معرفی وبلاگ
سلام ،‌ خوش آمديد . در اين وبلاگ موضوعات زير مطرح مي شوند : اطلاعات ايران شناسي (معرفي شهرهاي ايران به تفكيك هر استان) - تاريخ ايران - ادبيات ايران زمين - جغرافياي ايران - گالري تصاوير و ... منابع وبلاگ => نرم افزار مرز پر گهر - سايت هاي : نماي ايران ، كتاب اول ، ساجد ، سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان ، پارست ، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، گنجور دات نت
لينك دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 399487
تعداد نوشته ها : 2572
تعداد نظرات : 60
Rss
طراح قالب

موسسه تبيان - ايران شناسي

Translate
لينك دوستان تبياني
پيج رنك

اسفراين يكي از شهرستان‌هاي استان‌خراسان‌شمالي است‌كه‌از‌قابليت‌هاي بالاي گردشگري برخوردار است. مردم اسفراين، نيكوكار، پاك انديش و سخت كوش هستند. زكريا قزويني، نويسنده «آثار البلاد و اخبار العباد» درباره اخلاق وعادت هاي مردم اين شهر مي گويد: «اسفراين شهري است مشهور در سرزمين خراسان، مردمانش خيرانديش و نكوكارند و مردم آزاري ندارند» مردم اسفراين پيرو دين اسلام و مذهب شيعه جعفري هستند، و از تيره هاي تات (فارس)، ترك و بربري تشكيل يافته‌اند. اين شهرستان در سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 هـ . ش 118.581 نفر جمعيت داشته،‌ و از اين شمار 58.978 نفر مرد و 59.603 نفر زن بوده اند. مردم اسفراين به زبان هاي فارسي، تركي و كردي سخن مي گويند. مهم ترين صنايع دستي اسفراين، پارچه‌بافي، قالي و قاليچه‌بافي، جاجيم و گليم‌بافي است.
گليم بافي از هنرهاي دستي پيشين مردم شهرستان اسفراين است. در بيش‌تر نقاط اين شهرستان گليم را پلاس مي گويند. بافت آن به وسيله كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است. به‌واسطه رونق فرش بافي گليم بافي و نمد مالي، رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. آثار تاريخي و مكان هاي ديدني متعددي در اين شهرستان وجود دارند.
مكان هاي ديدني و تاريخي
آرامگاه شيخ آذري درجنوب شهر اسفراين، آرامگاه شيخ شاه علي اسفرايني، آرامگاه شيخ عبدالرحمان مجد الدين اسفرايني، امام زاده احمدرضا در 40 كيلومتري باختر اسفراين، امام زاده شاهزاده جعفر درروستاي كوشكي، امام زاده عبدالله در 30 كيلومتري باختر اسفراين، امام زاده معصوم در شمال روستاي گورپان، امام زاده موسي در شهر اسفراين، بند مهار در 2 كيلومتري جنوب خاور روستاي كلاته سنجر و در جنوب شهرستان اسفراين، تپه سارمران در 500 متري جنوب روستاي سارمران، حسين بن رضا و علي ابن حسن در شمال روستاي جهان، خانقاه آردين، خانقاه ابوبكر، در دهيك، سيد سلطان مظفر درشمال روستاي چهاربرج، شاهزاده اسحاق در روستاي رويين، شاهزاده زيد در گوشه شمالي روستاي توس در باختر اسفراين، شاهزاده قاسم، شهر بلقيس يا شهر خرابه در 3 كيلومتري شهر كنوني اسفراين، شيخ محمد رشيد الدين در 32 كيلومتري شمال خاوري شهرستان اسفراين، كنار روستاي بيدواز، غار نوشيروان، غار عبادتگاه شيخ احمد ذاكر درروستاي گورپان، فقت دژ در شمال خاوري اسفراين، قلعه آردئين، قلعه ابدالي، قلعه صعلوك دردامنه هاي بلندي هاي آلاداغ، ‌در باختر اسفراين، قلعه قلي، قلعه قيصر در سه كيلومتر پايين تر از روستاي بيدواز، قلعه كهنه حسن آباد در كنار رود حسن آباد، در شمال خاوري اسفراين، قلعه گبر حصار، گرمه بزنج و معصوم زاده در آبادي هاي فريمان برخي از نقاط ديدني وتاريخي شهرستان اسفراين را تشكيل مي دهند.

