوري سراب مي باشد و تحت شماره 729 به ثبت تاريخي رسيده است. كتيبه بر قسمتي از سطح جنوبي سنگ به طور مسطح و صيقلي شده حك گرديده است. درازاي اين كتيبه 106 سانتي متر و پهناي آن 75 سانتي متر بوده و در 13 سطر منقور مي باشد و حد فاصل سطور با خطوط ممتد افقي مشخص شده است. قسمت اعظم سطر آخر و سه چهارم سطر دوازدهم و نصف سطور هشتم تا يازدهم و يك سوم سطر هفتم از بين رفته است. در وسط سطور نيز سوراخي به شكل C لاتين ديده مي شود. اين سوراخ و فرسايش حوالي آن تنيجه تماس دست مردم است كه اعتقاد به تقدس آن دارند و با كشيدن دست بر روي آن زيارت مي كنند. اين سنگ نبشته به خاطر موارد زير از اهميت ويژه اي برخوردار است.
- وجود معبد كلان سنگي (سنگ افراشت ها)
- يكي از بيست و يك قلعه اي كه شاه اوراتويي فتح كرد و به آتش كشيد. در شمال اين سنگ نبشته و در كنار معبد يا گورستان آن كلان سنگي قرار دارد كه مورد بررسي و تحقيق قرار نگرفته است.
- قايل شدن به قدرت ماورا الطبيعه به كتيبه دشمن كه سنتي تاريخي بوده است.

 

تپه هاي باستاني در شهرستان سراب

تپه باستاني امام چاي سراب
در شمال خاوري روستاي امام چاي سراب، تپه اي باستاني به نام امام چاي وجود دارد. مساحت تپه حدود 4000 متر مربع و ارتفاع آن از زمين هاي اطراف 20 متر است.
در نتيجه حفاري هاي غير مجاز و خاك برداري هاي زراعتي كه در اين تپه صورت گرفته، موارد زير مشخص شده است : تعدادي قبرهاي اسلامي، يك رگه با سفال هاي مختلف مربوط به هزاره اول قبل از ميلاد، يك رگه آثار خاكستر و زغال از يك آتش سوزي و يك دوره تاريخي با سفال هاي مختلف و خشت خام.
تپه باستاني قلعه جوق سراب
اين تپه در 2 كيلومتري شمال سراب در دهكده اي به همين نام واقع شده است. ارتفاع آن 30 متر است و مساحتي در حدود 20 هزار مترمربع (به شعاع 80 متر) دارد.

بيش از نصف اين تپه خاك برداري شده كه در نتيجه آن برش هاي مختلفي به وجود آمده است و باعث شده در بعضي قسمت هاي آن ديوارهاي بلندي به ارتفاع قريب به 5 متر پيدا شود. اين ديوارها از خشت هاي بزرگي كه در بناهاي مادي وجود دارد ساخته شده است. در اين تپه انواع سفال از دوران ماقبل تاريخ و هزاره دوم قبل از ميلاد و دوران پارت ها تا قرون اوليه اسلامي و سفال هايي مرصع در انواع مختلف پيدا شده است.

 

قلعه هاي باستاني در شهرستان سراب

آيي قلعه سي (بقاياي قلعه سنگي شيران) سراب
شيران روستايي از توابع خانمرود سراب مي باشد. در روستا قلعه سنگي كهني بر روي تپه قرار گرفته است. اين قلعه يك حوض سنگي بزرگ دارد كه جاي پاي چهار اسب در آن كنده شده و سه حوض سنگي كوچك نيز در نزديكي هاي آن وجود دارد. از ديوارهاي قلعه نيز آثاري به جا مانده است.

گورستانهاي باستاني در شهرستان سراب

گورستان بقعه شيخ اسحاق سراب
اين گورستان در جانب باختري بقعه شيخ اسحاق در روستاي خانقاه محال خانمرود واقع شده است. بر روي قبرها لوح، كتيبه، مجسمه، قطعه سنگ و ميل هاي حجاري شده گوناگوني نهاده شده و نشان مي دهد كه اين قبرها متعلق به قرون 9و 10و 11 هجري قمري است.

