معرفی وبلاگ
سلام ،‌ خوش آمديد . در اين وبلاگ موضوعات زير مطرح مي شوند : اطلاعات ايران شناسي (معرفي شهرهاي ايران به تفكيك هر استان) - تاريخ ايران - ادبيات ايران زمين - جغرافياي ايران - گالري تصاوير و ... منابع وبلاگ => نرم افزار مرز پر گهر - سايت هاي : نماي ايران ، كتاب اول ، ساجد ، سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان ، پارست ، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران ، گنجور دات نت
لينك دوستان
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1480456
تعداد نوشته ها : 1100
تعداد نظرات : 27
Rss
طراح قالب

موسسه تبيان - ايران شناسي

Translate
لينك دوستان تبياني
پيج رنك

هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه است كه‌پيشينه‌ي‌تاريخي آن‌باقدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است. هسته اوليه شهر هرسين در پيرامون سراب و ميدان مركزي شهر (قلعه هرسين) شكل گرفته است. هرسين به واسطه آثار تاريخي به جاي مانده در ارتفاعات بيستون داراي شهرت ملي و جهاني است. ارتفاعات كم نظير بيستون، غار انار، غار داود، غار شهربانو، غار عسل و غار مرد و زن كه همگي در ارتفاعات بيستون واقع شده اند به همراه امام زاده خلي لله در روستاي چم سر، پل خسرو در راه قديمي بيستون به سرماج، جاده باستاني ساساني درطرفين بقاياي پل خسرو بيستون، سراب نوژي وران در 15 كيلومتري جاده بيستون – سنقر، شهر باستاني چمچال در بيستون، قلعه بستون در ابتداي راه بيستون به سنقر كليايي، قلعه هرسين، كاخ شاهپور، كاروان سراي شيخ عليخان، ناحيه باستاني بيستون در هرسين و نقوش و كتيبه هاي باستاني در بيستون برخي از ديدني هاي شهرستان هرسين را تشكيل مي‌دهند.
كشاورزي و دام داري
مردم‌هرسين به كشاورزي و دام‌داري اشتغال دارند و‌ محصولات گندم، جو،‌ بنشن، چغندرقند، تره بار، سيب، انگور، هلو از محصولات عمده شهرستان است. محصولات سيب درختي، هلو، نخود،‌ پنبه، ‌گندم، جو،‌ پياز، چغندرقند از جمله محصولات‌صادراتي شهر نيز هستند. كشاورزي شهرستان هرسين سنتي و نوع كشت آبي و ديمي است. آب كشاورزي از چشمه مخصوص چشمه سراب هرسين، كاريز، چاه ژرف و نيمه ژرف تامين مي‌شود. جنس خاك شني، رسي و سياه خاك و بسيار حاصل خيز است. دام‌داري نيز در شهرستان هرسين مانند ساير بخش هاي اين منطقه از موقعيت نسبتا خوبي‌برخوردار است و مواد لبني از جمله فرآورده هاي صادراتي هرسين محسوب مي‌شوند.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان هرسين يكي از شهرستان هاي استان كرمانشاه در قسمت خاوري استان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان صحنه، از جنوب به استان لرستان، از باختر به شهرستان كرمانشاه و از باختر به استان لرستان محدود مي‌شود. مركز شهرستان هرسين شهر هرسين است كه از نظر جغرافيايي در 47 درجه و 35 دقيقه درازاي خاوري و 34 درجه و 16 دقيقه پهناي شمالي و ارتفاع 1570 متري از سطح دريا واقع شده است. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين شهرستان 96019 نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 55079 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي كنند. شهر هرسين در دشتي قرار گرفته كه از شمال به كوه شيرزو، از جنوب به كوه زرين و از شمال خاوري به كوه گويي محدود مي شود. مركز شهرستان هرسين در 48 كيلومتري خاور كرمانشاه و در مسير راه اصلي خرم آباد – كرمانشاه قرار دارد آب و هواي آن‌نسبتا سرد است.

وجه تسميه و پيشينه تاريخي
هرسين يكي از نواحي باستاني استان كرمانشاه است. پيشينه تاريخي شهرستان هرسين با قدمت و تاريخ كرمانشاه عجين شده است. لسترنج در جغرافياي سرزمين هاي خلافت خاوري از قول حمدلله مستوفي مي نويسد: « در همان حدود قلعه هرسين و در پاي آن قلعه كوچكي واقع بود و اين شهر كوچك هنوز در بيست ميلي جنوب خاوري كرمان باقي است». صاحب عالم آراي عباسي، در زمره جلوداران لشگر ايران در مقابل لشگر عثماني، از شاه سلطان خدابنده لو حاكم هرسين نام مي برد. در دوره قاجاريه نيابت اين محل با امين الرعايا و فرزندان او بوده است.

 

عمارات و محوطه هاي باستاني در شهرستان هرسين

بناي بيستون
اين بنا در شمال كاروانسراي صفوي بيستون ، و در روبروي فرهاد تراش ، در زير جاده قديمي همدان ، كرمانشاه واقع شده است . بناي مورد بحث كه در جهت شرقي ـ غربي ساخته شده داراي پلاني تقريباً مستطيل شكل بوده و از دو بخش تشكيل شده است . بخش شرقي به ابعاد 80*85 متر مي باشد كه ديوارهاي پيرامون آن به عرض 40/2 متر است . ورودي اين بنا در ضلع شرقي مي باشد . بخش غربي نيز به ابعاد 55*44 متر است كه از طريق يك ورودي به بخش شرقي مرتبط مي شود . اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شكل مي دهد . نماي روكار ديوارهاي بنا به وسيله بلوك هاي سنگي تراشيده ، ساخته شده ولي قسمت داخلي ديوارها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته است . در ديوارهاي بيروني اين بنا به فواصل معين ، پشت بندي هاي مستطيل شكلي به طول متوسط 10/3 متر ايجاد شده است . بر روي برخي از بلوك هاي سنگي بنا ، علائم حجاران ساساني نقش شده است .كاوش هاي باستان شناختي نشان داده است كه اين بنا هرگز در دوره ساساني تكميل نشده و به صورت نيمه كار رها شده است زيرا تنها ديوارهاي پيراموني بنا ساخته شده است . ولي مورخين اشاره مي كنند كه خسرو پرويز قصد داشته كه اين كاخ را تكميل كند
ولي هرگز موفق به تكميل آن نشده است . در دوره ايلخاني با ساختن 64 اتاق در داخل بنا ، از آن به عنوان كاروانسرا استفاده نموده اند .
نقوش برجسته اشكاني بيستون
سنت هاي هخامنشي پايه و اساس پيكر تراشي هايي است كه در نقوش برجسته صخره اي شناخته شده است . كهن ترين نمونه اين نقوش برجسته متعلق به ميتريدات دوم است كه در حدود 100 سال پيش از ميلاد در پايين نقش برجسته بيستون كنده كاري شده است . انتخاب جاي اين نقش برجسته در پايين نقش برجسته داريوش بزرگ بنا بر تصادف و اتفاث نيست . شاه اشكاني مي خواهد در همين جايي كه شاهنشاه هخامنشي آنرا براي كنده كاري اختصاص داده است، نقش برجسته اي ايجاد كند و خود را از اعقاب آن سلسله شكوهمند محسوب نمايد و سلسله اشكاني را بدان پيوند دهد . اكنون اين نقش برجسته بواسطه يك كتيبه ديگر از قرن هيجدهم ميلادي از ميان رفته است ولي مي توان آنرا توسط طراحي كه يك سياح اروپايي در قرن هيجدهم از آن (قبل از تخريب) تهيه كرده است بازسازي كرد . در اين نقش برجسته ميترايدات دوم شاه اشكاني ديده مي شود كه چهار تن از سران و بزرگان در برابر او مراسم انقياد و احترام بجاي مي آورند .