مشخصات جغرافيايي
شهرستان اسفراين، پا پهنه اي حدود 5.345 كيلومتر مربع، در شمال باختري استان خراسان، در دامنه‌هاي جنوبي كوه‌هاي آلاداغ و جنوب و جنوب باختري كوه شاه جهان، از نظر جغرافيايي در 40 درجه و 36 دقيقه تا 17 درجه و 37 دقيقه پهناي شمالي و 57 درجه و 56 دقيقه تا 7 درجه و 57 دقيقه درازاي خاوري و بلندي 3032 تا 1000 متر از سطح دريا قرار دارد. بخش هاي شمالي ناحيه اسفراين به دليل كوهستاني بودن، داراي آب و هواي معتدل كوهستاني است، اما بخش هاي جنوبي و جنوب باختري آن، به دليل نزديكي به كوير، تابستان هاي گرم و خشك و زمستان هاي سردي را داراست. بيش ترين بارندگي اين ناحيه در فروردين ماه با 5/46 ميليمتر و كم ترين بارندگي در مرداد ماه با 7/1 ميلي‌متر است. فاصله هوايي آن تا تهران، 575 كيلومتر است. اين شهر تا مشهد 311، تا قوچان 176، تا بجنورد 63، تا تهران 772 و تا سبزوار 83 كيلومتر فاصله زميني دارد. برابر با سرشماري سال 1375 جمعيت شهرستان اسفراين 118581 نفر برآورد شده است كه از اين تعداد 41062 در مركز اين شهرستان ساكن هستند.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
اسفراين از روزگار كهن تا كنون به نام هاي گوناگوني مانند «مهرگان»، «مهرجان»، «ميان آباد»، «سپهرآيين»، «اسپرآيين»، «اسپراين»، «اسبراين»، و «زابرين» ناميده شده است. نام نخستين اسفراين را «مهرگان» خوانده اند كه در عربي به «مهرجان» تبديل شده است. عرب ها به خاطر زيبايي و شادابي كه اسفراين داشت و يادآور سرسبزي و خرمي يمن بود، آن را به نام كشور سبا، «بلقيس» ناميدند. اما اين نام، نامي تشريفاتي بوده و اندك اندك فراموش گشت. شماري از نويسنده گان و تاريخ نگاران براين باورند كه اين شهر را اسفنديار بنا نهاده و از اين رو آن را اسفراين خوانده اند، كه به نظر مي رسد اين داوري بر پايه روايت هاي اساطيري باشد. برخي از زبان شناسان نيز بر اساس ريشه هاي لغوي اين نام را برگرفته از «سپهر آيين» به معناي آيين آسماني مي دانند.

اسفراين، مانند ديگر شهرهاي خراسان جزو نخستين مراكز جمعيتي است، كه آريايي ها پس از ورود به ايران، در آن جا ساكن شده اند. اين سرزمين بخشي از سرزمين پارت باستاني بوده و در روزگار اشكانيان، از آبادي هاي مهم «ابرشهر» يا نيشابور به شمار مي آمده است. در دوران ساساني شاهزاده گان اين خاندان در آن رفت و آمد مي كردند. در 31 هـ . ق در روزگار خلافت عثمان بن عفان، اسفراين به دست عبدالله بن عامرگشوده شد. در 205 هـ . ق، طاهر ذواليمينين، فرمانرواي خراسان شد و در 207 هـ . ق،‌ در مسجد جامع نيشابور، هنگام ايراد خطبه، از خليفه نامي نبرد و نخستين حكومت مستقل ايراني را در دوران اسلامي به وجود آورد. اسفراين در اين زمان، بخشي از نيشابور شمرده مي شد. يعقوب ليث صفاري، پس از گشودن بلخ، باميان و گرديز در شعبان سال 259 هـ . ق، ‌از راه قهستان و قاين، رهسپار نيشابور شد و آن ناحيه و پيرامونش، از جمله اسفراين را به قلمرو حكومت خود افزود. اسفراين درزمان حكومت امير نصر ساماني (301 – 331 هـ . ق) و جانشينانش تابع نيشابور و جزو حكومت آنان بود.
پس از چيره گي سلجوقيان بر خراسان، بيغو حكمران هرات، نيشابور و اسفراين شد. در اين دوران، اسفراين مورد تاخت و تاز غزها قرار گرفت و در روزگار سنجر (548 هـ . ق) مورد چپاول اين قوم قرار گرفت. در سال هاي 617 و 725 هـ . ق نيز به ترتيب مغولان و تيمور لنگ اسفراين را مورد هجوم و غارت قرار دادند.
جنبش سربداري در سال 737 هـ . ق، به دنبال مرگ ايلخان ابوسعيد، نخست در سبزوار و به زودي اسفراين، جاجرم و بيارجمند پا گرفت. از اين پس امير عبدالرزاق، به نام خويش سكه زد و آيين شيعه دوازده امامي را استوار گردانيد. اسفراين در دوران صفوي در قلمرو آنان بود و گاه توسط اوزبكان مورد تاخت و تاز قرار مي گرفت. در ناملايمات پس از صفويه، مردم به محل كنوني شهر اسفراين كه در آن روزگار «ميان آباد» ناميده مي شد، كوچ كردند. در دوران قاجاريه، حكومت اسفراين از سوي شاهان قاجار، در دست بزرگان شادلو بود.