 

ميانه يكي از شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي است كه در ناحيه ي جنوب خاوري استان واقع شده است. ميانه كه در گذشته گرمرود گفته مي شد؛ به علت قرار گرفتن ميان اردبيل و زنجان؛ ميانه ناميده شده است. شهرستان ميانه يكي از قطب هاي مهم اقتصادي و كشاورزي آذربايجان شرقي است. بيش تر مردم اين منطقه به كشاورزي و دام داري اشتغال دارند. ارتفاعات بزغوش و تالاب ماهي آباد از جاذبه هاي طبيعي ميانه به شمار مي آيند. بناهاي تاريخي مانند مسجد ترك، كاروان سراي جمال آباد، پل هاي تاريخي، بقعه ها، قلعه ها و حمام روستاي ترك نيز از مكان هاي ديدني منطقه محسوب مي شوند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
ميانه كه در گذشته گرمرود گفته مي شد؛ به علت قرار گرفتن ميان اردبيل و زنجان ميانه ناميده شده است. ميانه يكي از شهرهاي تاريخي و كهن آذربايجان و ايران است. در سال 720 قبل از ميلاد در آذربايجان و كردستان امروزي، سرزمين ماننا قرار داشت و مركز آن در نزديكي درياچه اروميه بود. در مرزهاي اين سرزمين نواحي نيمه مستقلي وجود داشتند كه تابع ماننا بودند. مانند زيكرتو، (در ناحيه ميانه و اردبيل كنوني)، اندريا (در بخش سفلاي دره قزل اوزن) و سرزمين ديوك يا ديااكو، (به احتمال قوي، در بخش علياي دره قزل اوزن) ميانه پايگاه نيروهاي سلاطين و محل كسب فرامين آن ها بود. اوچ تپه كه امروز يكي از دهستان هاي اين شهر است، در زمان نادرشاه افشار قرارگاه لشكريان او بود. نادر در لشكركشي هاي خود بر عليه عثماني بيش تر در اين محل اقامت مي كرد. در زمان احمدشاه قاجار، ميانه يكي از مراكز حكومتي خاندان فيروز ميرزا فرمان فرماييان بود.
مشخصات جغرافيايي
ميانه مركز شهرستان ميانه، در درازاي خاوري 47 درجه و 43 دقيقه، پهناي شمالي 37 درجه و 25 دقيقه و در ارتفاع 1100 متري از سطح دريا واقع شده است. اين منطقه در 171 كيلومتري جنوب خاوري تبريز و در مسير راه اصلي ميانه – تبريز قرار دارد. ميانه از شمال به شهرستان سراب و اردبيل، از خاور به خلخال، از جنوب به زنجان و از باختر به شهرستان هاي بستان آباد و هشترود محدود مي شود. آب و هواي اين شهرستان معتدل و خشك است. راه هاي دسترسي به ميانه به اين قرار است : مسير راه اصلي تبريز – زنجان تا تبريز 171 كيلومتر و تا شهر زنجان 109 كيلومتر، راه فرعي ميانه – خلخال به درازاي 132 كيلومتر.

 

مساجد در شهرستان ميانه

مسجد سنگي ترك ميانه
روستاي ترك از توابع شهرستان ميانه يكي از روستاهاي قديمي استان است كه در اسناد تاريخي نام آن بارها مورد اشاره قرار گرفته است. در اين روستا مسجدي است كه نماي آن از سنگ هايي خوش تراش و كنده كاري شده بوده و كتيبه هايي كه تاريخ تعمير مسجد را مي رساند در آن نصب شده اند. مسجد به دفعات مورد مرمت قرار گرفته و آخرين بار در سال 1363 توسط ميراث فرهنگي استان نوسازي و مرمت شد. بر در و ديوار سنگي اين مسجد تاريخ 1016 قمري يعني دوران شاه عباس صفوي و نيز 1282 دوران ناصر الدين شاه قاجار به زبان هاي عربي و فارسي نقش بسته است. در كتيبه اي از سنگ هاي وسط دو پنجره مسجد، تاريخ تعمير آن و عبارتي در معرفي معمار و استاد بنا(عبدالوهاب) و باني مسجد (حاجي مراد تركي) حك شده است. محراب مسجد از اهميت خاصي برخوردار بوده و بسيار استادانه ساخته شده است. اين محراب از سنگي يك پارچه تراشيده شده و كنده كاري هاي ديدني دارد. در مورد تاريخ ساخت مسجد نظرات مختلفي وجود دارد. برخي بناي مسجد را به امام حسين (ع) مربوط مي دانند و برخي ديگر آن را به خاندان مغول، به ويژه سلطان الجايتو نسبت مي دهند.