در اينجا نيز هنرپارتي از چهره سازي بي اطلاع است و كار داريوش مورد تقليد قرار مي گيرد و نه تنها از سبك و روش هنر درباري آن ملهم مي شوند . بلكه با ثبت نام افراد در زير شكل ها كوچكترين جزئيات آنرا هم تقليد مي كنند . اين نامها به خط يوناني نوشته شده اند . بر روي همان صخره در كنار نقش برجسته فوق الذكر يكي از جانشينان مهرداد دوم يعني گودرز دوم (51-38 ميلادي ) در زير يك كتيبه يوناني پيروزي خود را بر يك مدعي سلطنت كه روم از او پشتيباني مي كرد , حجاري شده است . غير از فرشته بالدار پيروزي كه بر سر شاه پيروزمند تاج مي نهد . (و تنها عنصري است كه منشاء يوناني دارد ). نقش هاي ديگر اين تصوير كاملا" ايراني هستند . شاه يكي از نجبا را در التزام دارد با اسب خود رقيب را بر زمين مي افكند . حالت عمل در تصوير تند و شديد است , مهذا تمام صفحه را عدم تحرك فرا گرفته است .
نقش برجسته هركول
اين نقش برجسته كه در سال 1337 ش به هنگام احداث جاده همدان ـ كرمانشاه شناسايي گرديد ، مرد نيرومند كاملاً عرياني را به صورت لميده بر روي نقش شيري در حال استراحت در زير سايه درختي نشان مي دهد . وي به پهلوي چپ به طور نيم خيز به آرنج تكيه نموده است . در دست چپش پياله اي ديده مي شود كه تا نزديك صورت نگه داشته است . اين شخص دست راستش را روي پاي راست قرار داده و پاي چپش را تكيه گاه پاي ديگرش كرده است .
در پشت سر اين شخصيت ، نقوش و كتيبه اي حجاري شده است . اين نقوش شامل درختي است كه بر شاخه آن كمان دان و تيرداني آويزان است و در كنار درخت گرز مخروطي شكل گره داري نقش شده است . كتيبه به خط يوناني در هفت سطر بر روي لوحي كه نماي آن به شكل معابد يوناني ( سنتوري شكل ) است ، نوشته شده است . مضمون اين كتيبه چنين است : « به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان به وسيله هياكنيتوس پسر پانتياخوس به سبب نجات كل امن فرمانده كل اين مراسم برپا شد .
اگر اين سال را مبدأ تاريخ سلوكي يعني 312 ق.م بسنجيم ، سال 148 ق.م به دست مي آيد كه همزمان با مهرداد يكم است .
نقش برجسته بلاش
در دامنه كوه بيستون و در قسمت شمال شرقي نقش برجسته گودرز ، تخته سنگي به شكل چهار ضلعي نامنظم ديده مي شود كه در سه طرف آن نقوشي حجاري شده است . نقش وسطي ، شاه اشكاني را به حالت تمام رخ نشان مي دهد . وي گردنبندي بر گردن و كمربندي به كمر بسته ، لباس او از پائين به بالا تنگ و چسبان مي باشد و شلوار گشادي پوشيده است كه در قسمت مچ پا بسته شده است . اين شخص پياله اي در دست چپ دارد و دست راست را به طرف آتشدان دراز كرده است .
بر روي اين آتشدان ، كتيبه اي به خط پهلوي اشكاني به اين مضمون نقر شده است : « اين پيكره ولخش شاهنشاه پسر ولخش شاهنشاه نوه … » بعلت محو بودن آخر كتيبه مشخص نيست كه اين تصوير متعلق به كدام بلاش است .
در سمت چپ نقش بلاش ، بر ضلع ديگر تخته سنگ ، نقش ديگري ديده مي شود كه حالت آن طوري است كه بيننده تصور مي كند اين شخص در حال گام برداشتن به طرف شخص مياني است . اين شخص داراي لباسي شبيه شاه اشكاني است . وي دست راست را به طرف بالا گرفته و شيء را در دست دارد .
در سمت راست نقش مياني ، سومين نقش حجاري شده است . اين شخص نيز در حال حركت به سوي شخصيت مياني است . او نيز نيم تنه اي كه تا روي زانوهايش ادامه دارد بر تن كرده و كمربندي به كمر بسته است . دست چپ او ديده نمي شود ولي در دست راستش شيء گرفته است .
وقف نامه شيخعليخان زنگنه
شيخعلي خان زنگنه صدر اعظم شاه سليمان صفوي پس از ايجاد كاروانسرا و پل در ناحيه بيستون به منظور حفظ و نگهداري و تعمير ات اين آثاروپرداخت وجوهات به سادات فاطمي رقباتي را وقف اين نمود , متاسفانه اين اقدام خيرخواهانه او منجر به از بين رفتن نقوش برجسته دوران اشكاني گرديد.
مجسمه هركول
در سمت راست نقش برجسته مهرداد دوم پيكره نيمه برجسته هركول مشاهده مي گردد . اين اثر در طي گسترش عمليات راهسازي در سال 1337 شمسي نمايان گرديد و متشكل از دو بخش است : الف : سر كه بصورت جداگانه و مجزا طراحي شده است . ب : بدن كه بصورت نيمه برجسته بروي صخره هاي آهكي بيستون ايجاد شده است و هركول را در حاليكه بر شير لميده است نشان مي دهد. اين پيكره داراي كتيبه اي يوناني است كه توسط علي حاكمي كپي برداري شده است و متن آن چنين است : به سال 164 ماه پانه موي هركول فاتح درخشان بوسيله هياكينتوس پسر يانتياخوس به سبب نجات فرمانده كل اين مراسم بر پا شد . زمان ساخت مجسمه سال 164 ذكر شده است كه اگرآنرا با مبداء تقديم سلوكي ( 312 ق.م ) بنسجيم برابر با 148 ق . م است و چون سال يوناني سال قمري بوده است . اختلاف سال قمري با شمسي در حدود پنج شال است كه تاريخ ساخت مجسمه سال 153 ق . م تعيين ميشود و اين سال مقارن با اواسط سلطنت مهرداد اول اشكاني ( اشك ششم مي باشد ) در كتيبه فوق از شخصي به اسم ( كل امن) فرمانده بزرگ ياد مي شود كه گمان بر اين است در اين جنگها بر ضد مهرداد اول شركت داشته است و توانسته است به نوعي خود را از گرفتاريهاي جنگ رهاند و به يادگار نجات خود از اين مخمصه به دستور او و به وسيله هياكينتوس كه منصبي در آن نواحي داشته است اين اثر ايجاد شده است.
نقش برجسته مهرداد دوم
در پائين نقش برجسته داريوش يكم ، نقش برجسته اي از زمان مهرداد دوم به يادگار مانده كه متعلق به سال 123 ق.م تا 110 ق.م مي باشد . در اين صحنه در برابر مهرداد دوم چهار نفر از ساتراپ هاي محلي به ترتيب اهميت و جايگاه در پشت سر هم قرار دارند كه نيم رخشان به سوي مهرداد و مهرداد هم نيمي از صورتش به طرف آنهاست و دست راست خود را به حالت احترام بالا برده است .
نفر اول جلو مهرداد ، گودرز يكم ساتراپ ساتراپ ها مي باشد ، مطابق با اسناد بابلي اين شخص در اواخر حكومت مهرداد دوم ، شريك سلطنت او بوده است كه پس از مهرداد جانشين او مي شود .
نام نفر دوم كاملاً محو شده ولي چون براي او لقبي ذكر نشده است ، شايد يكي از شاهزادگان مورثي باشد كه بدون ذكر نمودن لقب نام برده مي شدند . در دست راست اين شخص ، شيء شبيه جام ديده مي شود .
نفر سوم ميترادات است كه لقب او در اين كتيبه « پپيس تومينوس » يعني مورد اعتماد شاه مي باشد . در دست وي تصوير نيكه ( الهه پيروزي ) ديده مي شود كه حلقه روبان داري در دست دارد . نفر چهارم كوفاساتس نام دارد كه فاقد لقب است .
اين نقش برجسته ها در حقيقت واگذاري قدرت از طرف مهرداد به هر يك از اين بزرگان را نشان مي دهد .
متأسفانه قسمت مهم اين نقش برجسته در سده هيجدهم ميلادي خراب شده تا به جاي آن وقفنامه شيخ عليخان زنگنه ، صدراعظم شاه سليمان صفوي كه حاكي از وقف درآمد و عايدات دو دهكده براي مخارج و نگهداري كاروانسراي بيستون مي باشد ، بنويسند . به هر حال مي توان قسمت از بين رفته اين نقش را بازسازي كرد زيرا گرولت يكي از همراهان شاردن ، اين نقش برجسته را در سال 1673 ميلادي طراحي كرده است .
نقش برجسته و كتيبه داريوش يكم
اين نقش برجسته كه يكي از با ارزش ترين يادگارهاي ادبي و تاريخي ايران است در 30 كيلومتري شمال شرقي شهر كرمانشاه بر روي صخره معروف به بيستون حجاري شده است . از اين كوه در متون تاريخي به نام هاي بغستان به معني جايگاه خدايان ، بهيستان ، بهيستون ، بهستون ، بهستان و بيستون ياد شده است .
سنگ نگاره داريوش به طول 6 متر و به عرض 20/3 متر مي باشد . در اين سنگ نگاره ، تصوير داريوش به ارتفاع 78/1 متر در سمت چپ صحنه حجاري شده است . وي تاج كنگره داري بر سر و پيراهن بلندي بر تن دارد . ريش او مجعد به صورت چهار گوش مي‌باشد . همچنين موهاي مجعدش در پشت سر جمع شده است . او دست راست را به علامت احترام بالا برده و در دست چپش كماني را گرفته است .
در اين صحنه ، داريوش پاي چپش را بر روي سينه گئومات مغ نهاده است . در پشت سر دايوش « وينده فره نه » كمان دار و « گئوبروه » نيزه دار ايستاده اند كه از جمله هفت تناني‌اند كه در براندازي گئومات شركت داشتند .
در زير پاي چپ داريوش گئومات مغ بر پشت خوابيده و به علامت التماس ، دست هايش را بالا برده است . پشت سر او نيز صف اسيران كه گردن هايشان با طنابي به يكديگر و
دست‌هايشان از پشت بسته است ، قرار دارد .
در بالاي سر هر يك از اين اسيران و در زير تنه گئومات مغ و بر روي دامن اسير سوم نام پادشاه شورشگر كه نقش او نيز آمده و جايي كه در آنجا شورش كرده ، ذكر شده است . 
برفراز سر اسيران تصوير سمبليكي از اهورا مزدا در حال اهداي حلقه قدرت به داريوش حجاري شده كه داريوش نيز دست راستش به نشانه نيايش اهورا مزدا بلند كرده است .
داريوش نخست تنها به نقوش فوق به جزء نقش سكونخا اكتفا كرد . در اين زمان تنها به نقر نبشته اي كوتاه به خط ميخي عيلامي در فضاي بالاي سر خود فرمان داده بود . در اين نوشته داريوش به معرفي خود و اجدادش مي پردازد و در حقيقت با اين نوشته مشروعيت خود را اعلام مي كند . پس از آن شرح فتوحاتش را به خط ميخي عيلامي در سمت راست سنگ نگاره و در مرحله بعد با خط ميخي بابلي در سمت چپ سنگ نگاره نقر مي كند . در مرحله نهايي نيز در زير نقوش برجسته ، شرح فتوحاتش را به خط ميخي و به زبان فارسي باستان نقر مي كند .
نوز سنگ تراشان هخامنشي در حال نوشتن خطوط بر سينه كوه بوده اند كه سكاها دوباره سر بر شورش برداشتند ، داريوش در سال 519 پ.م سكونخا شاه سكاها را شكست داد و اين رويداد را بي درنگ به سنگ نبشته اضافه نمود ولي از آنجائيكه جايي براي حجاري تصوير شاه سكايي باقي نمانده بود ، داريوش دستور داد تا بخشي از متن عيلامي را پاك و آن را در سمت چپ قسمت پائين ، كنار متن فارسي باستان از نو نقر كند و به جاي متن عيلامي ، تصوير سكونخا را حجاري كرده اند .
در اين سنگ نوشته ، دايوش ابتدا به معرفي خود و اجدادش پرداخته ، سپس شرح واقعه قتل گئومات مغ كه پس از مرگ كمبوجيه سلطنت را غصب كرده ذكر نموده ، پس از آن به شرح جنگ هايي كه بر ضد بزرگان و امراء ياغي كرده مي پردازد و در خاتمه به هر كس كه اين كتيبه بزرگ را محو كند ، لعنت مي كند .
نقش برجسته گودرز
در قسمت شرقي نقش برجسته مهرداد دوم ، بر روي همان صخره نقش گودرز دوم ( 51 ـ 46 م ) همراه با كتيبه اي به خط يوناني حجاري شده است . در اين نقش برجسته صحنه پيروزي گودرز دوم را بر رقيبش مهرداد نشان مي دهد . براساس نوشته‌هاي تاسيت مورخ ارمني ، مهرداد يكي از شاهزادگان پارتي ، كه در دربار كلاوديوس امپراتور روم پرورش يافت به تشويق امپراتور براي تصاحب تاج و تخت به ايران لشكر كشيد ولي مغلوب گودرز دوم شد . شخصيت اصلي اين صحنه ، گودرز مي باشد كه سوار بر اسب ، با نيزه اي بر دشمن حمله كرده و او را از اسب سرنگون كرده است .
در بالاي سر گودرز الهه نيكه در حال پرواز مي باشد و تاج گلي در دست گرفته است . در پشت سرشان يك سوار نيزه به دست خيز برداشته است و در پائين آن سوار ديگري ديده مي شود . اين نقش برجسته داراي كتيبه اي به خط يوناني مي باشد . مضمون كتيبه به نوشته جكسن چنين است : « مهرداد پارسي … گودرز شاه شاهان پسر گيو
خرابه هاي دوره ساساني
كاروانسراي كهنه در موقعيت جغرافياييN.34?,22?,55? و E.47?,26?,0? ارتفاع 1400 متري از سطح دريا در پاي صخره عظيم كوه بيستون و بر كنار شاهراه تاريخي ( جاده شاهي , جاده ابريشم و يا همان راه عتبات عاليات) بقاياي يك بناي نيمه مخروبه بر جاي مانده است كه با عنايت به وجود سر ستونهاي منقوش شبه كرنتي آن كه تصاويري از ايزدان و پادشاهان ساساني بر آن نقر گرديده، از قديم الايام توجه بسياري را بخود جلب نموده بود . شايد اولين پژوهش دقيق و علمي را صرفنظر از اشاراتي كه برخي از مورخان و سياحان نسبت به اين اثر نگاشته اند را مربوط به بررسيهاي دقيق ماكسيم سيرو بدانيم كه در سال 1959 اين بنا را بعنوان يك عمارت دوره ساساني مورد بررسي قرار داد .
كاوشهاي علمي بعدي در اين بنا توسط لوشاي آلماني در سالهاي 74 – 1965 ميلادي آغاز گرديد .كه اين امر با جابجايي روستاي بيستون مصادف بود كه قسمت عمده بنا را پوشانده و اغلب خسارات زيادي به آن وارد نموده بود و هنوز هم بقاياي برخي ديواره هاي اين روستا بر روي بافت معماري قديم بر جاي مانده است .
مطالعات نشان داد كه بناي مذكور مربوط به يك كاخ ناتمام در اواخر دوره ساساني ( خسرو II) است كه البته در ادوار بعدي دخل و تصرفاتي بر روي آن بوجود آمده است . از مهمترين تغييرات ايجاد شده در اين بنا مي توان به بقاياي كاروانسرا و مسجد ايلخاني اشاره نمود كه اين آثار با استفاده از آجرهاي خاص دوره ايلخاني و بر روي فونداسيون بجاي مانده از دوران ساساني ساخته شد . به نظر مي رسد كه آثار مذكور نيز بعدها توسط زلزله اي مهيب تخريب شده كه آثار آن هنوز ديده مي شود .
بعد از آن دوران با ساخت كاروانسراي بزرگ شيخ عليخاي در چند صد متري اين بنا عليرغم استفاده زيادي كه از مصالح اين بنا در ساخت كاروانسراي جديد به عمل آورد لكن از آن پس اين بنا بصورت يك مخروبه كه تحت اشغال روستا در آمد، قرار گرفت , كاوشهاي بعدي در اين بنا در سالهاي 7 – 1976 ميلادي توسط آقاي رهبرانجام شد وپس از يك وقفه طولاني 22 ساله بارديگر توسط ميراث فرهنگي كرمانشاه از سر گرفته شد . طي حفريات اخير با توجه به تغيير بافت محل و جابجايي جاده اسفالته سابق پلان حياط غربي بنا بصورت كامل و براي اولين بار ارائه گرديد .
سبك و اسلوب معماري ساساني همانند پشتيبانهاي منظم در فواصل معين و استفاده از حروف و علايم حجاران در برخي از سنگهاي تراش در اين بخش ديده مي شود . اين بنا در نزد اهالي به نام كاروانسراي كهنه معروف مي باشد . اسمي كه شايد بخاطر تميز آن از كاروانسراي ديگر ( كاروانسراي صفوي كناري) به كار مي رفته است .
غار خر (مرخرل )
در نزديكي شهر كوچك بيستون , بر دامنه كوه بيستون ومشرف بر رودخانه هاي گاماسياب و دينور آب غار عميقي به طول 27 متر واقع است كه به نام غار خر يا به لهجه محلي « مرخرل» ناميده مي شود . اين غار درسمت شمال شرقي غار شكارچيان و مشرف بر آن است و براي دستيابي بدان مسيري در حدود 500 متر را مي بايست در دامنه ارتفاعات طي نمود . اين غار در موقعيت عرض جغرافيايي N.34?,23?,22? و طول جغرافيايي E.47?,26?,5? واقع است .
اين غار در تابستان 1965 ميلادي (1344 شمسي ) بوسيله كايلريانگ و فيليپ اسميت شناسايي شده و در همان سال فليپ اسميت گمانه اي به ابعاد 1*2 متر نزديك دهانه غار حفر كرد كه حفاري تا عمق 51/5 متر ادامه داده شده . آثار بدست آمده از اين گمانه آزمايشي كه هيچگاه به سطح خاك بكر نرسيده به ترتيب از قديم به جديد با خراشنده ها و تيغ هاي ضخيم , دوره براودستي يا دوره زبرين (بالايي) پارينه سنگي جديدبا قلم هاي حكاكي , تراشنده ها و تيغ هاي كولدار و دوره زارزي يعني دوره فراپارينه سنگي , با ريز تيغه هاي مشخصه اين دوره. آثار بالاي اين لايه معرف دوران نو سنگي بدون سفال و نوسنگي با سفال بودند . سفالهاي دوره نو سنگي با سفال بسيار خشن بودند كه شاموت آنها كاه خرد شده بود و به سفال پوك شهرت دارند . جديدترين آثار بدست آمده از غار خر متعلق به زمان ساسانيان است. بقاياي استخواني بدست آمده از غار خر براي تعيين هويت به آزمايشگاه فرستاده شدند كه با توجه به گزارش لايه نگاري همراه آنها ترتيب قرار گرفتن ادوار مختلف در اين غار را مي توان به ترتيب چنين بيان نمود .
گوردخمه هاي اسحاق وند
اين گوردخمه ها در 25 كيلومتري جنوب غربي هرسين ، در شمال شرقي روستاي ده نو واقع شده اند . نام اين گوردخمه ها برگرفته از روستايي به نام اسحاق وند مي باشد كه در شمال اين گوردخمه ها قرار گرفته است . در ميان اهالي محل گوردخمه هاي مورد بحث به فرهاد تاش معروف اند .