 

عمارات و محوطه هاي باستاني درشهرستان اسفراين

زادگاه نوشيروان (فقت دژ) اسفراين
در شمال خاوري‌اسفراين، روستاي نوشيروان زادگاه سلطان انوشيروان واقع شده است. در قسمت خاوري آن حصاري محكم كه به نام «فقت دژ» معروف است، وجود دارد . بناي اين محل را به قباد فيروز نسبت مي‌دهند. آثار خرابه‌هاي آن در حال حاضر، بر روي تپه‌اي كه بين قريه نوشيروان و دنج قرار دارد ، به چشم مي‌خورد و بين اهالي آن منطقه به نام «عليقيچ نوشيروان» معروف است. آثار مكشوفه ناشي از حفاري‌هاي انجام شده در اين ناحيه به دوران‌هاي قرون اوليه اسلامي و مغول تعلق دارند. از آن جمله مي‌توان به مجسمه بودا كه جنس آن از مفرغ است و هم چنين به كاسه عودسوزي كه با اشكال هندسي و خط كوفي تزيين شده ، اشاره نمود.

بازمانده‌هاي شهر بلقيس اسفراين
شهر بلقيس كه در حقيقت خرابه‌هاي شهر قديمي اسفراين است ، در 3 كيلومتري شهر فعلي و سمت راست جاده سبزوار ـ اسفراين واقع شده است. در جريان حفاري‌هايي كه در اين شهر خرابه صورت گرفته،‌‌سفال‌هايي به دست آمده است كه به دوران صفويان تعلق دارند. ليكن با توجه به اين كه شهر قديم اسفراين پيش از اسلام نيز وجود داشته و حتي پس از اسلام هم شهري آباد بوده است، به نظر مي‌رسد كه شهر بلقيس بسيار پيش‌تر از دوران صفويه ساخته شده باشد. كشف آثار به دست آمده كه مربوط به دوره صفويه است ، نمي‌تواند دليلي بر ساخت اين شهر در دوران صفوي باشد. به احتمال زياد ، در اين دوره شهر مجدداً بازسازي شده و تا زمان نادرشاه به حيات خود ادامه داده است .

 

آرامگاه ها،امامزاده ها و زيارتگاه ها درشهرستان اسفراين
بقعه شيخ محمد رشيد الدين بيدوازي
اين بقعه در 32 كيلومتري شمال شرق شهر اسفراين و در حاشيه روستاي بيدواز قرار داردو هشت وجهي و گنبد دار است. از امتيازات اين بنا كتيبه هايي نفيسي است كه با گچ و در دو رديف در ارتفاع 3 متري و 6 متري بدنه داخلي اجرا شده است. از جمله نفايس ديگر آن، در هاي چوبي و صندوق بقعه است كه با ظرافت و استادي ساخته شده است. بقعه بيدوازي كه با سنگ و ملاط گچ بنا شده و متعلق به قرن نهم هجري مي باشد، در دوران صفويه مرمت شده است.