 

كاروانسراها در شهرستان ميانه

كاروان سراي جمال آباد ميانه
اين بنا در دامنه روستاي جمال آباد، در 35 كيلومتري شهرستان ميانه واقع شده و از كاروان سراهايي است كه شاه عباس در طول راه ها مي ساخت.

 

پلها در شهرستان ميانه

پل گردنه شبلي ميانه
اين پل در پايين گردنه شبلي و نزديك روستاي سعيد آباد، بر روي يكي از شاخه هاي رودخانه تلخه رود (آجي چاي) در مسير تبريز- ميانه بر پا شده و از ساخته هاي اواخر دوره قاجاريه يا به نوشته «فرهنگ جغرافياي آذربايجان خاوري» مربوط به زمان ناصر الدين شاه قاجار است كه به هزينه شخصي به نام حاج محمد قزويني ساخته شده است. البته كارنگ در كتاب «آثار باستاني آذربايجان» باني پل سعيد آباد را تاجر معروف حاج شيخ جعفر قزويني متوفاي 1321 هـ. ق معرفي مي كند. پل گردنه شبلي به درازاي حدود 212 متر، از سه قسمت باختري، خاوري و مياني تشكيل شده است. قسمت باختري پل مشتمل بر 3 دهانه با طاق هاي نيم دايره است. هر كدام از اين دهانه ها 60/6 متر پهنا دارد. پل در اين قسمت، از سطح سنگ فرش بستر رودخانه، 5 متر ارتفاع و سطح گذر آن با احتساب جان پناه ها 10/7 متر پهنا دارد. قسمت خاوري پل، تنها مشتمل بريك دهانه به پهناي 60/6، ارتفاع 60/5 و پهناي 90/6 متر است. بين قسمت خاوري و باختري پل، ديواره سدي به درازاي تقريبي 150 و پهناي 30/9 متر قرار گرفته كه از طرفين و به فاصله هاي معين با جرزهاي نيم دايره تقويت شده و در دو جا، در زير آن، آبگذر كوچكي تعبيه شده است. بستر رودخانه در محل برپايي پل، سنگ فرش شده و پايه ها نيز در قسمت پايين، از سنگ هاي تراشيده به اشكال منظم ساخته شده اند. پايه ها در جهت مخالف و موافق جريان رودخانه داراي موج شكن هاي نيم دايره اي است كه تا سطح جان پناه ها بالا آمده اند. به غير از سطح سنگ فرش و شالوده پايه ها، بقيه پل با آجر هايي به ابعاد 5/4 × 21 × 21 سانتي متر ساخته شده است.
پل شهر چاي ميانه
اين پل در 12 كيلومتري جنوب شهر ميانه و در نزديكي تازه كند، بر روي رودخانه شهرچاي كه يكي از شعب رودخانه قزل اوزن است، بر پا شده و با توجه به ويژگي هاي معماري، احتمالا از آثار دوره صفويه است كه در دوره هاي بعدي، تعميرات و تغييراتي در آن صورت گرفته است. تاريخچه پل به طور دقيق معلوم نيست، ولي اطلاعاتي كه در سفر نامه هاي سياحاني نظير لسترنج، شواليه شاردن (1664 م)، جملي كارري ايتاليايي ( 1105 هجري) وجود دارد، نشانگر آن است كه پل مزبور از بناهاي تاريخي و قديمي اين شهر است. از متون فوق چنين استنباط مي شود كه بناي اوليه پل قبل از قرن هشتم هجري، يعني دوره حمد الله مستوفي بود، و در قرن 17 ميلادي يعني در زمان مسافرت شواليه شاردن رو به ويراني گذاشته است.