اين مجموعه شامل سه گوردخمه مي باشد كه گوردخمه سمت راست بالاتر از دو گوردخمه ديگر قرار گرفته است . گوردخمه سمت چپ به شكل تاقچه اي به عمق 85 سانتي متر و عرض 10/2 متر است . گوردخمه وسطي به عمق 75/1 متر و عرض 63/1 سانتي متر مي‌باشد . گوردخمه سمت راست نيز به عرض 10/2 متر است . اطراف هر يك از اين گوردخمه‌ها قاب بندي شده است .
در بخش فوقاني گوردخمه وسطي تصوير مردي به حالت تمام قد به ارتفاع 87/1 متر و با چهره اي نيم رخ حجاري شده است . اين شخصيت لباس چين دار بلندي پوشيده است . وي دست هاي خود را به حالت نيايش در جلو صورت قرار داده است . در مقابل او مشعلي به ارتفاع 83 سانتي متر قرار دارد . پس از آن نيز آتشداني به ارتفاع 94 سانتي متر مشاهده مي شود . در پشت اين آتشدان ، شخصيتي به ارتفاع 80 سانتي متر حجاري شده كه دست‌هايش را بلند كرده و از پشت شيء را گرفته است .
زماني اين گوردخمه ها را به دوره ماد نسبت مي دادند ولي امروزه در مورد زمان ساخت آنها اختلاف نظرهايي وجود دارد . بطوريكه هرتسفلد آنها را به دوره هخامنشي نسبت داده و معتقد است كه گوردخمه وسطي قبر گئومات مغ مي باشد . اگر چه عده اي ديگر نيز اين گوردخمه را متعلق به دوره هخامنش مي دانند ولي در انتساب آن را به گئومات مغ بي پايه و اساس مي دانند . در پژوهش هاي اخير نيز اين گوردخمه ها را به دوره سلوكي نسبت داده اند كه در زمان اشكانيان نقش آتشدان و پيكره شخصيتي كه هر دو دست هايش را بلند كرده و از پشت شيء را گرفته حجاري شده است .
گوردخمه برناج
در موقعيت عرض جغرافيا يي N.34?,28,30 و طول E.47?,24,20 جغرافيايي و ارتفاع متري از سطح دريا در محل ورودي روستاي برناج و به فاصله 700 متري از ضلع جنوبي جاده بيستون دينور در محل دور راهي به روستاي برناج گوردخمه اي باستاني قرار دارد كه در محل به نام فرهاد كن ناميده مي شود .اين دخمه بر روي صخره هاي آهكي كوه محل و رو به سمت جنوب به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده است . عرض دهانه دخمه كه در ابتدا بصورت حاشيه تراشيده شده حدودا" 90 cm و ارتفاع آن 110 cm و عمق آن 120 cm مي باشد . و فضاي داخلي آن نسبت به دهانه حدود 10 cm گودتر مي باشد . فاقد هر گونه تزئين خاص مي باشد موقعيت كلي آن و مقاطع .پلان و نماي اثر در حال حاضر وضعيت حفاظتي اين اثر مطلوب لكن ساخت يك منزل مسكوني جديد الاحداث در حريم گوردخمه تا حدودي منظر آن را دگرگون نموده است جاي دارد تا قبل از ساخت و سازهاي ديگر حريم منظري اثر حداقل تا محل جاده دسترسي آن كه به روستا منتهي مي شود حفظ گردد .