شيروان‌در زمان اشكانيان در زمره قلمرو آنان‌قرار داشته و وجود گورهاي زرتشتي و آثار تاريخي در نقاط گوناگون ناحيه شيروان، نه تنها بر شناخت رويدادهاي تاريخي شيروان در پيش از تاريخ كمك مي نمايد، بلكه آبادي و اهميت اين شهر را در آن زمان نشان مي دهد. مهم‌ترين صنايع دستي مردم شيروان را فرش‌بافي، خرسك، قاليچه، گليم، جاجيم بافي، نمدمالي، پوستين دوزي، بافتن دست‌كش، جوراب، شال‌گردن، كلاه، پايتابه، چوخه، چوخا، كيسه حمام، خورجين و جوال تشكيل مي‌دهد. فرش بافي و قاليچه بافي و خرسك نيز در ميان مردم اين شهرستان رايج است.قالي هاي بافته شده بيش‌تر با طرح قالي مشهد و نقش‌هاي ترنج عرضه مي‌شود. كلاه يا عرقچين به گونه نيم‌كره است و نقش‌هاي مرتب و جالبي با ابريشم روي آن ايجاد مي‌شود نقش‌هاي جودانه، علقيش، دندون موشي و گل جقه اي عرضه مي‌شود. گليم را در شيروان پلاي هم مي گويند بافت آن به وسيله كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين است به واسطه رونق فرش بافي گليم بافي رونق يافته است. در شيروان نوازندگان حرفه اي را بخشي مي گويند . اين نوازندگان محلي معمولا در صدر مجلس مي نشينند و به عنوان مقدمه حتما شعري از شاعر معروف ترك زبان(نوايي) مي خوانند. اماج كماج و عقيقه دو غذاي معروف محلي شهرستان شيروان است
مكان هاي ديدني و تاريخي
مكان هاي تاريخي و ديدني شهرستان شيروان عبارت اند از آرامگاه بي‌بي حنيفه، آرامگاه تيموري در 6 كيلومتري شيروان، آرامگاه معصوم زاده امام يحيي، امام زاده حمزه در 6 كيلومتري شمال باختري شيروان، امام زاده محمد رضا، برج و باروي تيموري، تپه ارگ در جنوب باختري شهر كنوني شيروان، تپه (قلعه) اسرار، تپه زيارت، تپه ماسوره شيروان، حسنيه حاج آخوند، شهرپيشين، غار پوستين دوز، غار كافر، قزلرقلعه زيدر، قزلرقلعه زوارم، قزلرقلعه اوغار، قزلرقلعه تفتازان، گمرك تپه و گبرخانه.

مشخصات جغرافيايي
شهرستان شيروان با پهنه اي حدود 2279 كيلومتر مربع، در شمال استان خراسان، در مسير راه مشهد – بجنورد قرار دارد. اين شهرستان از سوي شمال به جمهوري تركمنستان، از باختر به شهرستان بجنورد، از خاور به شهرستان قوچان و از جنوب به شهرستان اسفراين محدود است. اين شهرستان آب و هوايي كوهستاني با زمستان هاي سرد – خشك و آرام دارد. بيش ترين درجه حرارت اين ناحيه از 38+ و كم ترين درجه حرارت نيز، 20- درجه سانتيگراد مي باشد. شهر شيروان در مسير راه آسفالته اصلي مشهد – گرگان، از نظر جغرافيايي در 37 درجه و 23 دقيقه و 30 ثانيه پهناي شمالي و 57 درجه و 54 دقيقه و 30 ثانيه درازاي خاوري و بلندي ‌1160 متر از سطح دريا قرار دارد. شيروان از مركزيت ويژه اي برخوردار بوده و داراي راه هايي، به شرح زير است:

1- راه شيروان – قوچان – مشهد، به درازاي 200 كيلومتر
2- راه شيروان – بجنورد، به درازاي 60 كيلومتر
3- راه شيروان – درگز، به درازاي 180 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
در مورد نام‌گذاري شهر شيروان، داوري هايي وجود دارد. برخي آن را به شيرباناني منسوب مي دانند ه در سده هاي گذشته در جنگل هاي ناحيه شيروان به شكار و نگاهداري شير اشتغال داشته اند. از سوي ديگر عده اي شيروان را به نقش شيري وابسته مي دانند، كه شكل آن، در دامنه شمالي كوه «اغزقاپوقلي» ديده مي شود. كوه هاي قراول، چنگه و اغزقاپوقلي در نزديكي و جنوب شهر شيروان قرار دارند و روي هم رفته به شيركوه سرشناس هستند. سنگ تشكيل دهنده شكل شير، با ديگر سنگ هاي كوه اغزقاپوقلي از نظر جنس، گونه و رنگ تفاوت دارد و هر بيننده اي، اين وجه تمايز شكل شير را مي بيند. با توجه به آثار تاريخي و گورهاي زرتشتي اي كه در اين ناحيه وجود دارد، كهن بودن شهر تأييد گشته و اين وجه تسيه درست تر به نظر مي رسد.