پل شهر چاي در مسير تهران – تبريز قرار گرفته و قبل از ساخت پل جديد، براي تردد در اين مسير مورد استفاده بوده است. پل مذكور، 269 متر درازا، 60/7 متر پهنا دارد و شامل 23 چشمه يا دهانه با طاق جناغي است (دو چشمه از 23 چشمه پل در دوره بعد ويران شده و به شيوه اي كاملا متناسب، با مصالح جديد، به صورت مسطح مرمت شده است). مصالح عمده پل را آجر تشكيل مي دهد كه در طاق، بدنه و قسمت زيادي از پايه ها به كار رفته و ملاط مصرفي در طاق ها گچ است. در پايه ها نيز تقريبا تا سطح آب رودخانه از سنگ تراش داده با ملاط ساروج استفاده شده است. ارتفاع پل تا سطح جان پناه ها به 25/5 متر مي رسد. پهناي چشمه ها مساوي و هر كدام 70/6 متر است. به جهت ارتفاع مساوي دهانه ها، سطح پل نيز مسطح و فاقد شيبي است كه در بيش تر پل هاي منطقه ديده مي شود. پايه هاي پل به ضخامت 3 متر در دو سو با آب برهايي مثلثي براي تسهيل جريان رودخانه ساخته شده است. بر روي پايه ها و بين چشمه ها، دهانه هاي كوچكتري براي كاهش وزن پل تعبيه شده كه در اصطلاح معماري بدان ها «كانه» يا «كنود» گفته مي شود. جلو اين دهانه ها به وسيله پشت بند سه طبقه منشوري شكلي مسدود شده و تنها روزنه هاي بيضي شكلي براي تهويه هواي داخل آن ها باقي مانده است. در طرفين ورودي هاي گذرگاه پل، ميل يا ستون هاي راهنمايي به ارتفاع 5/1 متر با سر ستون هاي چهار گوش مطبق تعبيه شده است تا عابران را به هنگامي كه مشكل ديد دارند، به سوي گذرگاه هدايت كند. هم چنين بر طرفين سطح گذرگاه، جان پناه هايي به ارتفاع 70 سانتي متر ساخته شده كه اين جان پناه ها در دوره هاي بعدي با آجر و سيمان بازسازي شده است. بر پيشاني يكي از طاق هاي مياني پل، سنگ نوشته مرمرين كوچكي نصب كرده اند كه مربوط به تعميرات در زمان نايب السلطنه عبالس ميرزا است. در ساخت پل از آجر هايي به ابعاد 5/4 × 20 × 20 سانتي متر استفاده شده است. اين پل به شماره 871 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل دختر ميانه
اين پل كه « قيز كور پي سي» و پل «قافلانكوه» نيز ناميده مي شود، در مسير جاده ميانه به زنجان، در 20 كيلومتري جنوب خاوري ميانه و جايي كه رودخانه قزل اوزن به دامنه خاوري قافلانكوه مي رسد، بر روي رودخانه قزل اوزن بر پا شده است. در خصوص تاريخ دقيق بناي پل، اطلاع كافي در دست نيست. به نظر پروفسور پوپ در كتاب بررسي هنرهاي ايران، تاريخ بناي پل به اواخر قرن پانزدهم ميلادي مي رسد. اسم معمار و حاكم حامي او حاج عباس بن الحاج محمد بن العباس و محمد روان بن عثمان القزويني ثبت شده است. شيند لر تاريخ احداث پل را در حدود سال 1882 ميلادي خوانده است. پل دختر ميانه در درازاي تاريخ بارها تعمير و بازسازي شده است كه مي توان به تعميرات سال 932 هجري توسط شاه بيگم، 1084 هجري، هم چنين در زمان آغا محمد خان قاجار و يكبار نيز بعد از شهريور 1320 شمسي اشاره كرد.