بهترين راه دستيابي تپه از طريق جاده خاكي روستاي برناج منشعب از جاده آسفالته بيستون – دينور ممكن مي باشد . با توجه به سادگي و كوچكي اثر و مقايسه با ديگر نمونه هاي مشابه مي توان اين اثر را گور دخمه اي از دوران ساساني دانست كه فاقد تزئين خاص بوده و نمونه كوچكتر آن قبلا" در محوطه پارتي بيستون به فاصله 7 كيلومتري محل شناسايي شد . مالكيت اين اثر در حال حاضر متعلق به منابع ملي مي باشد .
گوردخمه شمس آباد
اين گوردخمه در 19 كيلومتري گوردخمه هاي اسحاق وند بين روستا شمس آباد و سرخه ده در كنار چپ رودخانه گاماسياب قرار گرفته است . اين گوردخمه نيز همانند گوردخمه هاي اسحاق وند به صورت تاقچه اي است كه اطراف آن را قاب هايي تراشيده شده است . گوردخمه مورد بحث به عرض 2 و عمق 75/1 متر است . ورودي اين گوردخمه به عرض 10/1 متر و ارتفاع دهانه آن 85 سانتي متر مي باشد . ارتفاع كف گوردخمه تا بلندترين نقطه سقف 20/1 متر مي باشد . از نظر گاهنگاري زماني ساخت اين گوردخمه را نيز متعلق به دوره ماد مي دانستند ولي امروزه آن را به دوره هخامنشي نسبت مي دهند .
استودان ساساني
مشرف بر محوط پارتي بيستون و مشرف بر مجسمه هركول بقاياي يك استودان سنگي از دوران ساساني مشاهده مي گردد.اين اثر قابل قياس با آثار مشابه خود از دوران ساساني است و با معتقدات تفكرزردشتي در عدم به خاك سپاري مردگان انطباق دارد.