شيروان‌در زمان اشكانيان در زمره قلمرو آنان قرار داشته و وجود گورهاي زرتشتي و آثار تاريخي در نقاط گوناگون ناحيه شيروان، نه تنها بر شناخت رويدادهاي تاريخي شيروان در پيش از تاريخ كمك مي نمايد، بلكه آبادي و اهميت اين شهر را در آن زمان نشان مي دهد. شهرهاي خراسان، از جمله شيروان، بين سال هاي 31 و 32 هـ . ق، در روزگار خلافت عثمان، به دست مسلمانان افتاد. در زمان حكومت طاهريان، صفاريان و سامانيان، شيروان يكي‌از آبادي‌هاي پر‌جمعيت و آباد بوده است. سلطان محمود غزنوي در بازگشت از هندوستان از مسير راه مشهد - طرقي - شيروان، يك شبانه روز در روستاهاي دهستان گليان شيروان،‌ اردو زده است؛ به طوري كه اين محل را تخت سلطان محمود نيز مي نامند. مغولان در 618 هـ . ق، شهرهاي خراسان، از جمله شيروان را گشودند و به كشتار و چپاول پرداختند. شيروان در 874 هـ . ق، به دست تيمورلنگ افتاد.
شيروان در زمان صفويه از اعتبار و اهميت ويژه اي برخوردار شد و در زمان شاه عباس بزرگ، كردان جنگجو به اين ناحيه كوچ كردند. شاه عباس صفوي چند بار، از جمله در 1007 هـ . ق، به خراسان كه مورد تاخت و تاز مردمان گوناگون بود و هم چنين به شيروان، مركز حكومت ايلخاني سفر كرده است. نادرشاه افشار در 24 شوال 1148 هـ . ق، به پادشاهي رسيد و رضاقلي ميرزا، پسرش را فرمانرواي خراسان، از جمله شيروان كرد.
در 1210 هـ . ق، آقا محمد خان قاجار هنگام رفتن به مشهد، از شيروان گذشت و امير گونه خان، حاكم شيروان نسبت به وي اعلام وفاداري كرد. در روزگار محمد شاه قاجار، شيروان يكي از نواحي مهم درگيري هاي حاكمان محلي، از جمله حاكمان شيروان و بجنورد بود. ناصرالدين شاه قاجار، دوبار در سال هاي 1284 و 1300 هـ . ق، به خراسان سفر و از شيروان نيز ديدن كرد.

شهرستان جاجرم يكي از شهرستان هاي استان خراسان شمالي است. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان‌قالي‌و قاليچه بافي است. توليد قاليچه در اين منطقه با طرح‌هاي مشهدي، محلي در نقش‌هاي لچك و ترنج و … و رنگ‌هاي لاكي، قهوه اي و قرمز و …. انجام مي شود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان جاجرم با وسعت 7650 كيلومتر مربع در شمال باختري استان خراسان واقع شده است. از طرف شمال به شهرستان بجنورد، از طرف شمال باختري به استان گلستان، از طرف جنوب و باختر به شهرستان شاهرود ( استان سمنان) و از طرف خاور به شهرستان‌هاي اسفراين و سبزوار محدود مي‌شود. شهرجاجرم مركز شهرستان در 5623 و طول جغرافيايي و 36 درجه و 57 دقيقه عرض جغرافيايي واقع شده است. جمعيت اين شهرستان در سرشماري سراسري سال 1375 جزو جمعيت شهرستان بجنورد محاسبه شده است.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
مستشرقيني چون راولينسون و پيگولوسكايا، هكاتم پوليس يا شهر صد دروازه را در حوالي جاجرم همان هكاتم پوليس باشد، پايتخت اشكانيان در پادشاهي تيرداداول است

درباره شهرستان مانه وسملقان
شهرستان مانه و سملقان يكي از شهرستان هاي استان خراسان شمالي است كه در خاور اين استان واقع شده است. دشت مانه در اين شهرستان در شمال دشت بجنورد واقع شده و به صورت ناوديسي است كه در جهت جنوب خاوري ـ شمال باختري امتداد يافته و دره بخشي ميانه رودخانه اترك از اين دشت مي‌گذرد. اين دشت از تپه‌ ماهورهاي متعدد با قوس‌هاي منظم و به طور متوالي با شيب ملايم و متعدد به وجود آمده است. به علت كمي رطوبت و پوشش گياهي تخريب مكانيكي در دشت شديد است كه به صورت عامل غالب در اين ناحيه عمل نموده است و هم‌چنين وجود شن و تپه‌هاي ماسه‌اي در برخي از نواحي دشت دلالت بر فرسايش نوع بادي را دارد. دشت سملقان نيز در باختر شهرستان بجنورد و در قسمت جنوبي حوزه اترك مياني واقع شده است . اين دشت از شمال به دره اصلي اترك و از خاور به دشت بجنورد و از جنوب به دشت شوقان و از باختر و شمال باختري به دشت قره‌ميدان محدود است. شبكه هيدروگرافيك نظم معين دشت را از بين برده و آبراهه‌ها در يك‌يگر راه پيدا كرده‌اند و شكل كلي آن‌ها به صورت شبكه‌هاي موازي و يا به شكل بادبزن هستند. رودخانه سملقان از ارتفاعات باختري آلاداغ در حوالي شيرآباد سرچشمه مي‌گيرد و در محل روستاي پيش قلعه به اترك مي‌ريزد. بخش مانه بخشي از بزرگ ناوديس خاور به شمال باختر است كه شيل‌هاي سياه حاوي كنكرسيون رس آهن‌دار به ضخامت 700 الي 500 متر منطقه را پوشانده است. بخش سملقان شامل مارن و آهك‌هاي نازك لايه قيري و پيريتي آمونيست داراست و بخش قره ميدان به صورت چاله‌اي است كه به علت دو گسل در حاشيه شمالي و جنوبي دشت، شكل گرابن (فروزمين) در امده است .