كتيبه منسوب به بناي اوليه پل، ناخوانا و غير قابل استفاده گشته است، اما بر اساس قرائت هوتوم شيندار – در سال 1882 ميلادي – در كتيبه (هر چند نمي توان به طور كامل به اين قرائت اعتماد كرد) تاريخ 888 ق و نام هاي حاج عباس بن الحاج محمود بن العباس القزويني و محمد روان بن عثمان القزويني بر آن ثبت شده بود. عناوين مذكور احتمالا مربوط به معماران پل بوده است. با قبول اين قرائت، ساختمان پل را مي توان از آثار دوره تيموري و قرن نهم هجري دانست. با اين حال، ادعاي تاريخ قديمي تري در مورد اين پل، چندان دور از انتظار نيست، به ويژه اگر در نظر داشته باشيم مسيري كه پل مزبور بر آن ساخته شده، در طول تاريخ، يكي از مسير هاي مهم ارتباطي بوده و ساخت پلي بر روي رود خا نه قزل اوزن در اين مسير، از همان ابتدا ضروري بوده است. سبك معماري پل نيز مي تواند آن را در زمره كارهاي دوره تيموري يا ايلخاني قرار دهد. پل دختر ميانه بر اساس كتيبه مرمرين موجود، در سال 933 ق توسط شاه بيگم بنت محمد بيگ موصللو تعمير و مرمت شده است. در اوايل دوره قاجار نيز ظاهرا به دستور آغا محمد خان قاجار، تعميراتي بر روي پل صورت مي گيرد.
سپس در سال 1313 ش طاق پل، شكست بر مي دارد كه همان سال توسط اداره كل باستان شناسي و با كمك اداره فرهنگ ميانه و اداره راه استان تعمير و مرمت مي شود. طاق بزرگ و مياني اين پل توسط فرقه دمكرات آذربايجان در روز 20 آذر ماه 1325 ش براي جلوگيري از پيشروي قواي دولتي، با مواد منفجره منهدم گشته كه تا به حال به همان صورت باقي است و براي عبور و مرور وسايل نقليه، پل جديدي در نزديكي پل قديمي بر پا كرده اند.
پل دختر ميانه، از نظر معماري و ساختمان، يكي از نمونه هاي برجسته هنر مهندسي و معماري اسلامي ايران به شمار مي آيد. اين پل به درازاي 120 و پهناي گذرگاه حدود 11 متر، داراي سه دهانه بزرگ باقوس جناغي است. جهت پل، خاوري – باختري است و ارتفاع آن در بلندترين قسمت حدود 16 متر مي باشد. پايه هاي پل، از سنگ هاي تراشيده و با استحكام كامل ساخته شده و در هر دو جهت موافق و مخالف جريان رودخانه، آب برهايي مثلثي شكل براي تسهيل عبور جريان آب دارد. بر روي اين پايه ها و حد فاصل دهانه ها، دهانه يا آب گذرهاي كوچكتري قرار داده اند كه علاوه بر كاهش وزن پل و صرفه جويي در مصالح، آب هاي طغياني را از خود عبور داده، اثرات تخريبي طغيان هاي رودخانه را كاهش مي دهند. بر بالاي اين دهانه ها، طاق نمايي كم عمق، و در دو جانب آن ها، آب برهاي چند ضلعي كوچك تري ساخته شده كه تا نزديكي سطح پل بالا مي آيد. اين آب برها علاوه بر اين كه پشت بند ديواره محسوب مي شود، در جريان طغيان هاي شديد رودخانه، آب را به درون دهانه هاي بزرگ و كوچك هدايت مي كند. بر روي فاصله بين پايه ها، طاق هاي جناغي متناسب و مستحكمي بر پا داشته اند كه متاسفانه طاق مياني منهدم شده است. طاق مياني، از ديگر طاق ها بزرگ تر و پهناي آن حدود 60/22 متراست. پهناي دهانه خاوري و باختري نيز به ترتيب 30/17 و 16 متر مي باشد. ارتفاع تيزه دهانه مياني احتمالا حدود 12 متر بوده و ارتفاع تيزه دو طاق خاوري و باختري به ترتيب 10و 6/8 متر است. براي كاهش وزن پل، ماندگاري آن و هم چنين صرفه جويي در مصالح، به جاي انباشتن فضاي بين دهانه ها و زير سطح گذر گاه پل، علاوه بر دهانه هاي كوچك آبرو، فضا هاي طاقداري در محور طولاني پل و زير سطح آن در نظر گرفته است. در محل شكستگي پل مي توان اين فضا هاي طاقدار را، هر كدام به پهناي 6/2 و ارتفاع حدود 3/3 متر مشاهده كرد. سطح گذرگاه پل كه پهناي زيادي دارد، به گونه منظمي با سنگ، فرش شده و در كنار ه هاي آن، جان پناه هايي ساخته شده است. در دو سوي ابتدا و انتهاي گذرگاه پل، ميل هاي راهنمايي به ارتفاع حدود 50/2 متر ساخته شده تا در مواقعي كه مشكل ديد وجود داشته، مسافران را به سوي گذرگاه هدايت كند. اين پل داراي دو كتيبه تاريخي است. كتيبه اول، آجري و به شكل مربع به ضلع 2 متر و به نسخ است كه خطوط آن به مرور زمان ناخوانا شده است. اين كتيبه بر روي پايه مياني قرار دارد و احتمالا مورخ 888 ق است. كتيبه دوم، در سمت چپ پل، سنگ نوشته مرمريني مورخ 933 ق و مربوط به تعميرات آن است. اين بنا به شماره 87 به ثبت رسيده است.