 

پلها وبندها در شهرستان هرسين

پل نوژي وران
اين پل در اراضي روستاي نوژي وران ( نجوبران ) و بر سر راه بيستون به سنقر ساخته شده كه بناي اصلي آن منسوب به دوره صفوي است . اين پل آجري به طول 50 متر و عرض 10/4 متر است كه داراي سه پايه سنگي و دو دهانه مي‌باشد . دهانه شمالي به عرض 5/3 متر است كه ارتفاع آن از كف رودخانه تا تيزه قوس 80/2 متر است . دهانه جنوبي نيز به عرض 70/3 و ارتفاع آن 20/3 متر است . طاق چشمه جنوبي پل چندين بار فرو ريخته و تعمير شده است به طوري كه در نتيجه آخرين تعميرات ، اين طاق را با تير آهن و آجر به صورت مسطح پوشش داده اند .پايه هاي پل نيز سنگي و از سه بخش تشكيل شده ، بخش مياني كه تقريباً‌ بيضي شكل است و آبشكن هاي مدور كه در دو طرف آن شكل گرفته اند ، با توجه به شكل كنوني آبشكن ها و عدم چفت و بست آن با بدنه پل ، به نظر مي رسد كه ساختمان آنها بعدها به بناي پل الحاق شده باشد . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند .بر روي هر يك از پايه ها ، پشتبندهاي مدور آجري ساخته شده كه تا سطح پل بالا آمدند . عرض جان پناه پل نيز در حدود 30 سانتي متر مي باشد . اين جان پناه در قسمت پايه ها به طبيعت از شكل پشتبندها به صورت مدور است .
پل ميان راهان
اين پل در جنوب دهكده ميان راهان ، بر سر راه بيستون به سنقر بر روي رودخانه دينور آب ساخته شده است . بناي اصلي اين پل منسوب به دوره صفوي است .اين پل به طول 30/47 متر و عرض 85/4 متر است كه با جهت شمالي ـ جنوبي ساخته شده است . پل ميان راهان شامل سه دهانه و چهار پايه مي باشد . پايه هاي پل نيز از سه بخش مياني و آبشكن هاي مثلثي در دو طرف آن شكل گرفته اند . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند ولي روكار آنها به وسيله سنگ هاي بزرگ نتراشيده چيده شده است . طول هر ساق اين آبشكن ها 35/3 متر است . در بين دهانه هاي پل تنها دهانه شمالي آن دست نخورده بود ولي دهانه ديگر به علت فشار زيادي كه به مرور به آنها وارد شده ، تخريب و سپس تعمير شده اند . همين تعميرات باعث گرديده كه طاق ها از شكل اصلي خود خارج شوند .بلندي دهانه شمالي از سنگ فرش كف رودخانه 10/3 متر و دهانه جنوبي 95/3 متر است . عرض دهانه شمالي 70/4 متر ، دهانه مياني 05/8 متر و دهانه جنوبي 7 متر است . در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آبشكن ها ، پشتبندهاي آجري به شكل پنج ضلعي قرار دارد كه تا سطح پل بالا آمده اند .متأسفانه جان پناه اين پل تخريب شده ولي بر اساس شواهد بر جاي مانده به نظر مي رسد عرض اين جان پناه در حدود 50 سانتي متر بوده است .متأسفانه در سال هاي پيش جهت عبور و مرور وسايل نقليه از روي پل ، اداره راه و ترابري به منظور حفاظت بيشتر ، اقدام به احداث طاق بتوني به صورت مثلثي در زير دهانه شمالي پل نمود ولي در سال هاي اخير براي حفاظت از پل و سهولت تردد وسايل نقليه ، پل بتوني جديدي در زير دست پل ميان راهان ايجاد شده است و ميراث فرهنگي نيز اقدام به برداشتن طاق بتوني دهانه شمالي پل صفوي و باز سازي بخش هاي تخريب شده نمود

پل بيستون
پل بيستون در حاشيه شرقي شهر بيستون و بر روي رودخانه دينور آب واقع شده است . اين پل به نام هاي پل كهنه ، پل شاه عباسي ، پل صفوي ، پل نادر آباد و دينور آب معروف است . بر اساس بخش هاي قابل رويت ، اين پل به طول 144 متر و عرض 60/7 متر مي باشد كه با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است . پايه هاي اين پل به صورت شش ضلعي مي باشد كه قسمت داخلي پايه ها به وسيله قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است ولي روكار آن از سنگ هاي تراشيده مي باشد كه با كمال دقت تراشيده و بر روي هم قرار داده شده است . اين سنگ چيني داراي بندهاي عمودي و افقي باريكي هستند كه ظاهراً بين سنگ ها لايه نازكي از ملاط قرار داده شده است . بر روي برخي از اين سنگ ها علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلف نقش شده است .اين پل داراي چهار دهانه است كه به ترتيب دو دهانه آن كوچك و دو دهانه بزرگ مي‌باشد. دهانه اول به عرض 10/5 متر و بلندي آن از كف رودخانه تا تيزي طاق ، 6 متر است . دهانه دوم به عرض 15/5 متر و بلندي آن از كف رودخانه تا تيزه طاق 30/6 متر است . دهانه سوم كه بزرگترين دهانه اين پل است به عرض 11 متر و بلندي 9 متر است و بالاخره دهانه چهارم به عرض 11 متر مي باشد كه بلندي آن از كف رودخانه تا تيزي طاق 9 متر است .طاق تمام دهانه ها به جز دهانه سوم از نوع طاق هاي جناغي است ولي دهانه سوم داراي طاقي از نوع طاق هاي هلوچين كند مي باشد . فرم اين نوع طاق ، بيضي نزديك به دايره است ولي در نظر به صورت دايره جلوه مي كند . در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آبشكن ها ، پشتبندي مثلثي شكل و بر روي پايه پنجم ، پشتبندهاي مدوري ساخته شده است. پشتبندهاي مثلثي تا سطح پل بالا آمده‌اند. احداث اين پشتبندها بر روي پايه ها ، موجب وسعت دادن به پايه قوسي بوده كه نقش اساسي جهت رفع رانش حاصل از قوس ها داشته است . متأسفانه جان پناه اين پل تخريب شده ولي بر اثر شواهد بر جاي مانده به نظر مي رسد عرض اين جان پناه در حدود 90 سانتي متر بوده است . گذرگاه پل نيز با شيبي تند از كنار چپ رودخانه آغاز شده و تا روي پايه سوم ادامه مي يابد . از پايه سوم تا تيزي طاق دهانه چهارم تقريباً مسطح است و از تيزه طاق دهانه چهارم تا كناره سمت راست رودخانه دينور آب با شيبي ملايم ادامه پيدا مي كند . گذرگاه پل به وسيله قلوه سنگ هاي رودخانه‌اي و ملاط گچ سنگ فرش شده است .شواهد و مدارك باستان شناختي نشان مي دهد پايه هاي سنگي اين پل در دوره ساساني ساخته شده و در آن دوره هرگز موفق به تكميل آن نشده اند . در دوره حسنويه كه يكي از سلسله هاي محلي كرد است اقدام به تكميل پل مي نمايند از اين دوره تنها طاق هاي دهانه اول و دوم و همچنين پشتبندهاي مدور آن باقي مانده است پس از حسنويه ها در دوره ايلخاني دهانه چهارم پل كه بزرگترين دهانه است . به همراه پشتبندهاي مثلثي بازسازي مي‌شود و در دوره صفويه نيز اقدام به بازسازي نماي پل مي نمايند . همچنين طاق سوم اين پل در زمان پهلوي ساخته مي شود .