 

قلعه ها،برجها و آتشكده ها درشهرستان جاجرم

قلعه جلال الدين جاجرم
اين بناي سنگي تقريباً در ميانه گرمه و جاجرم( كمي نزديكتر به گرمه) بر بالاي كوه مرتفعي قرار گرفته است كه اطراف آن را دشتهاي وسيع احاطه كرده است. از فاصله هاي دور حالت مخروطي بودن كوه و موقعيت قلعه روي آن نظر هر بيننده را به خود جلب مي كند . براي دسترسي به اين اثر عظيم بجز يك راه از حاشيه چشمه كه مستقيماً به ورودي قلعه منتهي مي شود. راه ديگري وجود ندارد وبجز به صورت پياده و يا بااستفاده از چهار پايان امكان دسترسي به آن ممكن نيست.طرح كلي اين بنا شش ضلعي است و در هر ضلع آن يك برج دايرهاي شكل وجود دارد در ديواره هاي خارجي و بلند اين بنا و در بعضي از قسمتهاي شمالي از ناهمواريهاي كوه نيز استفاده شده است. سنگهاي بكار رفته در نماي خارجي بنا تقريباً از سنگهاي صاف مي باشد. ارتفاع ديوار خارجي در برج ها از بيرون حدود 15 متر و قطر آن 5 متر است.

نگاهي كوتاه به شهرستان فاروج

فاروج كوچك ترين شهرستان استان خراسان شمالي است كه در ناحيه‌ي باختر استان و در كنار قوچان از استان خراسان رضوي قرار گرفته است. اين شهرستان حدود 60 هزار نفر جمعيت دارد و در???كيلومتري درجه خاور بجنورد، قرار گرفته است.

شهرستان بجنورد يكي از مهم ترين شهرستان هاي استان خراسان شمالي است كه داراي مردماني سخت كوش، پاك انديش، مهمان نواز و از نژاد آريايي هستند. همه آن ها مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري بوده و به‌فارسي،كردي و تركي سخن مي گويند. شهرستان بجنورد در سرشماري عمومي نفوس و مسكن 1375 هـ . ق داراي 415،321 نفر جمعيت بوده است. مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان فرش و قاليچه بافي است با طرح‌هاي كردي، تركمني، گليم و جاجيم بافي (پلاي بافي) است. فرش و قاليچه بافي از مهم‌ترين صنايع دستي اين شهرستان است اغلب قالي‌ها و فرش‌هاي اين شهرستان با طرح‌هاي كردي و تركمني بافته مي‌شوند. گليم‌اين‌منطقه‌به‌نام پلاي معروف است بافت آن به وسيله كارگاه‌هاي افقي و در روي زمين بوده و‌ به واسطه‌ي رونق فرش بافي گليم بافي و نمد مالي، رنگرزي هم رونق دارد. گليم مرغوب از پشم و گونه نامرغوب از رشته پتوي كهنه با رنگ آميزي استفاده مي‌شود. جاجيم بافي نيز به يك گونه پارچه زبر كه جنبه فرش دارد، گفته مي شود.
آرامگاه سلطان سيدعباس، تالار آيينه، شهر تاريخي جرمگان و نارين قلعه مهم ترين بناهاي تاريخي و مكان هاي ديدني شهرستان بجنورد را تشكيل مي دهند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان بجنورد، با پهنه اي حدود 17.245 كيلومتر مربع، در شمال باختري خراسان، از نظر جغرافيايي بين 20 درجه و 38 دقيقه تا 42 درجه و 36 دقيقه پهناي شمالي و 50 درجه و 57 دقيقه تا 2 درجه و 56 دقيقه درازاي خاوري، در بلندي 1210 متري از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به كشور تركمنستان، از خاور به شهرستان هاي شيروان و اسفراين، از جنوب به شهرستان هاي اسفراين، سبزوار و استان سمنان، و از باختر به شهرستان هاي گنبد كاووس استان گلستان و شاهرود استان سمنان محدود است. فاصله مركز اين شهرستان (شهر بجنورد) تا مشهد از طريق راه آسفالته 244 كيلومتر است. آب و هواي اين شهرستان نيمه معتدل و مرطوب با زمستان هاي سرد و تابستان هاي گرم است. ريزش باران از اواخر مهرماه آغاز و تا ميانه آذر ماه ادامه دارد و ريزش برف از ميانه آذر ماه تا پايان اسفند ماه هر سال صورت مي گيرد. به اين ترتيب بيش ترين درجه حرارت در تابستان 40 درجه بالاي صفر و كم ترين آن در زمستان ها 15 درجه زير صفر است. ميانگين باران ساليانه آن به 250 ميلي متر مي رسد. مسيرهاي دسترسي به شهرستان بجنورد عبارت اند از:

1- راه آسفالته درجه يك بجنورد – مشهد، به درازاي 244 كيلومتر
2- راه آسفالته درجه يك بجنورد – تهران به درازاي 700 كيلومتر
3- راه شني بجنورد – اسفراين، به درازاي 63 كيلومتر
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام قديم بجنورد در اصل «بيژن گرد» كه نامي باستاني است،‌ بوده است. از آن جا كه «گرد» به معني شهر و آبادي است، بجنورد به «شهر بيژن» معني مي شود. بيژن گرد به مرور زمان به «بوزن گرد»، «بوزن جرد» و «بجنورد در آمده است. در شمال باختري بجنورد كنوني، تپه و آثار كهني از شهر پيشين وجود دارد، كه «بيژن يورت» يا «بيژن يورد» خوانده مي شود و مي رساند كه همان بيژن گرد است و بجنورد پيشين در اين جا قرار داشته است. اين تپه را مردم «‌كهنه كند» (روستاي كهنه) مي نامند و اين نام فارسي كهن، در ميان مردم كرد زبان بجنورد مي رساند، كه پيش از صفويان، اين جا به عنوان بجنورد پيشين و ويرانه اي بوده كه شهر كنوني پس از آن ساخته شده است. شهر بجنورد در روزگار باستان يكي از ولايت هاي پارت پيشين بوده است. بعضي گفته اند پيش از صد دروازه (شهرستان دامغان)، پايتخت پارت، شهر « اساك» بوده، كه آن را با بجنورد يا قوچان يكي دانسته اند. شهر بجنورد در دوران ساسانيان جزو قلمرو آنان شمرده مي شده و تابع بخش خاوري استان خورآسان (خراسان) بوده است.
در سال 22 هـ . ق، بجنورد و ديگر نقاط خراسان توسط مسلمانان گشوده شد و تا ميانه سده 3 هـ . ق، از سوي نماينده گان خليفه بغداد اداره مي شد. در 259 هـ . ق، يعقوب ليث صفاري سراسر خراسان را گرفت و بجنورد جزو قلمرو و حكومت صفاري شد. سپس سامانيان بر خراسان، از جمله بجنورد دست يافتند. تيمور لنگ نيز در 783 هـ . ق، بجنورد و ديگر شهرها و آبادي هاي اين منطقه را ويران كرد. در روزگار صفوي، بجنورد به علت جايگاه مناسب طبيعي، جغرافيايي و نظامي اهميت يافت. در زمان حكومت تولي خان -حكمران صفوي - شهر گسترش يافت و به سرعت نقش نظامي، بازرگاني و آموزشي خود را باز يافت. شاه عباس بزرگ، كردان زعفرانلو و شادلو را به اين ناحيه كوچ داد. پس از صفويان بجنورد جزو قلمرو افشاريان و قاجاريان شد و حاكمان آن بيش تر از سران ايل هاي ساكن در اين ناحيه انتخاب مي شدند

 

باغها ،كاخها و موزه ها درشهرستان بجنورد

آيينه خانه مفخم بجنورد
اين خانه به سردار مفخم يكي از سرداران اواخر دوره قاجاريه تعلق داشته است. آيينه كاري و كاشي كاري‌هاي درون بنا از زيبايي خاصي برخوردارند و شيوه معماري همان دوران را به ذهن متبادر مي‌سازند. اين بنا در شهر بجنورد واقع شده است.