 

حمامها در شهرستان ميانه

حمام روستاي ترك ميانه
اين بنا در مجاورت ميدان و مسجد سنگي روستاي ترك، واقع در 23 كيلومتري شمال ميانه، واقع گرديده و از آثار دوره قاجاريه (احتمالا قرن سوم هجري) به شما رمي آيد. بناي حمام مشتمل بر سر بينه، گرم خانه، خزينه و فضاهاي مرتبط به آن هاست كه با پوشش هاي طاق و گنبدي مسقف شده اند.

بستان آباد

شهرستان بستان آباد در محل شهر باستاني و گمشده «اوجان» بنا شده است. بستان آباد از كشاورزي و دام داري نسبتا" خوبي برخوردار است و اهالي اين منطقه اغلب به شغل هاي كشاورزي و دام داري اشتغال دارند. برخي صنايع نيز در اين منطقه ايجاد شده است. بستان آباد از روزگار كهن همواره به واسطه چشمه هاي آب معدني مورد توجه و مشهور بوده همه ساله تعداد بسياري از مردم ايران براي استفاده از آب هاي معدني به اين خطه مي آيند. آب گرم معدني بستان آباد، كوه هاي بزغوش، غارآق بولاق و بركه قوري گل از جاذبه هاي طبيعي شهرستان بستان آباد به شمار مي آيند. شهرستان بستان آباد گونه هاي مختلفي از حيات وحش را در خود جاي داده است. اين گونه ها شامل پستانداران، پرندگان وآبزيان است.گرگ، روباه، خرگوش، شغال و گرگ، چيل، لك لك، لاشخور، سار، تيهو و چلچله از اعضاي حيات وحش اين منطقه به شمار مي روند

هشترود از قدمتي ديرينه و كهن برخوردار است، در دوره ي ساسانيان از روستاهاي مهم منطقه بوده و در طول تاريخ بارها تخريب و دوباره بازسازي شده است. اساس اقتصاد اين منطقه بر كشاورزي و دام داري استوار بوده و محصولات مختلف كشاورزي و باغي در اين شهرستان به عمل مي آيد. صنايع دستي و كارخانه اي نيز مهم ترين صنايع شهرستان هشترود را تشكيل مي دهند. كوهستان سهند و تالاب هاي متعدد شهرستان هشترود از جاذبه هاي طبيعي اين منطقه و قلعه ضحاك كه يكي از معروف ترين و قديمي ترين قلعه هاي استان آذربايجان شرقي است، از جاذبه هاي تاريخي اين ناحيه به شمار مي آيد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام اوليه هشترود تا قرن حاضر ‹‹سراسكندر›› بوده كه از وجه تسميه آن اطلاعي در دست نيست. بعدها به نام سرسكن ( سر جدا كردن ) ناميده شده است. اين نام نيز بعد ها تغيير كرده و به علت وجود 8 رودخانه در منطقه به نام هشترود ناميده شده است. شهرستان هشترود داراي قدمتي ديرينه و كهن است كه در دوره ساسانيان از روستاهاي مهم منطقه بوده و در طول تاريخ بارها تخريب و دوباره بازسازي شده است.

مشخصات جغرافيايي
شهرستان هشترود از شمال به شهرستان بستان آباد، از خاور به ميانه، از جنوب خاوري به زنجان، از جنوب به شاهين دژ، از جنوب باختري به مياندوآب و از باختر به شهرستان مراغه محدود مي شود. آب و هواي هشترود نسبتا سرد و خشك است. هشترود در 47 درجه و 03 دقيقه درازاي خاوري و 37 درجه و 28 دقيقه پهناي شمالي و در ارتفاع 1660 متري از سطح دريا واقع شده است. اين منطقه در مسير اصلي قره چمن – مراغه قرار گرفته و 119 كيلومتر تا تبريز و 94 كيلومتر تا شهر مراغه فاصله دارد.