پل قوزيوند
اين پل در5/3 كيلومتري شمال شرقي شهر بيستون و در مسير جاده آسفالته صحنه به كرمانشاه واقع گرديده است . اين پل كه به نام هاي قوزيوند و اتحاديه معروف است در جهت شرقي ، غربي بر روي رودخانه زرداب ساخته شده است . پل قوزيوند به طول 30/18 متر مي باشد كه شامل سه پايه و دو دهانه است . پايه هاي پل از سه بخش مياني و آبشكن هاي مثلثي در دو طرف آن شكل گرفته اند . اين پايه ها به وسيله لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده اند ولي روكار آنها به وسيله سنگ ها پلاك به ابعاد متوسط بين 21*30*30 و 15*43*43 سانتي متر چيده شده است .
از پايه اول تنها نماي غربي آن ديده مي شود و قسمت هاي ديگري آن به وسيله انباشت خاك پوشيده شده است . بخش مياني اين پايه به طول 40/7 متر است و طول هر ضلع آبشكن آن 50/2 متر است . بخش پائين اين پايه به وسيله سنگ هاي تراشيده دوره ساساني ساخته شده است . در نماي جنوبي اين پايه ، بخش هايي از آبشكن ضلع جنوبي دوره ساساني قابل رويت است كه بر روي آن با اندكي عقب نشيني ، آبشكن دوره پهلوي ايجاد شده است . پايه دوم نيز همانند پايه اول در دو مرحله ساخته شده است . در دوره ساساني ، بخش مياني پايه به طول 40/7 متر بوده و طول هر ضلع آبشكن ها 60/2 متر است .اين پايه نيز به وسيله سنگ هاي تراشيده ساخته شده است . از اين پايه تنها يك رديف از سنگ هاي آن قابل رويت است . در قسمت هر يك از بلوك هاي سنگي اين پايه سوراخي ايجاد شده كه از آن به منظور اتصال سنگ ها استفاده شده است به اين صورت كه در داخل اين سوراخ ها ماده مذابي ريخته و سپس بلوك هاي سنگي رديف بالايي را بر روي آنها قرار مي دادند . نمونه اين گونه اتصال ها در پل ساساني خسرو دوم كه بر روي رودخانه گاماسياب در بيستون احداث شده ، مشاهده مي شود . در دوره پهلوي بر روي پايه ساساني ، پايه اي به ابعاد كوچكتر ايجاد كرده اند . طول بخش مياني اين پايه 15/6 متر و عرض آن 70/2 متر است . آبشكن شمالي آن به صورت مثلثي است كه هر ضلع آن به طول 78/1 متر است ولي آبشكن جنوبي آن به صورت نيم دايره اي است كه قطر آن 35/1 متر است . بر روي اين آبشكن ، آب پرهايي ايجاد شده است . پايه سوم نيز همانند پايه اول بلافاصله بر روي سنگ هاي دوره ساساني احداث شده است . بخش هايي از اين پايه به وسيله خاك پوشيده شده است . بخش مياني اين پايه به طول 40/7 متر است . كه در نماي شمالي و جنوبي آن آبشكن هاي مثلث شكلي ايجاد شده است . از سنگ هاي پايه ساساني دو رديف قابل رويت است . برروي پايه ساساني پايه پهلوي ايجاد شده كه شامل چهار رديف سنگ هاي پلاك است . در قسمت فوقاني آبشكن شمالي ، بخش هايي از آب پرها باقي مانده است .
طاق هاي هر دو دهانه از نوع طاق هاي هلو چين كفته است كه ارتفاع هريك از آنها از بستر رودخانه تا تيزه قوس 45/5 متر است ، آجرهاي بكاررفته در اين طاق ها به ابعاد 7*24*24*5*24*24 و 5*27*27 سانتي متر است . متأسفانه جان پناه اين پل تخريب شده و تنها اثري از آن باقي مانده است . بر اساس شواهد برجاي مانده به نظر مي رسد كه عرض جان پناه هاي اين پل 70 سانتي متر بوده است .
گذرگاه پل با شيبي ملايم از كناره راست رودخانه آغاز شده و تا روي پايه دوم ادامه يافته است . از پايه دوم نيز تا كناره سمت چپ با شيب ملايمي ادامه دارد . سطح روي پل به وسيله قلوه سنگ هاي رودخانه اي و ملاط گچ پوشيده شده است .
در نماي جنوبي پل ، قوس طاق ها ، اندكي از سطح ديوار جلو آمده است . در حد فاصل اين قوس ها و نماي ديوار يك رديف آجر تراش خورده به صورت دايره اي اطراف قوس را احاطه كرده است . در دو طرف هر طاق تزيئناتي ايجاد شده است . اين تزيئنات به صورت ستون نماهاي شش ضلعي است كه هم سطح تيزه طاق شروع شده و احتمالاً تا روي ديوار جان پناه ها ادامه داشته است ولي متأسفانه بخش فوقاني اين ستون نماها از بين رفته است. تعداد اين ستون نماها چهار عدد است . نماي شمالي پل تخريب شده ولي به نظر مي رسد كه از هر جهت شبيه نماي جنوبي باشد .
در حدفاصل دو دهانه ، حفره مربع شكلي وجود دارد كه از نماي شمالي شروع و تا نماي جنوبي ادامه دارد . از اين حفره به عنوان ناوداني استفاده شده تا آب هاي سطح روي پل را به بيرون هدايت كند . ناودان سنگي نماي جنوبي پل هنوز برجاي مانده است .
در حدفاصل طاق دهانه ها ، كتيبه سنگي به ارتفاع 62 سانتي متر در قسمت فوقاني ناودان شمالي وجود دارد .
متن كتيبه حاكي از زمان ساخت اين پل است كه در سال 1305 توسط اداره فوائد عامه كرمانشاه ساخته شده است .
شواهد باستان شناختي نشان داده است پايه هاي سنگي اين پل در اواخر دوره ساساني ساخته شده ولي هرگز به اتمام نرسيده است تا اينكه مطابق با متن كتيبه در دوره پهلوي اول اقدام به تكميل پل مي نمايد
پل خسرو
اين پل در 2 كيلومتري جنوب غربي شهر بيستون و بر سر راه قديمي كه از بيستون به تخت شيرين و سرماج مي رود ، بر روي رودخانه گاماسياب ساخته شده است . پل خسرو به طول 80/152 متر و عرض 20/7 متر مي باشد كه شامل 9 پايه و 10 دهانه است . عرض هر يك از پايه ها 20/7 متر و طول آنها 30/14 متر است هر يك از دهانه ها نيز 80/8 متر عرض دارد . از نظر پلان هر كدام از پايه به صورت شش ضلعي مي باشند كه از سه بخش تشكيل شده اند . قست مياني كه مستطيل شكل است و در دو طرف آن ، دو آبشكن مثلث شكل كه قاعده آن با قطر پايه يكي است قرار دارد . پايه ها با مصالح لاشه سنگ ، ملاط گچ و سنگ هاي تراشيده چيده شده اند به اين ترتيب كه لاشه سنگ ها را در ملاط گچ غوطه ور كرده و سپس روكار ديوار را با بلوك سنگي تراشيده ، چيده اند . بر روي برخي از اين بلوك ها علائم سنگ تراشان ساساني به اشكال مختلفي نقش شده است . اين بلوك‌هاي سنگي مكعب مستطيل به وسيله بست هاي آهني متصل هستند . اين بست ها به عرض 5/4 سانتي متر و طول بين 20 تا 28 سانتي متر مي باشند كه هر كدام از آنها دو سنگ را به هم متصل مي كند .
پايه هاي پل بر روي بستر سنگ فرش شده رودخانه بالا آمده اند . اين بستر سنگي به صورت سكوي سراسري است كه مانع شستن كف رودخانه شده و در عين حال ارتفاع سطح آب را تنظيم مي كند .
از طاق چشمه ها و گذرگاه پل آثاري بر جاي نمانده است ولي در سال هاي اخير بر روي پايه هاي سنگي اين پل ، پلي فلزي به پهناي بيش از يك متر ، براي تردد افراد محلي ايجاد كرده اند پل ساساني خسرو در مسير جاده اي از دوره ساساني قرار داشته كه بقاياي آن در دوطرف پل به طول چند كيلومتر ديده مي شود . پهناي جاده 7 متر است كه با قلوه سنگ وملاط فرش شده است .
پل گرمابه
در موقعيت عرض جغرافيايي N.34?,05?,11.8? و طول جغرافيايي E.47?,26?,18.7?و ارتفاع 1254 متري ازسطح دريا در منتهي اليه رودخانه گيزر و در نزديكي تقاطع اين رودخانه با رودخانه گاماسياب بقاياي يك پل تاريخي كه پل گرمابه ناميده مي شود . بقاياي اين پل كه با استفاده از مصالح قلوه سنگهاي بستر رودخانه و ملاط آهك بر جاي مانده است در قسمت فراخ تنگه ايجاد شده است . در حال حاضر فقط پايه هاي چشمه مركزي آن برجاي مانده است . و به جهت سيلابي رودخانه در طول زمان پايه هاي كناري آن از بين رفته اند . ابعاد دو پايه 20/4 * 80/5 است و ارتفاع باقي مانده 10/2 سانتي متر است فاصله دو پايه چشمه هاي پل 40/5 متر است . در حال حاضر وضعيت حفاظتي تپه نامطلوب است زيرا به جهت سيلابي بودن رودخانه دچار تخريب شده است و صرفا" بقاياي دو پايه چشمه مركزي بر جاي مانده است . بهترين راه دستيابي به اين پل از طريق جاده مالرو از روستاي ميرمينك به سمت مزرعه گرمابه مي باشد . با توجه به وضعيت زيست محيطي مكان و وجود رودخانه گيزر و گاماسياب اين پل را مي توان بعنوان يك بناي عام المنفعه شكل گرفته برروي اين رودخانه محسوب نمود كه با توجه به بوم آور بودن مصالح و سبك محلي آن مي توان از آن به عنوان يك پل جهت استفاده هاي خاصي ياد نمود . يرا مسيري كه اين پل درآن واقع است به جهت وضعيت خاص توپوگرافي و جغرافيايي محل , جزء راههاي اصلي نبوده و صرفا" از اين پل و مسير آن مي توان به عنوان يك مسير جهت عبور و مرور عشاير , اشاره نمود كه استان لرستان و استانهاي جنوبي را به استان كرمانشاه پيوند مي داده است . با توجه به مصالح و ساخت نمي توان قطعا" در مورد دوره آن اشاره نمود و صرفا"بر اساس پا كار قوس هاي جناغي ساخت اين پل را مي توان به دوره صفويه و يا پس از آن نسبت داد .