تالار آيينه بجنورد
يكي ديگر از ديدني هاي بجنورد را تالار آيينه اين شهر تشكيل مي دهد. اين تالار محل ستاد فرماندهي يار محمد خان بوده است و امروزه از ديدني هاي منطقه به شمار مي آيد

موزه بجنورد
اين موزه در سال 79 در عمارت آ يينه خانه مفخم بر پا گرديده است. بنا مربوط به دوره قاجاريه بوده كه در زمان حكمراني يار محمد خان شادلو ملقب به سردار مفخم و همزمان با ناصرالدين شاه در دو طبقه و با تزيينات آيينه كاري و كاشيكاري ساخته شده است .اين بنا در اصل ديوانخانه سردار مفخم بوده كه مشورت در مسايل سياسي و نظامي حوزه حكومتي او در اين محل برگزار مي شده است. از نكات قابل توجه بالار آيينه ، وجود عكسهايي از پادشاهان قاجار، رجال و مشاهير سياسي و سرداران نظاني خراسان و بجنورد است كه بر سقف و پيرامون تالار نصب شده اند.اين موزه بر حسب موضوع داراي 5 بخش است: بخش وسايل روزمره زندگي : شامل وسايل غذاخوري ، وسايل استحمام ، روشنائي ، انواع قفل، آويز و... مي باشد كه بيانگر نحوه زندگي و معيشت و همچنين نوع نگاه و برداشت آنها از چگونگي كاربرد اين وسايل است. انواع كاسه هاي مسي، قدح، بشقاب، قاشق، سماورو قوري از ديگر وسايل اين بخش هستند. بخش پوشاك : در اين بخش پوشاك سنتي اقوام ساكن در اين شهرستان به نمايش درآمده است كه شامل پوشاك كرمانج، تركمن، پوشاك تركي، فارس و تات كه هر يك در نوع تزئينات ، شكل ، فرم و رنگ متفاوت هستند. بافته ها: شامل قالي، قاليچه، گليم ، پلاس، پشتي و... كه حاصل سر پنجه با ذوق و هنرمندي بافندگان است. ابزار وادوات موسيقي مقامي : در اين بخش ابزار موسيقي مقامي رايج شهرستان بر حسب اقوام ساكن همانند موسيقي كرمانجي ، تركي ، تركمني و... تقسيم بندي وآلات موسيقي مربوط مثل دو تار، قشمه، دايره و كمانچه به نمايش درآمده اند. زيور آلات : در اين بخش انواع زيور آلات اقوام كرد، تركمن و ... به نمايش درآمده است

 

قلعه ها، برجها و آتششكده ها در شهرستان بجنورد

نارين قلعه بجنورد
بر روي تپه كهنه كند قرار دارد و از بناهاي زيبا و ديدني است سبك معماري ساختمان نارين قلعه نشان مي‌دهد كه بناي آن باستاني و شايد از آثاري است كه از شهر «بيژن گرد» بر جاي مانده است

 

آرامگاها،امامزاده هاو زيارتگاه ها درشهرستان بجنورد

آرامگاه باباتوكل بجنورد
آرامگاه بابا توكل؛ مدفن يكي از شاعران قرن چهارم هجري است و در شمال خاوري شهرستان بجنورد قرار گرفته است

 

عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان بجنورد

شهر تاريخي جرمگان بجنورد
در جنوب شهر بجنورد آثار بسياري از يك شهر تاريخي‌نمايان است. اين شهر به نام جرمگان يا جرمقان،‌ سرشناس بوده و يكي از شهرهاي آباد و بزرگ خراسان به شمار مي‌رفته و به دست سپاهيان مغول به كلي ويران شده است
بش قارداش
معماري اين بنا شامل ايوانها، چهار گلدسته و فضاي داخلي است كه گنبدي به رنگ فيروزه اي بر فراز آن قرار گرفته است. تزئينات آن شامل: كاشيكاري هفت رنگ، كاشي فيروزه اي و تلفيق آجر و كاشي مي باشد. بنا داراي كتيبه هايي است مزين به آياتي از سوره مباركه نور كه به قلم شيوه اي ثلث بر زمينه لاجوردي نوشته شده كه امروزه بقاياي آن در ايوان اصلي به چشم مي خورد قاجار

بناي سنگي اسپاخو
بناي تاريخي اسپاخو در شمال جاده آسيايي و در دامنه رشته كوهاي قور خود قرار گرفته است كه به لحاظ قدمت و موقعيت مكاني از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. طرح اين بنا عبارت است از تركيب يك ايوان با پلان چهار گوش كه به وسيله دهليزي به يك اتاق چهار گوش گنبددار كه در سمت شرق ايوان قرار دارد، در ارتباط ميباشد. سقف اتاق به صورت گنبدي از نوع پوششهاي نيمكره اي قابل مقايسه با گنبدهاي چهار تاقي هاي ساساني است

X