پل كهنه بيستون
اين پل در حاشيه شرقي شهر كرمانشاه ، نزديك روستاي مراد آباد ، بر روي رودخانه قره‌سو احداث شده است . از اين پل در گذشته عابرين مستقيماً به دروازه شهر كه « دروازه اصفهان » ناميده مي شد ، وارد مي شدند . بر اساس بخش هاي قابل رويت ، اين پل به طول 186 متر و عرض 9 متر مي باشد كه با جهت شرقي ـ غربي ساخته شده است . پايه هاي اين پل به صورت شش ضلعي مي باشد كه قسمت داخلي آنها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده ولي روكار آنها با بلوك هاي سنگي مكعب مستطيل تراشيده چيده شده است . هر يك از پايه هاي اين پل به عرض 50/3 متر مي باشد . در جلو پايه‌ها در جهت مخالف جريان آب ، آبشكن‌هاي مثلث شكلي با سنگ‌هاي تراشيده ، ساخته شده است .

همچنين در كناره هاي پل ، سيل برگردان هايي با سنگ هاي تراشيده ايجاد كرده اند .
پل كهنه داراي شش دهانه مي باشد . هر يك از اين دهانه داراي طاق هاي جناغي هستند كه با آجر ساخته شده اند . ارتفاع متوسط هر يك از طاق ها از كف رودخانه تا تيزه طاق در حدود 40/4 متر است .
در نماي شمالي و جنوبي پل بر روي هر يك از آبشكن ها ، پشتبندهاي آجري وجود دارد كه تا سطح پل بالا آمده اند پشتبندهاي نماي شمالي نيم دايره اي ولي پشتبندهاي نماي جنوبي ، مثلثي مي باشند در حد فاصل پشتبندها و بر روي هر يك از پايه سنگي ، دهليزي به طول 9 متر ايجاد شده است كه داراي طاق جناغي است . حضور اين دهليزها و پشتبندهاي مدور دو طرف ورودي آنها ، پل كهنه قره‌سو را به صورت يكي از زيباترين پل‌هاي دوره صفوي در آورده است .
به نظر مي رسد كه پايه هاي سنگي اين پل متعلق به دوره ساساني است و با توجه به آجرهايي از دوره سلجوقي كه در اطراف پل پراكنده است ؛ اين پل در دوره سلجوقي تعمير گرديده و همچنين در دوره صفويه به شكل كنوني بازسازي شده است .

 

كاروانسراها ، دروازه ها و بازارها در شهرستان هرسين

كاروانسراي ايلخاني (بيستون )
اين كاروانسرا بر روي بقايايي از يك بناي سنگي دوره ساساني ساخته شده است كه به كاخ خسرو معروف مي باشد . به اين ترتيب كه ايلخانيان با الحاق ديوارهايي به ديوارهاي محيطي بناي ساساني ، كاروانسرا را احداث كرده اند .اين كاروانسرا به ابعاد 80 * 85 متر است كه با لاشه سنگ و آجر به همراه ملاط گچ ساخته شده است . درگاه ورودي كاروانسرا در جبهه شرقي بنا قرار دارد . اين درگاه ورودي به حياط مركزي منتهي مي شود . در اطراف حياط نيز مجموعه اي از اتاق ها و ديوارهاي مستطيل شكل قرار دارد . به اين ترتيب كه در سه ضلع شرقي ، شمالي و جنوبي ، رديفي از ايوان ها و اتاق ها قرار گرفته است و به عبارتي ترتيب قرار گرفتن اتاق ها به اين صورت بوده كه در كنار هر ايوان دو اتاق ساخته شده است ولي در ضلع غربي در جلو هر يك از اتاق ها ، ايوان كوچكي وجود دارد . ديوارهاي اين كاروانسرا تا قسمت پاكار قوسي به وسيله لاشه سنگ و از پاكار تا تيزه قوسي با آجر چيده شده است . در داخل حياط مركزي اين كاروانسرا ، مسجد كوچكي ساخته شده است . در كنار اين مسجد نيز سكويي با پلان مربع احداث شده كه در هر گوشه آن پشتبند مستطيل شكلي قرار دارد . در مركز اين سكو نيز فضاي مدور توخالي ايجاد شده است . متأسفانه كاربرد اين سكو تا كنون مشخص نشده است .
كاروانسراي شاه عباس بيستون
در موقعيت عرض جغرافيايي N.34?,22?,52? و طول جغرافياييE.47?,25?,55? و در ضلع شمالي شهرك الزهراي بيستون , حد فاصل ميان شهرك و صخره عظيم بيستون يك كاروانسرا از دوران صفوي مشاهده مي شود. پلان اين كاروانسرا از نوع پلان شناخته شده و معروف چهار ايواني است . همچنانكه مي دانيم ساخت بناهاي چهار ايواني درايران داراي سابقه اي قريب به دو هزار سال بوده و قديمي ترين مدل شناخته شده اين نوع پلان به دوران اشكاني و كاخ پارتي آشور باز مي گردد كه اين نوع پلان در ادوار مختلف اسلامي همواره در ساخت بناهاي ديگري چون مساجد , مدارس و ... بكار گرفته شده است .
با توجه به كتيبه و قفنامه شيخ عليخان زنگنه , صدر اعظم شاه سليمان صفوي , اين كاروانسراي در عهد شاه سليمان صفوي و بين سالهاي 1077 – 1105 ه . ق بنا گرديده است . مصالح اين كاروانسرا در ازارها سنگ هاي تراشي است كه احتمالا" از مصالح دوره ساساني است كه در محل موجود بوده است و ساير قسمتهاي بنا از آجري ساخته شده است . متاسفانه با وجود جنبه هاي ارزشمند معماري و برخورداري از پلان و فضاي فوق العاده اين اثر داراي وضعيت حفاظتي نامطلوب است و به جهت كاربري نامناسب آن كه امروزه به تأديب گاه معتادين تبديل شده است , دخل و تصرف و الحاقات نابجايي در آن صورت گرفته و رطوبت كه بروي ديوارهاي بناست آن را دچار تهديد جدي نموده است . . در اين خصوص پيشنهاد مي گردد كه هر چه سريعتر بنا از كاربري فعلي خارج شود و با توجه به موقعيت ويژه اثر كه به عنوان يكي از كاروانسراهاي جاده عتبات عاليات مطرح بوده است , مجددا" كاربري سياحتي – فرهنگي به آن داده شود و اين اثر ارزشمند ملي كه حتي در فهرست آثار ملي كشور نيز به ثبت رسيده است . هويت حقيقي خود را باز يابد و به محل مطلوبي براي سياحان و گردشگران داخلي و خارجي تبديل گردد .
كاروانسراي صفوي بيستون
كاروانسراي بيستون در 30 كيلومتري شمال شرقي كرمانشاه و در محل روستاي بيستون كهنه ، واقع شده است . اين كاروانسرا كه به كاروانسراي شاه عباسي نيز معروف است . همانند بسياري از كاروانسراهاي صفوي به سبك چهار ايواني بنا گرديده است . اين بنا به طول 60/83 متر و عرض 50/74 متر است . در چهار گوشه اين بنا ، برج هايي قرار دارد كه برج هاي ضلعي غربي مدور و برج هاي ضلع شرقي هشت ضلعي است . ديوار محيطي اين كاروانسرا در قسمت داخل و بيرون تا كف طاق نماها به وسيله سنگ هاي تراشيده ، و از كف طاق نماها به بالا با آجرهايي به ابعاد5*25*25 سانتي متر ساخته شده است . دروازه ورودي اين كاروانسرا به عرض 50/3 متر در ضلع جنوبي است . در هر طرف اين دروازه هفت طاق نما قرار دارد . پس از دروازه ، فضايي سرپوشيده با طاق جناغي وجود دارد كه در طرفين آن دو ايوان با طاق هلالي است . در ابتداي اين ايوان ها ، راه پله اي ساخته شده كه به پشت بام بنا مرتبط مي باشد . اين فضاي سرپوشيده به يك فضاي هشت ضلعي با طاق گنبدي منتهي مي شود . در طرفين اين فضاي هشت ضلعي ، دو ايوان وجود دارد كه هر يك از اين ايوان ها داراي سه درگاه مي باشد .از اين فضاي گنبددار مي توان وارد حياط كاروانسرا شد . در هر يك از اضلاع كاروانسرا ، شش اتاق چهار ضلعي است . جلو هر يك از اتاق ها ، ايواني است كه سطح آنها سنگ فرش است . در چهار كنج حياط نيز چهار ايوان شش ضلعي قرار دارد .مقابل درگاه ورودي كاروانسرا ، در ضلع ديگر ، شاه نشين ساخته شده است . شاه نشين اتاق بزرگي است كه جلو آن ، ايوان بزرگي شبيه ايوان هاي شرقي و غربي كاروانسرا قرار دارد.در پشت اتاق هاي كاروانسرا ، اصطبل هاي درازي ساخته شده است . در هر يك از اين اصطبل ها ، تعدادي سكو جهت انداختن بار و استراحت كاروانيان وجود دارد .اين كاروانسرا به دستور شاه عباس اول صفوي ساخته شده است . با توجه به كتيبه اي كه از شاه سليمان صفوي ( 1105 ـ1077 ه . ق ) باقي مانده است به نظر مي رسد بناي اين كاروانسرا در زمان پادشاهي شاه سليمان و صدارت شيخ عليخان زنگنه خاتمه يافته است . همچنين در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار و صدارت ميرزا‌آقاخان نوري توسط حاجي جعفرخان معمارباشي اصفهاني تعمير شده است .
كاروانسراي كهنه
در موقعيت جغرافياييN.34?,22?,55? و E.47?,26?,0? ارتفاع 1400 متري از سطح دريا در پاي صخره عظيم كوه بيستون و بر كنار شاهراه تاريخي ( جاده شاهي , جاده ابريشم و يا همان راه عتبات عاليات) بقاياي يك بناي نيمه مخروبه بر جاي مانده است كه با عنايت به وجود سر ستونهاي منقوش شبه كرنتي آن كه تصاويري از ايزدان و پادشاهان ساساني بر آن نقر گرديده، از قديم الايام توجه بسياري را بخود جلب نموده بود . شايد اولين پژوهش دقيق و علمي را صرفنظر از اشاراتي كه برخي از مورخان و سياحان نسبت به اين اثر نگاشته اند را مربوط به بررسيهاي دقيق ماكسيم سيرو بدانيم كه در سال 1959 اين بنا را بعنوان يك عمارت دوره ساساني مورد بررسي قرار داد . كاوشهاي علمي بعدي در اين بنا توسط لوشاي آلماني در سالهاي 74 – 1965 ميلادي آغاز گرديد .كه اين امر با جابجايي روستاي بيستون مصادف بود كه قسمت عمده بنا را پوشانده و اغلب خسارات زيادي به آن وارد نموده بود و هنوز هم بقاياي برخي ديواره هاي اين روستا بر روي بافت معماري قديم بر جاي مانده است . مطالعات نشان داد كه بناي مذكور مربوط به يك كاخ ناتمام در اواخر دوره ساساني ( خسرو II) است كه البته در ادوار بعدي دخل و تصرفاتي بر روي آن بوجود آمده است . از مهمترين تغييرات ايجاد شده در اين بنا مي توان به بقاياي كاروانسرا و مسجد ايلخاني اشاره نمود كه اين آثار با استفاده از آجرهاي خاص دوره ايلخاني و بر روي فونداسيون بجاي مانده از دوران ساساني ساخته شد . به نظر مي رسد كه آثار مذكور نيز بعدها توسط زلزله اي مهيب تخريب شده كه آثار آن هنوز ديده مي شود . بعد از آن دوران با ساخت كاروانسراي بزرگ شيخ عليخاي در چند صد متري اين بنا عليرغم استفاده زيادي كه از مصالح اين بنا در ساخت كاروانسراي جديد به عمل آورد لكن از آن پس اين بنا بصورت يك مخروبه كه تحت اشغال روستا در آمد، قرار گرفت , كاوشهاي بعدي در اين بنا در سالهاي 7 – 1976 ميلادي توسط آقاي رهبرانجام شد وپس از يك وقفه طولاني 22 ساله بارديگر توسط ميراث فرهنگي كرمانشاه از سر گرفته شد . طي حفريات اخير با توجه به تغيير بافت محل و جابجايي جاده اسفالته سابق پلان حياط غربي بنا بصورت كامل و براي اولين بار ارائه گرديد . سبك و اسلوب معماري ساساني همانند پشتيبانهاي منظم در فواصل معين و استفاده از حروف و علايم حجاران در برخي از سنگهاي تراش در اين بخش ديده مي شود . اين بنا در نزد اهالي به نام كاروانسراي كهنه معروف مي باشد . اسمي كه شايد بخاطر تميز آن از كاروانسراي ديگر ( كاروانسراي صفوي كناري) به كار مي رفته است .

 

قلعه ها ، برجها و آتشكده ها در شهرستان هرسين

نيايشگاه مادي بيستون
در زير كتيبه و نقش برجسته داريوش يكم در بيستون ، بقايايي از يك بناي سنگي وجود دارد كه در سال 1346 توسط هيئت هاي آلماني مورد كاوش قرار گرفته است . اين بنا به صورت صفه اي است به بلندي 5/1 متر كه به وسيله سنگ ها نتراشيده و به صورت خشكه چين چيده شده است . بر روي اين صفه ، راهرويي به عرض 5/1 متر و درازاي 7 متر وجود دارد كه بنا را به دو بخش تقسيم كرده است . در انتهاي اين راهرو ، اتاقي به ابعاد 5/6*5/3 متر وجود دارد . دو طرف پهناي اتاق را شكاف كوه و انتهاي آن را ديواري به عرض 5/1 متر و طول 5/5 متر مسدود مي نمايد . در كاوش هاي باستان شناختي تعدادي قطعه سفال از اين بنا به دست آمده كه قابل ملاحظه با سفالينه هاي مادي شناسايي شده از گودين تپه كنگاور و وشيجان ملاير مي باشد . هيئت آلماني اظهار مي كند اين بنا نيايشگاهي از دوره ماد است .


X